خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 اردیبهشت 1387
15 بهمن 1386
13 بهمن 1386
8 بهمن 1386
20 اردیبهشت 1387
16 اردیبهشت 1387
9 اردیبهشت 1387
3 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
4 اردیبهشت 1387
17 آبان 1386
21 مهر 1386
11 مهر 1386
14 شهریور 1386
25 مرداد 1386
25 بهمن 1385
16 بهمن 1385
16 بهمن 1385
28 آبان 1386
14 مرداد 1386
27 مرداد 1386
15 مرداد 1386
7 مهر 1386

 داستین هافمن متولد لس آنجلس آمریکا در 8 اوت 1937 بدنیا آمد.پدر او یک یهودی خیاط بود که در کمپانی کلمبیا مشغول به کار بود و مادرش هم یک هنرپیشه آماتور تاتر........داستین هافمن در دهه 60 پس از گذراندن دوره آزاد بازیگری با جین هاکمن راهی دنیای بزرگ سینما شد و خود او می گوید که با جین تصمیم گرفتیم که به هر نحوی شده خودمان را در این دنیای بزرگ ثابت کنیم.هافمن کار خود را مانند تمام هم دوره ای هایش از تاتر شروع کرد و پس از چند سال وارد دنیای آرزوهای خود یعنی سینما شد و توانست در دورانی که افول ستاره های هالیوودآغاز شده بود خود را به عنوان یک بازیگر صاحب سبک مطرح کند و جوایز جشنواره های معتبر بین المللی را یکی پس از دیگری برباید.او در کارنامه کاریش7 بار کاندید اسکار شد و 2 بار جایزه را از آن خود کرد. 1.سبک بازی : همانطور که می دانیم بازیگران برای رسیدن به نقش از راههای گوناگونی استفاده می کنند.داستین هافمن هم برای خود سبک و سیاق ویژه ای دارد. او اکثرا یک بازیگر درون گرا بوده است تا برونگرا.... هافمن خود را غرق شخصیت و روحیاتی که کاراکتر دارد می کند و به اصطلاح خود را با شخصیت یکی می کند و عمل و عکس العمل هایی که انجام می دهد را به شخصیت درونش می سپارد تا درونش تصمیم بگیرد و او عمل کند.این نوع بازی هافمن واحساس گرایی خاص او در بازیهای فیلمهای مشهورش همچون پاپیون،ماراتن من،کریمر علیه کریمر و رین من مشهود است.  در کریمر علیه کریمر و صحنه معروف شکسته شدن لیوان در برابر مریل استریپ بازیگر مقابلش  این اتفاق و اکت (شکسته شدن لیوان) از سوی هافمن به صورت بداهه و در یکی از برداشتها انجام شد.البته رضا کیانیان در کتاب تحلیل بازیگری علت این رفتار هافمن در این صحنه را غرور او و تاب و تحمل نداشتن او در برابر بازی خوب استریپ می داند و به صورتی ساده تر حسادت وی به مریل استریپ...... که با توجه به سبک بازی هافمن انتظار این عمل از او بعید نبود...او خود در مورد صحنه ای از کابوی نیمه شب می گوید:(مشغول فیلمبرداری مخفیانه در خیابان بودیم و به من میکروفون وصل شده بود و وقتی خواستم از پیاده رو رد بشوم ماشینی از کنارم رد شد تا چراغ قرمز را رد کند و به من زد و من فریاد زدم: مگه نمیبینی من دارم رد می شم!!...) 2.کاراکتر یک بازیگر کوتاه قامت : او عاشق بازی در نقش های متفاوت است . با توجه به کارنامه اش و همچنین گفته خودش خیلی راحت می توان به این نتیجه رسید .جالب اینجاست که او در میان نقشهای وکیل ،دیوانه،خانه دار،کابوی،زن،مسیح و....که بازی کرده است اعتقاد دارد که نقش جیمز باند را در کارنامه اش کم دارد! او به سیاست آگاه است اما سعی می کند تا بیشتر به هنرمندی خود ادامه دهد و به قول خودش پس از آن سخنان تند مایکل مور در اسکار :(ما بخاطر یک هنرمند اینجا هستیم چرا که یک هنرمند گاهی می تواند روشنگر گذشته باشد و آن را با حال ارتباط دهد و گاهی امیدوار باشیم تا بتواند آینده را تصحیح کند). او به گفته خیلی از منتقدان یک آرمانگراست و این را می توان از بازی های او در فیلمهای ماراتن من و سگ را بجنبان دریافت کرد. 3.بازی گمشده: او در میان نقشهای فوق العاده ای که ایفا کرده است نقشهای به چشم نیامده زیاد دارد.مانند نقشی که او در ژاندارک، بسون بازی کرد.می خواهیم کمی در مورد بازی او در این نقش صحبت کنیم: او در این فیلم در مقابل میلا یوویچ که نقش ژاندارک را بازی می کرد نقش ذهنی مسیح را که حال در نگاههای پایانی ژاندارک  پیر شده بود را بر عهده داشت.هافمن در نقشش نه حرکتی داشت نه با کسی درگیر می شد و نه می توانست بداهه پردازی کند اما باز هم از عهده ایفای آن بر آمد و کلید موفقیت او در دست بیان فوق العاده اش بود که پایه بازی خود را به علاوه میمیک(چهره) در بر داشت. او تنها و تنها از این دو عنصر کمک گرفت و در 20،15 دقیقه ای که بازی داشت تماشاگر را خسته نکرد و جالب اینجاست که بعضی ها هم ممکن است متوجه داستین هافمن بودن او نشوند و پس از تیتراژ از خود بپرسند که این همان هافمن سرحال و پر انرژی بود؟ و این پرسش نشان از آن دارد که هافمن باز هم توانسته بود نقشی متفاوت را بازی کند.ژاندارک محصول 1999 آمریکاست که لوک بسون(کارگردان لئون:حرفه ای )آن را ساخته است.

 

4.خاطره ای از آل پاچینو: پاچینو در بخشی از خاطراتش می گوید: ( در اوایل بازیگریم وقتی از خیابان رد می شدم من را با هافمن اشتباه می گرفتند و می آمدند و از من می پرسیدند تو هافمن هستی؟).... پاچینو با اینکه هیچگاه با داستین هافمن هم بازی نبوده است اما دوست دارد که اگر روزی در مورد خودش فیلمی ساخته می شود نقشش را هافمن بر عهده گیرد و دلیل آن را خاطره بالا ذکر می کند.... 5.هافمن سینما: خیلی اغراق آمیز است که بگوییم سینمای معاصر جهان بدون هافمن شکل نمی گرفت ولی حداقل این را می توان گفت که وجود او تاثیری بزرگ و بدون شک و شبه ای بر زمان خود گذاشت.  

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: