خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
سینمای جهان
28 مهر 1387
27 شهریور 1387
25 شهریور 1387
22 مرداد 1387
6 مرداد 1387
سینمای ایران
2 آذر 1387
29 آبان 1387
18 آبان 1387
15 آبان 1387
فن هنرپیشگی
17 شهریور 1387
یادگارها
30 آبان 1387
25 آبان 1387
21 آبان 1387
20 مهر 1387
17 شهریور 1387

هنگامی که به یاد ماندنی‌ترین صحنه‌های «در جستجوی ناکجاآباد» که فیلم متوسطی قلمداد می‌شد را به خاطر می‌آوردم صحنه‌ای به یاد ماندنی‌تر از صحنه تئاتری که پیتر (با بازی فردی هایمور) با کمک برادران و خواهرانش برای مادرش (کیت وینسلت) آماده کرده بود، پیدا نکردم. همانجایی که تنها چند کودک مشغول بازی در نمایشنامه‌ای نوشته خود پیتر هستند. همه آنها بدون اغراق، بدون مکث و تپق بازی می‌کنند و انگار که اصلا بازی نمی‌کنند بلکه حرکات، دیالوگها و رفتارشان را در ناخود آگاه خود ضبط کرده‌اند و این حرکات را به صورت ارادی انجام نمی‌دهند، بلکه این حرکات در ذات آنها وجود دارد.
بازی گرفتن از کودکان کار زمان بر و فوق‌العاده سختی است و این موضوع را می‌توانیم از تلاش هر کارگردان صاحب سبکی متوجه شویم. از اسپیلبرگ بزرگ در فیلم «ای‌تی» تا مجید مجیدی با فیلم به یاد ماندنی‌اش «بچه‌های آسمان». اما حالا مارک فاستر است که با بازیگردانی خاص و منحصر به فردش بازیهای قابل قبولی را از بازیگران کودکش می‌گیرد و به غیر از «در جستجوی ناکجاآباد»، در فیلم آخر خود یعنی «بادبادک‌باز» هم این را نشان می‌دهد. شاید فیلم «بادبادک‌باز» بدون توجه به رمان پرفروشش در سراسر جهان و البته ایران، برای ما بیشتر از جهت بازی که همایون ارشادی به عنوان یک بازیگر ایرانی در آن انجام داده اهمیت داشته باشد و بالطبع وقتی یک تماشاگر ایرانی این فیلم را برای اولین بار نگاه می‌کند تمرکز ویژه‌ای بر روی بازی همایون ارشادی می‌کند. اما مطمئنا این تمرکز از پیش تعیین شده، تنها و تنها به همایون ارشادی بسنده نخواهد کرد زیرا بازی روان و مناسب و دور از انتظار کودکان فیلم، بعد از دیدن آن اهمیت ویژه‌ای پیدا خواهد کرد. در اینکه بازیگران به غیر از عملکردهای معدودی در فیلم، بالاتر از حد انتظار ظاهر شده‌اند شکی وجود ندارد؛ چه بازیگران حرفه ای چون همایون ارشادی و یا شاون توب (shaun toub) که در فیلم «تصادف» (crash) هم در نقش یک ایرانی حضور داشت و چه نابازیگران. اما تنها چیزی که فراموش می‌شود این است که تکنیک بازیگردانی در پشت این بازیها وجود دارد و آن کارگردان کار یعنی مارک فاستر است. همایون ارشادی در مصاحبه‌ای که با بهرام رادان درباره بازیش در «بادبازک‌باز» داشت به نکته‌ای اساسی درباره این بازیگردانی اشاره می‌کند که آن را می‌توان راز بازیگردانی فاستر دانست. ارشادی به این امر اشاره داشت که قبل از ضبط هر پلان تمام گروه چندین و چندین بار صحنه را تکرار می‌کردند و بعد از تثبیت حرکات بدون مکث سر جای خود باز می‌گشتند و دوباره چندین بار صحنه را به صورت توامان تکرار می‌کردند و بعد از تکرار چندین و چند باره میزانسن‌های ثبت شده پلان را ضبط می‌کردند. تکرار یک حرکت یا یک دیالوگ در بازیگردانی فاستر که در نهایت به تکرار یک پلان می‌انجامید راز موفقیت اوست. او با این تکرارها حرکات و دیالوگها را عضو ناخودآگاه بازیگر می‌کند و با این کار مهلت مکث و تفکر خارج از هدف خود را از بازیگر می‌گیرد. در نگاه اول شاید این نوع بازیگردانی را بسیار ماشینی و بی احساس قلمداد کنیم، اما باید دانست ریتم اثر بوسیله این تکنیک‌هاست که حفظ و قابل تحمل می‌شود. مطمئنا شما هم در سریالهای گوناگون رسانه ملی‌مان شاهد بازی‌هایی کند و به اصطلاح اعصاب خردکن بازیگران خردسال بوده‌اید که با حرکات نامطمئن، مکث‌های بیجا و تپق‌هایی که کارگردان به آنها توجه نکرده است بر خورده‌اید؛ حال فرض کنید که این نوع اشتباهات در فیلم فاستر هم وجود داشته باشد!!! مطمئنا ریتم بازی بازیگران کودک فاستر است که آنها را از بازی دیگر بازیگران کودک متمایز می‌کند. بازیگردانی فاستر فقط به تکنیکهای او در زمان تمرین مربوط نمی‌شود بلکه او برای هر شخصیت خود عادتهای رفتاری را برنامه‌ریزی می‌کند تا بتواند هرشخصیت را به عنوان یک تفکر متفاوت به نمایش بگذارد و سیر تکامل شخصیتها با افکار و حرکاتشان را نشان بدهد. فاستر برای نقش حسن با بازی «احمد خان محمود زاده» نگاههایی همراه با صبر و تامل را در نظر می‌گیرد و در نقطه مقابل تندی و خشونت با حرکات دست به موقع و خارج از تصور آصف که توسط بازیگرش «الهام احساس» به خوبی اجرا می‌شود. در دیالوگی معروف که امیر به حسن می‌گوید :«کدام هنرمند رو دوست داری؟» و او به امیر می‌گوید :«استیو مک کوئین و چارلز برانسون. شاید برم ایران تا بتونم برانسون رو ببینم» پس از غافلگیر شدنشان نسبت به سنگ انداختن آصف، آنها روبروی یکدیگر قرار می‌گیرند و آصف پس از رد و بدل شدن دیالوگهایی کوتاه به امیر می‌گوید :«افغانستان وطن پشتوهاس. اصل افغان‌ها ما هستیم.» و با این دیالوگ دستش را بر روی سینه‌اش می‌کوبد و بعد با انگشت اشاره‌اش به حسن اشاره می‌کند :«...نه این هازارها ....». حرکات دست «الهام احساس» با بازیگردانی فاستر ما را به یاد حرکات دست بی نقص و تاثیرگذار رابرت دنیرو می‌اندازد که برای هر دیالوگ از آن استفاده بجا و مناسب می‌کند. نقش اول فیلم یعنی امیر خان با بازی «ذکریا ابراهیمی» هم دارای رفتارهای خاصی است: گوشه گیری، بغض کردن و ترسیدن در چهره معصومش که البته همانطور که گفته شد در مسیر تکاملی شخصیتش، او در دوران جوانی شخصیتی شجاع و قاطع پیدا می‌کند.
با تمام این تفاسیر درباره بازی بازیگران کودک فیلم نمی‌توان از نقش تاثیرگذار و حساس پدر امیر توسط همایون ارشادی گذشت. بیان و چهره ارشادی برای ایفای نقش فوق العاده مناسب است؛ پدری دلسوز اما بسیار قاطع و محکم. شخصیت پدر امیر هم مانند شخصیتهای دیگر عادتهای رفتاری خاص خود را دارد که ارشادی با پررنگ کردن این عادات مانند تنفر او نسبت به روسیه و افراد روس دست به تاکید بر روی این حرکات پدر امیر دارد. از اینگونه تاکیدات او شاید صحنه مهمانی کوچکی که برای پسرش امیر گرفته از همه صحنه‌های دیگر نمایان‌تر باشد؛ هنگامی که ارشادی با فریاد بلند خود همه را غافلگیر می‌کند و می‌گوید :«لعنت بر روس ها».

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: