درباره نویسنده: «ایشی گورو»
در دهه شصت میلادی با ظهور «رمان نو» این گمان پیش آمد که رمان به پایان راه خود رسیده است. و آن چه از آن باقی مانده است، چیزی است بی مصرف که دیگر نمی تواند میلیون ها مخاطب را به وجد بیاورد. در همان سال ها مارکز با چاپ کتاب صد سال تنهایی به ستیز با ایده مرگ رمان رفت. از آن زمان سال ها گذشته است و در آغازه هزاره جدید نویسندگانی چون کازوئو ایشی گورو، پل آستر و حتی جی کی رولینگ این تصور را از ذهن ها زدوده اند که رمان و داستان بلند به پایان عمر خود رسیده است. این ها نویسندگانی هستند که نوع خاصی از سبک ادبی را دنبال نمی کنند بلکه بیشتر داستان هایشان را در ژانر های متفاوت تعریف می کنند.
در میان این نویسندگان ایشی گورو از اهمیت و اصالت یک هنرمند به معنای واقعی برخورد دار است. او که متولد ژاپن است، در شش سالگی به همراه خانواده به انگلستان مهاجرت کرد و در آن جا بزرگ شد. ایشی گورو نویسندگی را در آغاز دهه هشتاد میلادی آغاز کرد. بعد از چاپ دو رمانش بود که در سال 89 با چاپ کتاب بازمانده روز شهرتش از مرزهای انگلستان فراتر رفت و تبدیل به نویسده ای جهانی شد.
منظره رنگ پیده تپه ها(1981)
نقاش جهان شناور(1986)
بازمانده روز(1989)
تسلی ناپذیر(1995)
وقتی یتیم بودیم(2000)
هرگز رهایم مکن(2005)
درباره کتاب: «بازمانده روز»
رمان بازمانده روز، داستان سفر 6 روزه یک پیشخدمت ِانگلیسی مبادی آداب است. استوینز که به مدت سی سال پیشخدمت سرای دارلینگتن بوده است، پس از مرگ لرد دارلینگتن در همان خانه مانده است و در خدمت یک فرد آمریکایی با نام فارادی است. به پیشنهاد همین ارباب جدید است که استیونز با ماشین فورد اربابش سفری را در جزیره انگلستان آغاز می کند. درواقع این سفر یک اتفاق مهم در زندگی استوینز است. چون او پیشخدمت وفاداری است، او سی سال را به همراه اربابش، لرد دارلینگتن در همان خانه اشرافی زندگی کرده است و این سفر اولین حضور او با هویت جدید در دنیای بیرون خانه است. البته بهانه دیگری هم برای این سفر وجود دارد. استیونز قصد دارد با میس کنتن دیدار کند. میس کنتن سال ها پیش در کنار استیونز امور خانه دارلینگتن را سر و سامان می داده است. اما به دلالیلی که در طول رمان مشخص می شود؛ خانه را ترک کرده است. استیونز در آغاز سفرش، نامه ای از او دریافت می کند و احساس می کند که میس کنتن مایل به بازگشت ِ دوباره به خانه دارلینگتن است. به امید بازگشت او به سمت مناطقی که او ساکن است راهی سفر می شود.
بازمانده روز یک اثر چند لایه است. هنر نویسنده در این است که با مهارت این لایه ها در کنار هم چیده است و تصویری یک پارچه در کل اثر ارائه می دهد. تصویری که دارای چند وجه معنایی است. نکته ای که قبل از ورورد به داستان باید به آن توجه کرد فضای مکانی و زمانی داستان است. کشور انگلستان به علت حضور اشرافیت همواره دارای یک طبقه اجتماعی با نام پیشخدمت و خدمتکار است. و استوینزیکی از افراد این طبقه است. دوره زمانی داستان، دوران افول اشرافیت در فاصله دو جنگ جهانی و به طبع آن از بین رفتن این طبقه اجتماعی است. پیش خدمتی در آن زمان شغلی با ویژگی های بسیار خاص بوده است. پیش خدمت ها محرم اسرار ارباب خود بوده اند. وهیچ هدفی جز رضایت هر چه بیشتر ارباب خود نداشته اند. استوینز در ابتدای رمان و هر کجا که وقت می کند؛ ویژگی ها این شغل را بر می شمارد و اما مهمترین نکته عجیب این شغل آن جا ست که پیشخدمت در هنگام خدمت باید چنان در نقش خود فرومی رفته است که هویتی جز یک پیش خدمت نداشته است. او هویت خود را سرکوب می کرده است تا بهتر بتواند به اربابش خدمت کند. استوینز این خودباختگی را اوج کار یک پیش خدمت می داند و از آن با نام «تشخص» نام می برد.
حال بازگردیم به کتاب، سفر استوینز بهانه خوبی است که او از دل مشغولی های روزمره اش دست بکشد و کمی هم به خود بیندیشد. این فرصت سبب می شود؛ استوینز که حالا دیگر مرد مسنی شده است به درون گذشته ها نقب زند و به سراغ روزگاری برود که ارباب مرده اش ارج و قربی داشته است و سرای دارلینگتن محل تصمیمات مهم سیاسی برای انگلستان و اروپا بوده است. در این لایه از داستان ما با ارباب قدیمی استوینز آشنا می شویم و آن طور که او تعریف می کند متوجه می شویم که اربابش بعد از جنگ به علت روابطش با آلمانی ها بد نام شده است و سال های بعد از جنگ در گوشه عزلت مرده است. استوینز در خاطراتش نشان می دهد که بعد از پایان جنگ جهانی اول و در فاصله باقی مانده تا جنگ جهانی دوم اشرافیت انگلستان چه طور به آلمان ها نزدیک شده است و حتی تحت تاثیر افکار نازی ها قرار گرفته است.
لایه دیگر داستان مربوط به خاطرات شخصی خود استیونز است. او در این جا به طور خاص سراغ روابطش با میس کنتن می رود. میس کنتن سر خدمتکار خانه است. یعنی او پاکیزگی اتاق های خانه را به همراه افرادش بر عهده دارد. در واقع نزدیک ترین فرد به استیونز در خانه خانم کنتن است. همین نزدیکی سبب می شود که کشمکش او با استیونز زیاد شود. حضور میس کنتن و نحوه شخصیت پردازی او نشان می دهد که دنیای استیونز تا چه حد خالی از روح و معنا است. خلائی که خود او حاضر به پذیرفتن اش نیست. اما سبکسری و استمرار میس کنتن سبب می شود که درهای روابط بین آنها باز بشود. اما استیونز نمی تواند از زیر سایه تشخص پیش خدمتی خود بیرون بیاید. او نمی تواند در لحظات حساس در مورد امور بدیهی با میس کنتن همراهی کند. همین سبب می شود که میس کنتن از او دور شود از آن خانه برود.
گفتیم که داستان بازمانده روز اثر چند لایه ای است. اما نویسنده چگونه توانسته است این لایه ها را به هم مرتبط کند و از چند پاره بودن داستان ِ خود جلوگیری کند؟ او برای این کار شخصیت و زبان خاص او را انتخاب کرده است. استیونزبه جز صفحات آخر کتاب در کل داستان در حال پنهان کردن احساسات خود است؛ آن چنان که سال ها آن گونه زندگی کرده است. با زبان متملقانه اش خود را پنهان می کند و ما در کل خاطرات هیچ وقت از راز دل و موضع استیونز با خبر نمی شویم. او در کل داستان هم برای ما نقش پیش خدمتی را ایفا می کند که با زبان متملقانه برایمان خاطراتش را تعریف می کند.
مهمترین لایه داستان لایه ای است که در آن ما کم کم و فقط از روی شواهد کم روای متوجه علاقه میس کنتن و استیونز می شویم. اما ایشی گورو مانند همه نوشته های دیگرش، قهرمانانی را خلق می کند که از ابراز احساسات و منویات درونیشان عاجزند و این جا قهرمانی را داریم که بعد از ملاقات دوباره اش پس از سال ها ست که متوجه می شود، در زندگی مسیر اشتباهی را رفته است و خود را برای آرمان و هدفی پوچ فدا کرده است. اهدافی که در پس آن معنا و مفهومی قابل تصور نیست. او در این راه همه خوشی ها زندگی اش را فنا کرده است و از همه دردناک تر و تاثیر گذار تر آن جاست که او در می یابد چه تجربه های عظم انسانی را فدای مفهوم دروغینی به نام تشخص کرده است.
از بازمانده روز ایشی گورو حرفی زده شود و کلامی از ترجمه درخشان استاد نجف دریابندری زده نشود! استاد با سلیقه درست و طبع فوق العاده اش، در یافتن ِ داستان های درخشان، این بار سراغ ایشی گورو رفته است واین نویسنده اصیل را با ترجمه روانشان به مخاطب ایرانی معرفی کرده است. رمز موفقیت و ماندگاری دریابندری در ترجمه این است که می کوشد زبان خاص هر داستان را پیدا کند و در این جا نیز در اوج تجربه هایش قرار دارد. او با انتخاب زبان درباری و متملقانه دوران قاجار کلام و روحیات استیونز را به خوبی به مخاطب ایرانی نشان داده است و در عمیق تر کردن تجربه داستانی ایشی گور به ما کمک کرده است.