درباره نویسنده: پل اُستر
ساکن منطقه بروکلین نیویورک است. در پانزده سال گذشته، سالی یک کتاب منتشر کرده است. کشف تازه مترجمان و خوانندگان ایرانی است. پل اُستر نویسنده امریکایی که کارش را با ترجمه آثار فرانسوی به انگلیسی و شعر گفتن در فرانسه آغاز کرد. تا بیست سال نمی توانست رمان هایی را که می نوشت منتشر کند. او مجبور شد برای چاپ اولین رمانش به هفده انتشاراتی مراجعه کند تا اینکه هجدهمین انتشاراتی قبول کرد کتابش را چاپ کند و این چنین بود که نویسنده جدیدی وارد ادبیات امریکا شد. البته او را ابتدا فرانسوی ها با استقبالی که از رمان هایش کردند، کشف کردند. بعد از آن بود که خود آمریکایی ها هم نسبت به او اقبال پیدا کردند. اما این همه قصه او نیست. او پس از اینکه از نوشتن رمان هایش پول کافی بدست آورد، سراغ یکی دیگر از علایقش رفت و چند فیلم هم از روی روی داستان های خودش ساخت. او یک رمان نویس حرفه ای است و برخلاف زمانه ای که نویسندگان دیگر حوصله نوشتن رمان ندارند، او فقط رمان می نویسد. او شصت سال دارد. آثار منتشره از او در ایران این ها هستند: سه گانه نیویورک(شامل سه رمان مستقل به نام های شهرشیشه ای، ارواح و اتاق دربسته)، شب پیشگویی، هیولا، تیمبوکتو و کتاب اوهام.
درباره ی کتاب: «کتاب اوهام»
آخرین رمان منتشر شده از این نویسنده آمریکایی در ایران کتاب اوهام است. کتاب اوهام اثر ارزنده و نمونه ای است. از آن می توان به عنوان مدخل مناسبی برای ورود به جهان داستانی نویسنده اش استفاده کرد.
رمان، داستان زندگی «دیوید زیمر» استاد ادبیات دانشگاه است، که طی یک حادثه سقوط هواپیما دو فرزند و همسرش فوت کرده اند. حالا او روزگار بدی را می گذراند، استر همین پیرنگ تکراری و کلیشه ای در ادبیات را دست مایه خود قرار می دهد، داستانش را شروع می کند اما خیلی ساده و بعد از تعریف کردن دنیای درونی و بیرونی «دیوید زیمر» به روزمرگی می رسد. خواننده منتظر یک اتفاق جدید است اما اتفاقی نمی افتد. زیمر انسانی دلمرده و افسرده است. رغبت چندانی به ادامه حیات ندارد. روایت استر در این قسمت داستان بسیار به روایت کافکایی (نویسنده ای که استر به شدت به او علاقه مند است) نزدیک است. زیمر در مالیخولیایی به سر می برد، شبیه آنچه که در «مسخ ِ کافکا» رخ می دهد. انسانی به تدریج از هویت واقعی خود دور شده و به شکل استعاری به موجودی بد هیبتی تبدیل می شود. اما استر به شیوه ی کافکا پیش نمی رود. این جا جهان داستانی استر است و او به شیوه خود داستان را روایت می کند.اتفاقی می افتد و دیوید زیمر در شب کریسمس هنگام تماشای یک کمدی صامت ِ گم نام از بازیگر ــ کارگردانی ــ به نام «هکتور مان» آن چنان به وجد می آید که می خندد، همین خنده و اتفاق است که جهان زیمر را زیر و رو می کند. قهرمان ــ راوی ــ داستان تصمیم می گیرد که دیگر آثار این کمدین را هم تماشا کند. همین تصمیم سبب می شود که او به سفر برود. در نتیجه ی دیدن دوازده فیلم از اوست که خود را وقف نوشتن کتابی برای این کمدین می کند. مشغول نوشتن می شود. قهرمان داستان از دیدگان پنهان می شود، نیمی از دنیا از پاریس تا شرق آمریکا را برای دیدن فیلم های صامت «هکتور مان» زیر پا می گذارد و در طول نه ماه کتاب را در تنهایی می نویسد. بعد از فراغت از نوشتن کتاب دوباره همان حالت قبل به سراغش می آید و رنج ِ از دست دادن خانواده امانش را می برد، در همین حال با یک پیشنهاد روبرو می شود، ترجمه یک کتاب 2500 صفحه ای از«شاتوبریان» نویسنده هم عصر ناپلئون فرانسه، پیشنهاد را می پذیرد و خود را وفق زندگی ِ یک مرد مرده ی دیگر شبیه هکتور مان می کند؛ اما نامه های مشکوکی به دستش می رسد که از زنده بودن هکتور مان خبر می دهد، و البته ادامه داستان جذاب ِ استر را باید در لذت خواندن رمان تجربه کنید.
کتاب اوهام یک اثر نمونه ای از جهان استر است. در داستان های استر قهرمان ها، یا نویسنده ی حرفه ای هستند یا در طول داستان به نوشتن رو می آورند. نوشتن برای قهرمان های استر یک جور آیین و مرام به حساب می آید که با پناه بردن به آن می توانند از وضیعت بغرنجی رهایی یابند و هویت جدیدی برای خود مهیا کنند. در این کتاب هم، زیمر برای رهایی از رنج حادثه ای، به نوشتن رو می آورد. در دیگر آثار استر هم نمونه های زیاد از آن گونه رجوع به نوشتن وجود دارد.
یکی دیگر از تم های مورد علاقه استر که در همه داستان هایش به گونه ای وجود دارد شور و علاقه ای است که او به معما دارد. او حتی یک مجموعه معمایی به نام « سه گانه نیویورک» نوشته است. در «کتاب اوهام» هم دیوید زیمر آن جا که در پی یافتن هکتور مان می رود با همان تم آشنای معما و حل آن توسط کارآگاه روبرو هستیم. استر یک نویسنده آمریکایی است. اما او نویسنده ای است که در دو جهان متفاوت ادبی رشد کرده است. یکی ادبیات ِ روایت محور ِ امریکایی با غول هایی مانند همینگوی، ریموند چندلر و دشیل همت (که این دو نام آخر از نویسندگان محبوب او به حساب می آیند) و جهان دیگر ادبیات اروپایی با غول هایی مانند تولستوی، داستایفسکی و کافکا، حضور این دو جهان را در همه رمان های استر به خوبی قابل در ک است. آنجا که استر با توجه به علاقه اش به داستان های کارآگاهی دشیل همت و چندلر روایت معما گونه را آغاز می کند، اما حل معما تبدیل به سفری می شود که قهرمان داستان تجربیات فلسفی و بشری عمیقی را از سر بگذراند و هم چون هم سلفان کبیر روسی و فرانسوی خود تلاش کند تا آنجا که می تواند وجود انسانی را که در قالب شخصیت های داستانش ظهور یافته اند را واکاوی کند. بنابراین معما ها برایش چندان اصالتی ندارند. یا به سادگی حل می شوند مانند همین «کتاب اوهام» یا مانند کتاب «شب پیشگویی» با یک مونولوگ درونی همه مسائل توضیح داده می شود.
در کتاب اوهام با سه داستان متفاوت از سه مرد روبرو هستیم، یکی دیوید زیمر (که راوی داستان هم هست) است. دیگری هکتور مان است و در نهایت شاتو بریان نویسنده مشهور فرانسوی هم هست و البته در ابتدای کتاب هم نقل قولی از شاتو بریان هم می خوانم که:«انسان زندگی واحدی ندارد.» در واقع در بستر این سه داستان است که هر بار منظر تازه ای از رنج بشری به تصویر کشیده می شود. انسان هایی که هم چون دیوید زیمر و هکتور مان تا مرز مرگ پیش می روند و دوباره برمی گردند یا شاتو بریان که برای فرار از فقر کشنده و گذران روزگار مجبور می شود، ذره ذره خاطرات خود را بفروشد تا بعد از مرگش خوانده شوند. انگار این سه مرد، هم زاد هایی هستند که به نحوی قرار است در عالم با هم تلاقی داشته باشند. و حلقه این اتصال دیوید زیمر به عنوان نویسنده است. یک بار کتابی در مورد هکتور مان می نویسد. بار دیگر کتابی از بریان ترجمه می کند. استر به عمد در حول شخصیت هایش راز و رمزی را به وجود می آورد. راز و رمزی که مختصه اصلی استر است. ما در روزگاری زندگی می کنیم که هر روز از قداست امور کاسته می شود و علم بشر با سرعت هولناکی همه راز ها را کشف می کند و این احساس را به وجود آورده است که دیگر رازی در عالم وجود ندارد. اما استر بر خلاف مسیر شنا کرده است و با ایجاد راز و رمز بار دیگر این نکته را یادآوری می کند که جهان ما، به خصوص عالم درون انسان رازهایی بسیاری وجود دارد که ما را یارای کشف آنها نیست.
استر را نویسنده ای پست مدرن می دانند اما همان طور که خودش در مصاحبه اش نقل می کند خود را در هیچ کدام از این قالب ها جای نمی دهد، بیشتر نحوه روایتش را کلاسیک می داند و درست هم همین است. داستان های او بیش از آنکه شبیه آثار «رمان نو» ضد روایت باشند. شبیه آثار کلاسیک روسی است، از حیث حضور شر و دنیای پر از رنج به آثار داستایفسکی شبیه است از لحاظ تعدد روایت ها شبیه آثار تولستوی است. ترجمه آثار او به نوعی اتفاق نیک در ادبیات ما محسوب می شود و سبب می شود ما کم و بیش به فاصله ی معقول تری با ادبیات روز دنیا داشته باشیم.