6 مهر 1387
استاد ترکی همچنین با انتقاد از هزینه های بالایی که صرف شناساندن شخصیت های قرآنی در صدا و سیما شده است، گفت: واقعا تا به حال چقدر مسئولان صرف هزینه ی شناساندن شخصیت سلمان فارسی با این پیچیدگی، به جوانان انجام دادیم. به هر حال باید یک اولویتی برای بودجه بندی ها صورت بگیرد و ما بسنجیم که فلان پیامبر بنی اسرائیل مهم تر است برای ما یا سلمان فارسی و این مسئله ای است که حتما
آخرین نشست از سری نشست های «سوره تماشا» در بخش جلوه های قرآن در ادبیات فارسی نمایشگاه بین المللی قرآن کریم، ساعت 22 روز جمعه، برگزار شد و طی آن سهیل محمودی به همراه استاد محمد رضا ترکی به بحث و گفت و گو پیرامون نخستین ترجمه های قرآن کریم به زبان فارسی پرداختند.
سهیل محمودی: به نام پاسداری از دین در حق زبان فارسی جفا نکنیم
به گزارش خبرنگار لوح، سهیل محمودی در ابتدای این نشست مطابق شب های گذشته با ذکر مقدمه ای پیرامون تاریخچه ترجمه قرآن کریم به زبان فارسی، اظهار داشت: اتفاقا زمانی که باید قدر زبان فارسی را خیلی زیاد بدانیم، برهه ای از تاریخ است که نخستین ترجمه های قرآن کریم به زبان فارسی انجام گرفت و در این امر نیز، شانیت سلمان فارسی در پیشتازی این کار بیش از هر زمان دیگر بر همگان مشخص می شود.
وی در ادامه خاطر نشان ساخت: زمانی این تلاش، ضرورت تاریخی اجتماعی بود و زمانی دیگر ضرورت چیز دیگری است. یعنی که اگر جوان ما بخواهد نسبت خودش را با زبان وقت پیدا کند، شاید نتواند برود به تفسیر المیزان، تفسیر ابو الفتوح رازی رجوع کند، اما او بهترین کاری را که می تواند انجام دهد این است که با درس محبتی که بزرگانی چون حافظ و سعدی به او می دهند این خلاء را پرکند.
این شاعر کشورمان تصریح کرد: ما به نام پاسداری و حفاظت از مکتب اهل بیت و معارف امام صادق_که همگی بر روی چشم مان جای دارند_ نباید در حق زبان،عرفان و مکتب های انسانی که در حوزه زبان فارسی پدید آمدند جفا کنیم.
محمد رضا ترکی: نخستین فرهنگ های زبان فارسی، ترجمه های قرآن هستند
در ادامه این نشست، محمد رضا ترکی با اشاره به این که در اوایل انقلاب شرایط به گونه ای بود که کسی به راحتی نمی توانست نام شاهنامه و فردوسی را ببرد، گفت: پیش از انقلاب بر حسب شرایط، این نام های مقدس به اعتقاد ما آلوده شده بودند، چرا که گروهی آمده بودند شاهنامه را دستمایه تبلیغات سطحی خودشان کرده بودند، به طوری که قشرهای متدین نسبت به بزرگی مثل فردوسی بدبین شده بودند و فکر می کردند این کتاب متعلق به شاهان است. اینان نمی دانستند که این کتاب در ذات و باطن خودش همان حقایق و مفاهیمی را دارد که با اسلام در آمیخته و در واقع افتخار فردوسی این بود که خاک پای ولی و وصی پیامبر بوده است.
وی در همین زمینه خاطر نشان ساخت: متاسفانه به خاطر این موضوع تا مدت ها به سختی می شد از فردوسی یاد کرد و این جفایی است که در حق بزگی چون فردوسی شده بود و بعد از انقلاب هم این مسیر را کسانی از سر ناآگاهی باور کرده بودند و ادامه می دادند. امروزه همین جفا نسبت به مولانا نیز احساس می شود.
او در رابطه با مثنوی معنوی مولانا تصریح کرد: مثنوی «اصل اصل اصول قرآن» است و اگر کسی بخواهد مثنوی را رد بکند، در واقع قرآن را طرد کرده است، چرا که بسیاری از حقایق قرآن در مثنوی آمده است.
وی اضافه کرد: ما ادعا نمی کنیم همه مطالبی که در مثنوی و کتاب های عرفانی آمده است حق است، زیرا ساخته ذهن بشر است و از عیب و نقص مبرا نیست، ولی اگر کسی بر زبان بیاورد که هر چیزی که در این کتاب آمده نا حق است، نعوذ باالله نفی قرآن کرده است.
استاد محمد رضا ترکی در بخش دیگری از صحبت هایش پیرامون نقش سلمان فارسی در پیوند بی ایرانیان و مسلمانان، اظهار داشت: در مقاطعی از تاریخ انسان های آگاهی پیدا شدند که از طریق آموزش مفاهیم قرآنی حوزه ارتباطی بین ایران و اسلام برقرار می کردند تا کمترین خسارت به فرهنگ ایرانی وارد بشود و نقش تا ریخی مهمی را ایفا کردند. مثلا با ورود سربازان مغول به ایران، خواجه نصیر الدین، حالت واسطه ای می شود بین مسلمان ها و فارسی زبانان و کاری می کند که قران کریم به راحتی به زبان فارسی ترجمه بشود. اتفاقا هر دوی این ها مخالفان و دشمنان بسیاری را نیز در طول تاریخ داشتند.
وی در همین زمینه ادامه داد: از این دروغ فجیع تر پیدا نمی شود که عده ای می گفتند سلمان قرآن را به پیامبر تعلیم می داده است. چه کسی هست که نداند سلمان در مدینه به خدمت پیامبر رسیده است و حداقل پانزده سال پیش از آن پیغمبر خود در مکه بوده است، بدون اینکه سلمانی نیز در کار باشد. همانطور که می دانید اصول اسلام در مکه بر پیغمبر نازل شد و اصلا سلمان کجا بوده است که بخواهد قرآن را به پیغمبر تعلیم بدهد!
ایشان در پاسخ به این سوال محمودی پیرامون اینکه آیا اولین ترجمان قرآن کریم به زبان فارسی بوده است، گفت: روایت هایی وجود دارد که سلمان فارسی کسی است که آیاتی از قرآن را به زبان فارسی ترجمه کرده است، اما این روایت چندان مستند نیستند. ما می دانیم که او مسلمان بوده و قطعا مفاهیمی را که در دوران حکم رانی مدائن آموزش داده است، ولی اینکه بخواهد متن قرآن را به زبان فارسی برگرداند، روایت مستندی ندارد.
وی ادامه داد: مورد دیگر این که روزگار سلمان ، روزگار ترجمه قرآن نیست. در روزگار سلمان هنوز زبان فارسی بدین شکل نبوده است که بشود قرآن را به کلی ترجمه کرد و تازه قرنها بعد این بحث بین مسلمانان در می افتد که آیا ترجمه قرآن مجاز می باشد یا نه و بعدا می آیند برای این کار از علما فتوا می گیرند؛ که این شاید برای ما خیلی عجیب باشد چرا اصلا کسانی برایشان سوال یش آمده زبان فارسی را می شود ترجمه کرد و یا نمی توان!
او تصریح کرد: باید توجه داشته باشیم که زبان فارسی که ما می گوییم زبان فارسی 1400 سال پیش نیست، زبانی است که هنوز آغاز دوره زبان دری است، یعنی هنوز زبان دارای لهجه محلی است و زبانی نیست که بشود یک متن اصیل را با آن ترجمه کرد و آن پختگی لازم را پیدا نکرده است. برای فهم این مطلب کافی است به عنوان مثال بخواهیم یک فیلم خارجی را با یک لهجه محلی دوبله کنیم و من احساس می کنم در آن موقع یک مضحکه می شود آن دوبله! دقیقا همین حالت نیز در آغاز کار وجود داشته و عده ای از این علما احساس می کردند که اگر بیایند قرآن را ترجمه کنند، همچنین حالتی ایجاد می شده است.
وی تاکید کرد: این که می گویند دو قرن سکوت معنایش این نیست که زبان ما را بستند و نمی گذاشتند حرف بزنیم، معنایش این است که زبان ما هنوز راه نیافتاده بود و زبان دری یک لهجه ای بوده در زبان فارسی.البته همان دو قرن، جزء پرهیاهوترین دوران تاریخ زبان فارسی ما می باشد و نخستین فرهنگ های زبان فارسی دقیقا همین ترجمه های قرآن هستند.
نویسنده کتاب «پارسای پارسی» در پاسخ به این سوال که نخستین ترجمان قرآن کریم از چه دورانی است، گفت: این واقعیتی است که تا همین اواخر دانشمندان ایرانی، اگر می خواستند کتاب جدی بنویسند، به زبان عربی می نوشتند و زبان فارسی را برای عوام می نوشتند. به عنوان مثال تذکره الاو لیا کتابی است که برای عموم مردم به زبان فارسی نوشته شده است.
سهیل محمودی نیز در پاسخ به این سوال گفت: در عین حال باز هم ترجمه و قصه هایی از ابوالفضل صور آبادی در اختیار ماست، یا تفسیر ابوالفتوح رازی که اینان همگی بخش هایی از ترجمه ای قرآن را شامل می شوند. برجسته ترین آنها نیز تفسیر طبری و تاریخ فرهنگی می باشد که نخستین پاره هایی از زبان فارسی دری، که امروزه برای پارس زبانان ارزنده و قابل توجه است، باز یک سرو کاری با قرآن داشته است.
استاد ترکی همچنین با انتقاد از هزینه های بالایی که صرف شناساندن شخصیت های قرآنی در صدا و سیما شده است، گفت: واقعا تا به حال چقدر مسئولان صرف هزینه ی شناساندن شخصیت سلمان فارسی با این پیچیدگی، به جوانان انجام دادیم. به هر حال باید یک اولویتی برای بودجه بندی ها صورت بگیرد و ما بسنجیم که فلان پیامبر بنی اسرائیل مهم تر است برای ما یا سلمان فارسی و این مسئله ای است که حتما باید گفته شود. باید ببینیم که از 124 هزار پیغمبر کدام یک در زمان حال برای ما مفهوم و پیام بیش تری را به دنبال دارد. یعنی اولویت سلمان بیشتر از این هاست و متاسفانه ما خیلی در این زمینه کم کار کردیم و به تعبیری از مرحوم شریعتی نادیده گرفتن نوامیس فرهنگی عین جفاست.
گفتنی است در پایان این نشست، جواد بخشش، خواننده، چند دقیقه ای را به منظور حسن ختام این نشست ها در بخش «جلوه های قرآن در ادبیات فارسی» نمایشگاه بین المللی قرآن کریم، به اجرای زنده پرداخت که با استقبال شرکت کنندگان در این برنامه نیز روبرو شد.