احساس عجیبی بود. برای دیدن یک فیلم رفته بودم اما ......نشد.هیچ چیز سر جای خود نبود.می خواستم مستقیما به بحث اصلی که بازی خسرو شکیبایی است بپردازم اما رئیس نگذاشت این کار را بکنم و باعث شد که مجبور شوم مقدمه چینی مفصلی بکنم:
1.رئیس:
رئیس خود کیمیایی است.او هر کار می خواهد با بازیگرانش می کند و هر بلایی که بخواهد سر شخصیتهایش می آورد.البته از این جمله به معنای بد استنباط نکنید این مساله جای بسی تامل و بحث دارد زیرا اینگونه کارکردن برای کارگردان شاخص ایران(مسعود کیمیایی) خیلی وقتها منجر به موفقیت بازیگرانش شده است.
رضا کیانیان در کتاب بازیگری خود می نویسد: بیضایی از بازیگر توقع دارد زبان مادری اش را بشناسد......و من میخواهم این شاخصه بیضایی را با شاخصه کیمیایی و زبانش مقایسه کنم زیرا کیمیایی به گونه ای دیگر از بازیگرش می خواهد که زبان گذشته خود را بشناسد اما زبان کهن خود را نه بلکه زبان کوچه بازاری خود را و بهتر بگوییم اصطلاحات گاهی لمپنی ......و همین خصوصیت است که جای آزادی در بازی و انتخاب درست برای بازیگرانش باقی نمی گذارد و تمام خصوصیات بازیگر و شخصیتی که بازی می کند در دست کیمیایی است و بنا بر همین علت است که شخصیتهای او ملموس و رئال و امروزی نیستند.
2.ستاره ها:
در تیتراژ فیلم بازیگران از ستاره گان مجزا شدند.کار عجیبی بود زیرا هنوز هم از اصطلاح ستاره در سینمای ما تعریفی دقیق وجود ندارد و اگر هم تعریفی نگاشته شده است بر ضد آن تعاریف دیگری ارائه شده است.
آوردن نام شکیبایی و ارجمند در بین ستارگان کار فوق العاده عجیبی بود زیرا همه بر این امر آگاهیم که مهناز افشار تنها ستاره شاخص فیلم است تا دو گزینه آورده شده....
3.شکیبایی:
خسرو شکیبایی در این چند سال اخیر بازیهای موفقی از خود به نمایش گذاشته است که این بازیها باعث شد برای دو فیلم سالاد فصل و اتوبوس شب جایزه و دیپلم افتخار جشنواره فیلم فجر را برباید و اعتباری دوباره برای خود دست و پا کند پس باید اعتراف کنم که در بهله اول این سوال در ذهنم ایجاد شد که چرا شکیبایی فیلمنامه رئیس را پذیرفت زیرا ممکن بود که اعتبار خود را باز هم از دست بدهد... اما جواب سوال را خیلی زود پیدا کردم و آن این بود که گذشتن از بازی در فیلمی از کیمیایی بسیار سخت است زیرا آن طور که میدانید شایع است که بازی در فیلمی از استاد تجربه متفاوتی است(!) و مطمئنا این امر یکی از ارکان پذیرفتن فیلمنامه است.
یکی دیگر از ارکان پذیرفتن فیلمنامه بازی در نقش عجیب غریب دکتر می تواند باشد .شخصیت دکتر بسیار عجیب و غریب است و رفتارش قابل پیش بینی نیست زیرا او هم آفریده مسعود کیمیایی است و غیر قابل باور.
می خواهیم کمی از شخصیت دکتر فاصله بگیریم و به نوع بازی شکیبایی در فیلمهایش اشاره ای داشته باشیم:
شکیبایی بازیگری را از تاتر شروع کرده است و پس از آن به سینما آمده(توسط مهرجویی برای ایفای نقش هامون). در بازیگری تاتر تسلط بر بدن بسیار مهم است و شکیبایی کاملا در این امر تسلط دارد اما اشکال شکیبایی در بیان اوست که انعطاف پذیر نیست اما با کمی دقت متوجه میشویم که این اشکال حس نمی شود و این غیر قابل انعطاف پذیری جزو عوامل موفقیت آمیز در بازی او شده است و این امر نشان بر آگاهی کامل شکیبایی بر تواناییهایش است.او با این اشکال طوری برخورد می کند که آن را جزو تکنیک بازی اش ارائه می دهد وبهتر است بگوئیم که اشکال خود را تبدیل به تکنیکش می کند.
با این تفاسیر به شرح جزییات بازی شکیبایی می پردازیم .گفته شد که او نوع بیان تکراری خود را تبدیل به تکنیک کرده است و این نشان از هوش و آگاهی اوست و بنا بر همین شواهد است که ناخودآگاه او مجبور به تکرار شخصیتهای قبلی خود می شود .اما شکیبایی باز هم از آگاهی خود استفاده می کند و این آگاهی آن است که او خود را در نقش غرق نمی کند بلکه نقش را در خود غرق می سازد.به عبارت دیگر او در رئیس دکتر نمی شود(در نقش غرق نمی شود) بلکه همان شکیبایی قدیمی است که حالا لباس دکتر بر تن کرده است(مانند:همفری بوگارت که همیشه خودش بود اما در نقش های گوناگون ظاهر می شد.).شکیبایی این نوع بازی را در تمام نقش هایی که ایفا کرده است رعایت نموده و در بسیاری از آنها هم به موفقیت رسیده است.
4.دکتر:
کلاسیک گوش میکند.بلند بلند ابراز احساسات میکند.عجله ای در راه انداختن بیمارانش ندارد.مطب را تعمیرگاه نمی داند.مالیخولیایی حرف میزند در عوالم خود است.فس فس می کند و تکه می اندازد.بعضی اوقات هم شعر می خواند: بس که تو فس فس کردی- طلاها رو باز مس کردی! و..............
با اینهمه خصوصیات عجیب غریب و متناقض بازی این شخصیت بسیار سخت است مخصوصا در مدت کوتاهی از فیلم اما اینجاست که انتخاب کیمیایی کار خود را می کند.او نمیتوانست بازیگری عجیب تر از شکیبایی انتخاب کند که با توجه به خصوصیات بازیش بتواند نقش دکتر را بازی کند.
شکیبایی با تسلط بر رفتار برونگرای دکتر و لحن خاص او باور پذیرترین شخصیت را در فیلم شکل میدهد و تماشاگر تنها در روبرو شدن با این شخصیت است(دکتر) که میخندد و عکس العمل نشان می دهد و تمام اینها نشان بر آن است که شکیبایی کار خود را به عنوان یک بازیگر به خوبی انجام داده است.