رضا کیانیان در کتاب تحلیل بازیگری خود برای فصلی که در خصوص بازی مریل استریپ در نظر گرفته است تیتری انتخاب کرده است به نام: فهم هولناک روز مرگی.کیانیان با استناد به این تیتر فهم بالای شرایط نقش را با توجه به شرایط دراماتیک صحنه از سوی استریپ بیان می کند و او را مورد ستایش قرار می دهد.
1.کلایو اوون:
کلایو اوون بازیگری است که در میان سالی خود نه کارنامه قوی در بازی خود دارد و نه بازی ضعیفی...او در فیلمهای زیادی بازی کرده است اما بازیهای کمی دارد که مورد توجه جشنواره ها ،منتقدین و آکادمی اسکار قرار
گرفته باشد.کلایو اوون بهترین بازی خود را در "نزدیکتر" انجام داد و جایزه گلدن گلوب را از آن خود کرد و کاندید اسکار شد.اما در این مقاله می خواهیم درباره بازی تحسین شده او در فیلم تحسین شده فرزندان انسان بپردازیم:
2.فهم هولناک روز مرگی:
شرایط محیطی که در فیلم فرزندان انسان وجود دارد شرایطی عادی و امروزی نیست و مشخص است که درک آن برای هر بازیگری سخت است.بگذارید کمی از شرایط محیطی فیلم را مرور کنیم:
سال 2027، انسان سالهاست که بچه دار نمی شود و بعضی ها در یاس و نامیدی وبعضی ها هم در شورش به سر می برند.....
بزرگترین کاری که کلایو اوون در فرزندان انسان انجام داده است درک شرایط محیطی است که در فیلم وجود دارد و با توجه به این درک است که او می تواند راحت تر با شخصیت خود ارتباط برقرار کند.مخصوصا با روحیات شخصیتی، که بازی می کند.او با این درک بیش از 50 درصد از راه را برای بازی خود هموار می کند و در رابطه با راه باقی مانده می تواند با ظرافت و دقت عمل بیشتری کار کند.
3.بازیگر ابزار:
در این بحث به همان دقت عمل او می پردازیم که با ظرافت چه ابزار ها یا بهتر بگوییم چه شی هایی را برای کمک در بازیش انتخاب کرده است.او از همان آغاز فیلم شناسنامه روحی خود را در دست تماشاچی قرار می دهد.با گذاشتن شیشه مشروب کوچکی که در جیبش قرار می دهد و سیگاری که می کشد.درست است که این ابزار ها تا حدودی ممکن است تکراری به نظر برسند اما اوون به گونه ای از آن استفاده می کند که انگار خود ما هم او را به استفاده از این دو ابزار تشویق می کنیم و این ابزارها را مسکنی برای شخصیت او می دانیم و این گونه بازی یعنی استفاده غیر کلیشه ای از ابزارهایی کلیشه ای که در حقیقت نیاز به بازی استادانه دارد.
4.سکانس پلان:
در فیلم چند سکانس پلان وجود دارد و یکی از آنها بیش از 10 دقیقه زمان دارد.بازی کردن در یک سکانس پلان طولانی فوق العاده سخت است و مسئولیت بازیگر در این صحنه ها فوق العاده سنگین و اضطراب آور است.زیرا ممکن است با یک اشتباه کوچک آن هم در قالب سینمای استودیویی هالیوود هزاران دلار به باد برود و زمانی برای جبران آن وجود نداشته باشد.اما اوون به گونه کاملا استادانه ای از پس مسئولیتش بر آمده و در طول سکانس پلانها بازی خود را به خوبی ارائه کرده است.حفظ و تداوم حس،حالت،شرایط و موقعیت محیطی در طول سکانس پلانها مانند صحنه های تاتر است ...و اوون به تمام گزینه های بالا تداومی خوب بخشیده و سکانس پلانها را با بازی خود جذاب تر کرده است.
5.لحن،بین،حالت چهره:
کلایو اوون به علاوه درک درست از شرایط محیطی و انتخاب ابزارهای درست، از لحن،بیان و حالت چهره خود کمک بسیاری گرفته است.بگذارید برای توضیح بیشتر به دو صحنه کلیدی بازی او در فیلم اشاره کنیم:
صحنه اول هنگامی است که همسر قبلی او در ماشین کشته می شود،او همسرش را از پشت در آغوش می گیرد و چهره خود را در هم می آمیزد،اشک می ریزد و فریادی اندوه بار می کشد.در ادامه همین صحنه او در میان درختان بطری کوچک مشروبش را بیرون می آورد و جرعه ای می خورد بعد سیگار را در میآورد اما چهره او آنقدر به هم ریخته است که دیگر تاب نمی آورد و زیر یکی از ان درختان به زمین می افتد وجعبه سیگار به دست در سوگ همسر قبلیش می گرید.
صحنه دوم در سکانس پایانی فیلم اتفاق می افتد هنگامی که او همراه با زنی بچه دار در قایق نشسته و منتظر قایق نجات است و البته زخمی است.بعد از مدتی که امید خود را برای زنده ماندن کم می بیند با صدایی گرفته اما با ته چهره ای خندان آرام کردن بچه را به زن یاد می دهد و یاد بچه مرده خود می افتد.در این صحنه او با حالت چهره و بیان خود یکی از دراماتیکترین لحظه های فیلم را رقم می زند.
6.تماشاگر:
آرزوی هر بازیگریست که تماشاگر بتواند با او (شخصیتی که ایفا می کند.) ارتباط برقرار کند و شرایطش را درک کند.کلایو اوون با توجه به تفاسیر بالا به خوبی توانسته با تماشاگر ارتباط برقرار کند و او یقینا به آرزوی خود رسیده است.