رضا میر کریمی در پنجمین فیلم بلند خود با تجربه ای متفاوت روبرو بود."به همبن سادگی" فیلمی است که در یک روز می گذرد و در محیطی بسته اتفاق می افتد اما تنها این موارد به عنوان تجربیات تازه میرکریمی به حساب نمی آیند بلکه درفیلم جدید او شخصیت اصلی که داستان یک روز از زندگی او روایت می شود، زن است.میر کریمی برای انتخاب بازیگرش از تعداد زیادی از بازیگران حرفه ای و غیر حرفه ای تست گرفت تا اینکه هنگامه قاضیانی برای ایفای این نقش انتخاب شد که به قول خود کارگردان با تمام عوامل بیرونی و درونی فیلم هماهنگ بود.
در هنگام دیدن فیلم شخصیت طاهره را به خوبی باور و درک می کنیم .هنگامه قاضیانی بسیار طبیعی و بدون کمترین حرکت تکنیکی شخصیت طاهره را بازی می کند.حتی در بیان هنگامه قاضیانی که با ته لهجه آذری هم همراه است ما تکنیک دیگری جز آکسان گذاری پیدا نمی کنیم.
این باور پذیری دلایل گوناگونی دارد.بدون شک هنگامه قاضیانی اولین بازی مهم خود را در سینمای ایران با یک کارگردان به نام انجام داده است و اکثر بینندگان فیلم با وی آشنا نیستند و این نا آشنایی یک پوئن مثبت برای او به حساب می آید و بیننده او را همانند یک نابازیگر که کار خود را خیلی خوب ارائه داده نگاه می کند.یکی دیگر از دلایل بازی طبیعی قاضیانی موضوع فیلم است.به همین سادگی درباره روز مرگی انسانهاست و این روز مرگی در ذات تمام ما وجود دارد و بدون شک "طاهره" فیلم با این دید و این درک بازی شده است...و اما دلیل آخر به فیلمبرداری روی دست برمی گردد که کارگردان و فیلمبردار بسیار هوشمندانه از آن استفاده کرده اند و هر کاری را که قاضیانی انجام می دهد از ریختن چای گرفته تا حرکات دستان و صورت او را به ترتیب پوشش می دهند و این عامل باعث شده است تا بازیگر اصلی فیلم هم بتواند با آزادی کامل بازی خود را انجام دهد.
اگر قصد داشته باشیم بازی هنگامه قاضیانی را تجزیه و تحلیل کنیم اولین ویژگی که به ذهنمان خطور می کند این است که بازی او بدون هیچگونه اوج و فرودی انجام گرفته و در ظاهر وی هیچ اکشن و ری اکشن خارق العاده که ما را به حیرت وا دارد انجام نداده است ؛اما در واقعیت اینگونه نیست.بازی در سکوت و درونگرایی یک بازیگر بسیار سخت تر از بازی پر شور و حرارت بازیگران برون گرا است.رضا کیانیان درباره این شیوه بازیگری اینگونه می نویسد که:«شیوه درونگرا در واقع نقش را از مسیر عواطف و فردیت بازیگر میگذراند و بوی درونیات بازیگر را می گیرد.»یعنی همان اتفاقاتی که در درون طاهره می گذشت و قاضیانی با خنده های ریز و گریه کردن در تنهایی، این درونگرایی را برای ما به نمایش گذاشت.
این درونگرایی و به اصطلاح بازی زیر پوستی در دو صحنه از فیلم که اتفاقا لحظات حساسی از فیلم را هم تشکیل می دهند نمود عینی پیدا می کند و به سادگی قابل تشخیص است.در صحنه ای که او لوستر پذیرایی خود را خاموش و روشن می کند وپس از آن بدون اینکه صورت او منقبض شود و حالت گریه کردن را پیدا کند اشکی که به همراه ریمل او مشکی شده سرازیر می شود، تماشاگر را به تعجب وا می دارد و قاضیانی بدون هیچگونه غلو حالت درونی خود را به تماشاگر نشان می دهد و از این حیث است که وی تسلط بر اینگونه بازیگری را به رخ می کشد. اما دومین صحنه ای که می توان مثال زد هنگامی است که طاهره می خواهد قرآن را به قصد استخاره همسایه نگران خود باز کند و با حرکت کوچک لبهای خود گریه اش را می خورد.
با وجود تمام این حسنها بازی قاضیانی عاری از ایراد هم نبوده و این کاملا طبیعی است.همانطور که گفته شد شخصیت طاهره با ته لهجه آذری همراه است.برای این که این ته لهجه در بازی قاضیانی حفظ شود دو نفر در پشت صحنه مامور این بودند که این نوع لهجه را به وی بیاموزند اما با اینهمه سخت گیری باز هم بیان قاضیانی در پاره ای از اوقات دچار تزلزل شده و فراموش می شود.مانند هنگامی که که طاهره با بچه هایش به صحبت می پردازد یا اینکه آکسان گذاری قاضیانی برای کلماتی که می خواهد با لهجه آنها را ادا کند؛ لو می رود و از این دست موارد....اما از همین حالا قاضیانی را می توان جزو مدعیان جدی سیمرغ بلورین نقش اول زن دانست.