اگر جدا دلتان می خواهد پدر و مادرتان را اذیت کنید، کمترین کاری که از شما بر می آید، رفتن به وادی هنر است! شوخی نمی کنم. با هنر نمی شود چرخ زندگی را چرخاند. هنر روشی بسیار انسانی برای تحمل پذیر تر کردن زندگی است. به خدا، سر و کله زدن با هر هنری، مهم نیست که کارتان را خوب بلد باشید یا نه، راهی است برای تعالی روحتان. توی حمام آواز بخوانید، قصه تعریف کنید، شعری برای یکی از رفقایتان بسرایید، حتی اگر شده یک شعر آبکی مزخرف. تا جایی که برایتان مقدور است این کارها را بکنید. پاداش عظیمی نصیبتان می شود. با این کار شما چیزی را خلق کرده اید.
این مقدمه را از قصد از روی کتاب انتخاب کردم تا پی ببرید «مرد بی وطن» نه تنها یک زندگی نامه نیست، بلکه به قول لس آنجلس تایمز و خیلی های دیگر: از سخنرانی ها و مقالات طنز نویسنده آن اقتباس شده است و در عمق خود نوع دیگری اثر ادبی به شمار می رود، نوعی کامل تر و پیچیده تر است و این آخرین فرصت است تا از خواندن آثار «ونه گات» لذت ببریم. به قول استاد «زتر کل»، خدا را شکر که ونه گات، «قولش را زیر پا گذاشت و کتاب دیگری هم نوشت!»
«کورت ونه گات» نویسنده آمریکایی از پیروان ضد بوش است و سیاست های جنگ طلبانه اوست که تا کنون باعث شده کتابهای زیادی در این باره بنویسد. «ونه گات» نسل سوم یک مهاجر آلمانی است. زمان جنگ جهانی دوم وی را به اروپا فرستادند، که همان جا به اسارت آلمانی ها در آمد و با خاتمه جنگ (1945) آزاد شد. این رویداد هسته مرکزی بسیاری از آثار اوست، از آن جمله «سلاخ خانه ی شماره پنج»، که چهاردهمین رمان سده ی بیستم شناخته شده است. خود او اینگونه خود را در کتاب معرفی کرده است: «من یکی از مردمان دریاچه های بزرگ آمریکا هستم، یکی از مردمان آب های شیرین آن دریاچه ها، نه از مردمان اقیانوسی بلکه از مردمان خشکی. هر وقت توی آب شنا می کنم، حس می کنم دارم توی سوپ مرغ شنا می کنم!»
ونه گات در آخرین کتابش «مرد بی وطن» که به نوعی از مجموعه سخنرانی ها و قطعات طنز است به ترسیمی از زندگی کنونی آمریکایی ها پرداخته است که با نثری عجیب و غریب همراه شده است. در این کتاب می توان تکه های طنز آلودی مشاهده کرد که به نحو منحصر به فردی سخره گی، زندگی سراسر فریب اما ظاهر نمای حاکم بر نوع حاکمان کلان شهرهای آمریکایی را در آن می توان دید: «اما اگر مسیح، آن مواعظ بالای کوه را نگفته بود، که آن همه پیغام رحمت و ترحم در خود دارد، دلم نمی خواست انسان باشم. دوست داشتم هر چه سریعتر تبدیل بشوم به مار زنگی!» به قول یکی ازروزنامه گران آمریکایی « مرد بی وطن» نسخه قرن بیست و یکمی از «شازده کوچولوی» سنت اگزوپری است که این نیویورکی تنبل عاشق سیگار برای آدم بزرگ ها نوشته!
سراسر این کتاب را می توان مملو از گیومه هایی کرد که قطعات آن را متمایز از همه ادوات پیامی نویسندگان جهان می کند: «هر چه بمب هیدروژنی بیشتری داشته باشیم، به خصوص اگر همه هم تنظیم شده باشند تا در یک لحظه به کار بیفتند، بشر امنیت بیشتری دارد و دنیایی که نوه های ما به ارث می برند بهتر خواهد بود!»
بر سراسر این اثر «نظمی از بی نظمی» حکم فرماست که مختص نوع و سبک ونه گات است. کتاب با تصاویری که ونه گات به کمک یکی از همفکران و دوستانش کشیده است زینت آرایی شده است. او در جایی از کتاب نمودار پر رنگ قصه های مختلفی را آورده است: «تقابل بخت با زمان».
برای مثال وقتی از داستان «مسخ» فرانس کافکا صحبت کرده، نمودار سیر نزولی به سمت بدبختی، آن هم تا بی نهایت را کشیده (زیرا این داستان بدبینانه است) وبرعکس هنگام صحبت از سیندرلا نمودار صعودی می شود و وضع بهتری پیدا می شود.او در مورد نقاشی های این کتاب گفته: «من تصاویر را نقاشی می کنم یا طرح می زنم و «جو» از بعضی هاشان، یکی یکی، با صرف وقت زیاد و پروسه ی سیلک اسکرین گراوور می سازد که این کار را تقریبا هیچ احد دیگری انجام نمی دهد، یعنی پاک کردن جوهر با پارچه و کشیدنش روی کاغذ. این پروسه چنان پر زحمت و محتاج به کار یدی است، که تقریبا به باله می ماند. برای همین است که تک تک گراوورهای ساخته ی جو برای خودش یک پا نقاشی است.»
قطعاتی داستانی نیز به همراه کتاب آورده شده است که فکاهه و طنز سیاه آنرا قوی تر کرده است: «تا حالا متوجه شدید که همه ی آثار بزرگ ادبی موی دیک، هاکلبری فین، وداع با اسلحه، داغ ننگ، نشان سرخ دلیری، ایلیاد و اودیسه، جنایات و مکافات، کتاب مقدس، شعر حمله ی بریگاد نور، درباره ی این است که انسان بودن چه چیز مزخرفی است؟! واقعا خیال آدم راحت نمی شود که همچو چیزی را از زبان کس دیگری می شنود؟!»
واقعیت این است که تصویر بمباران کردن شهر های آلمانی توسط نیروهای انگلیسی در جنگ جهانی دوم بر روح ونه گات، تاثیر بسزایی داشته است که در اکثر آثار وی می توان به این واقعه و اثرات آن توجه نمود. ونه گات از شب بمبارانی می گوید که او به همراه سایر اسرای متفقین در آلمان –درسدن- در پناهگاه بوده اند و جنگنده های انگلیسی شبانه یک شهر را با 135000 نفر به دنیای عدم فرستادند! این توحش بی سامان اکثر برزخی های ونه گات را و ایضا وحشت اورا از جنگ و سیستم جهان خواری افزون کرده و نوشته هایش را مملو سیاه نمایی و طنزی تلخ کرده است، که جابه جا در آثار دیگر این نویسنده از جمله «سلاخ خانه ی شماره پنج» می توان مشاهده نمود.
شاید از من بپرسید که خواندن این کتاب چه ثمره و چه رمزی را در خود دارد که ما باید وقت بگذاریم و آن را بخوانیم؟
«در جواب باید بگویم کسی شما را اجبار نکرده و می توانید به سراغ دی وی دی های خانگی بروید و یک فیلم هندی ببینید و یا با دوستان خودتان پارک بروید و فالوده ای بزنید و اصلا نگذارید سرانه مطالعه ی کشور از دو دقیقه در شبانه روز برای هر نفر بالاتر برود!»
شوخی کردم! این فن را از خواندن آثار «ونه گات» به سرقت بردم! با اینکه خیلی دلم می خواست که چند سطر دیگر هم بنویسم تا حسابی شوکه شوید و همین الان با دفتر سایت تماس بگیرید و از من شکایت کنید! اما تقلید از استاد، آن هم برای مدتی طولانی کار هر کسی نیست و باید بگوییم: این اثر کوتاه، آخرین فرصت بود برای علاقه مندان به آثار «ونه گات» تا از قلم منحصر به فرد و دیدگاه های مثال زدنی اش خداحافظی گرمی بکنند!
«ونه گات» با نگاهی به هملت در این کتاب به این نتیجه می رسد چون هر اتفاقی «نه خوب است نه بد» پس شکسپیر قصه گوی ضعیفی بیش نیست. از طرفی، شکسپیر همیشه به دنبال بیان حقیقت است، چون ما در زندگی هرگز نمی توانیم بگوییم «خبر خوب چیه و خبر بد چیه»!
کتاب «مرد بی وطن» در حالی که مدت ها از مرگ این نویسنده نمی گذرد (حدودا دو سال) به همت انتشارات «کاروان» توسط «حسین شهرابی» در سال 1386 به چاپ رسیده است. این ترجمه نسبتا به متن وفادار است و با نسخه های مشابه مقداری متفاوت است.
این کتاب نه یک بیانیه ی سیاسی و نه صرفا رمانی هیجان انگیز یا فکاهه است .نوشته های او عجین شده اند با شعری سیاه، نثری منحصر به فرد، با شواهدی رئالیستی که با چاشنی طنز همراه شده است. نقاشی ها و عبارات شعر اصلی متن نیز در کتاب حک شده که کاری تازه محسوب می شود.
خواندن این کتاب را به علاقه مندان به کارهای «ونه گات» و دانشجویان ادبیات، روزنامه نگاران و طنزپردازان شدیدا توصیه می کنیم!