همیشه همه‌گانی‌‌ترین راه، راه درست نیست!

27 فروردین 1393

متن سخنرانی‌ رضا امیرخانی در دانشکده اقتصاد دانشگاه دمشق

همیشه همه‌گانی‌‌ترین راه، راه درست نیست!

اگر از ارباب رسانه‌ی حاضر در جلسه بپرسیم، اخبار سوریه در کدام صفحه و در کدام سرویس بایستی کار شود، همه خواهند گفت که در بخش اجتماعی، صفحه‌ی حوادث. این مهم‌ترین بخش سخن ام‌روز من است. در نظر من، هیچ کدام از اتفاقات سوریه به بخش حوادث مربوط نیست... جنگ سوریه خوراک بخش فرهنگ و اندیشه است...

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان/
جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

20 فروردین 1393

گشت‌وگذاری در قدمگاه امام رضا(ع)

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان/ جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

قطعه سنگ مربع و سیاه رنگی به ابعاد تقریبی 53 سانتی‌متر در داخل بقعه قدمگاه وجود دارد که به وضوح، اثر جای پای قدوم مبارک امام رضا (ع) بر روی آن نقش بسته است. این سنگ در ارتفاع 1/5 متری داخل بقعه بر دیواری نصب شده است. در کتاب تحفه‌الرضویه آمده که حضرت برای گرفتن وضو بر روی این سنگ ایستادند و همچنین نقل است که حضرت به هنگام قرائت حدیث گرانقدر سلسله‌الذهب بالای این سنگ رفتند و اثر قدوم مبارکشان بر سنگ نقش بست...

تا لحظه‌ی آخر هم شور پسرش را زد؛ یعنی که زمین نگذاشت، آرام، سرش را نیز

28 اسفند 1392

محمد جعفری متولد بامیان

تا لحظه‌ی آخر هم شور پسرش را زد؛ یعنی که زمین نگذاشت، آرام، سرش را نیز

وقتی که از این‌جا رفت، شب بود و زمستان بود؛ چشم از همه چیزش بست، بار سفرش را نیز
تحقیر و ملامت را، رنج و غم غربت را، می‌دید و پذیرا شد ترس و خطرش را نیز

خواهشمندم انقلاب را تنها نگذارید...

17 اسفند 1392

در حاشیه فیلم «چ»، شهید چمران و یار شهیدش اصغر وصالی

خواهشمندم انقلاب را تنها نگذارید...

از برکات فیلم شهید چمران یکی هم این بود که نام یکی از نمونه های انسان درخشان را که امام عزیز تقدیم این روزگار کرده است بر سر زبان‌ها انداخت. امید که نشانه ای باشد برای طالبان این خط نورانی و مسیر روشن تا با سیره و شخصیت شهید مظلوم اصغر وصالی و یاران گمنامش بیشتر آشنا شوند...

از سرگردانی تا حیرانی

11 اسفند 1392

نقدی بر ساربان سرگردان

از سرگردانی تا حیرانی

چرا نویسنده از کنارِ انقلاب، سرسری می‌گذرد؟ و به جنگ که می‌رسد حق مطلب را ادا می‌کند؟ حتی از آهنگران می‌گوید و دو صفحه از کتاب هم شعرهای فرید طهماسبی... «در باغ شهادت را نبندید»... و شاعرانِ دفاع مقدس است. به نظر می‌رسد نویسنده نتوانسته تکلیفِ خودش را با پدیده‌ی انقلاب روشن کند. آدم‌های داستان اهل مبارزه هستند. اما هیچ وقت به ساختن فکر نکرده‌اند و حرفی هم از آن نمی‌زنند. امام با انقلابِ مذهبی‌اش همه را غافلگیر کرد. در واقع پیش از انقلاب و در سال‌های مبارزه، امام و مقلدان و پیروانش، تنها گروهی بودند که می‌دانستند چه می‌خواهند. بقیه فقط در «نخواستن رژیم پهلوی» اشتراک نظر داشتند. این واقعیت داشت که خیلی‌ها، تقریبا همه‌ی کسانی که در ایران ماندند، به انقلاب پیوستند. اما همه‌ی آن‌ها، هم‌بستگیِ کاملی با انقلاب و امام نداشتند. برخلاف انقلاب، که تکلیف نویسنده با آن روشن نیست، دانشور با جنگ کنار آمده و در این جنگ دفاعی، حماسه‌ها و زیبایی‌های سرشت بشری را می‌بیند و از همین رو، تا حد زیادی حق مطلب را در مورد جنگ ادا می‌کند...