خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 اردیبهشت 1387
15 بهمن 1386
13 بهمن 1386
8 بهمن 1386
20 اردیبهشت 1387
16 اردیبهشت 1387
9 اردیبهشت 1387
3 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
4 اردیبهشت 1387
17 آبان 1386
21 مهر 1386
11 مهر 1386
14 شهریور 1386
25 مرداد 1386
25 بهمن 1385
16 بهمن 1385
16 بهمن 1385
28 آبان 1386
14 مرداد 1386
27 مرداد 1386
15 مرداد 1386
22 آبان 1386

آل پاچینو در آخرین مصاحبه اش ابراز می دارد که در آغاز بازیگری نمی دانست که دارد بازی می کند وادا در می آورد.او به این امر اعتراف می کند که ادا در آوردن با درک درست از نقش و غرق شدن در آن تفاوتی فاحش دارد و بر باورپذیری تماشاگر از نقش، تاثیر فراوان می گذارد.
در سالهای اخیر کمتر بازیگری را دیده ایم که به قول آل پاچینو بازی نکند و در حاشیه نباشد اما کیت بلانشت یکی از تعداد انگشت شمار هنرپیشگانی است که بازی نمی کند و در حاشیه به سر نمی برد.او را در هر فیلمی که دیده ایم باور کرده ایم و هنگامی که به قضاوت درباره بازی او نشسته ایم توانایی های او را مورد تحسین قرار داده ایم.
کیت بلانشت در سال 1967 در ملبورن استرالیا بدنیا آمد و بازیگری را با تئاتر شروع کرد و با ایفای نقشهایی چون افیلیا در هملت به یکی از قدرتمند ترین بازیگران تئاتر تبدیل شد. او اکنون پس از سالها بازیگری هشتاد و پنج بار کاندیدای جشنواره های معتبر جهان شده و چهل بار جوایز را به دست آورده است جوایزی همانند اسکار،بافتا،گلدن گلوب،ام تی وی و ...وی تخصص خاصی هم در ارتباط با بازی در نقش افراد معروف و حتی مرد را هم دارد بازیهای او در فیلم "هوانورد" که نقش کاترین هپبورن را ایفا می کرد و "من آنجا نیستم" که نقش باب دیلن را بازی کرد مهر تاییدیست بر این تخصص او و جالب اینجاست که این دو فیلم برای او دو جایزه معتبر را به همراه داشته یعنی جایزه اسکاری که به خاطر "هوانورد" گرفت و در جشنواره ونیز جایزه بهترین بازیگری زن را برای "من آنجا نیستم" از آن خود کرد.بلانشت یک بازیگر تواناست و این را می توان حتی در اسم شخصیتهایی که بازی کرده پی برد و دریافت که فاصله هپبورن تا دیلن چه مقدار است. این نشان از انعطاف پذیری فوق العاده بلانشت در امر بازیگری دارد.بلانشت در آخرین مصاحبه هایش خبر از بازگشتش به تئاتر و کنار گذاشتن سینما به مدت سه سال را داده است.
کیت بلانشت در سالهای اخیر بازیهای درخشانی را در فیلمهایی مانند: قهوه و سیگار(جیم جارموش)،بابل(ایناریتو) وآلمانی خوب(استیون سودربرگ) انجام داده است.اگر بخواهیم با نگاهی کوتاه دلایل موفقیت بلانشت را بررسی کنیم یکی از این دلایل کار کردن او در تئاتر است تئاتر برای هر بازیگری تجربه فوق العاده ایست زیرا بدن و به خصوص بیان هنرپیشه تقویت می شود و ابزار های بازی بلانشت هم در این دو امر فوق العاده قوی هستند به خصوص در بیان.با این تفاسیر در نظر داریم بازی او را در" آلمانی خوب" مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
آلمانی خوب ساخته سودربرگ و محصول سال 2006 است که داستانش در فضای برلین پس از سقوط هیتلر می گذرد.بلانشت در این فیلم با جورج کلونی (عضو ثابت فیلمهای سودر برگ) همبازی است.او نقش فاحشه نازی را بازی می کند که برای خارج شدن از برلین و حفظ شوهرش از دست آمریکاییها و روسها تلاش می کند و در آخر شوهر خود را از دست می دهد.. اما با کمک افسری آمریکایی(جرج کلونی) موفق به ترک برلین می شود.
سودر برگ با اجرای قواعدی کلاسیک در فیلم قصد ایجاد فضا سازی سالهای گذشته سینما را دارد و یکی از این قواعد انتخاب چهره ای کلاسیک است که بلانشت قابلیتش را دارد.باید دقت داشته باشیم که به وجود آوردن چهره ای متناسب با دهه های آغازین قرن بیستم برروی هر بازیگری جواب نمی دهد اما نوع مو ولباس آن دوره برروی چهره و بدن بلانشت به خوبی می نشیند و در باور پذیری کاراکتر، او را یاری می کند.بلانشت با کمک گریمی خوب خصوصیات دیگری را هم برای نقشش طراحی می کند.خصوصیاتی چون چهره سرد و بیان آرام و در عین حال خشن آلمانی که البته این نوع بیان را روی زبان انگلیسی فیلم سوار می کند.یکی از خصوصیات بلانشت در بازیش چهره اوست که فوق العاده تغییر پذیر است او حس درونیش را خیلی خوب به تماشاگر نشان می دهد مانند آن سکانسی که در کلوب مورد ضرب و شتم سربازی آمریکایی قرار می گیرد و ما از حالت چهره او به راحتی می توانیم به روحیات او پی ببریم شاید در ذهن خودمان بگوییم این عمل بسیار ساده است اما بلانشت در هر نقشی که بازی کرده متفاوت بوده و نشان داده برای بازی در هریک از نقشها از تکنیکی خاص و غیر تکراری استفاده کرده است.
برای این که تفاوت تکنیک بلانشت را درک کنیم می توانیم به اپیزودی که او در قهوه و سیگار بازی کرده مراجعه کنیم.او در این اپیزود دو نفره، نقش هر دونفر را خود بازی کرده است و در اینجاست که اگر او از تکنیکهای تکراری استفاده می کرد ما این دو کاراکتر را نمی توانستیم از یکدیگر تفکیک کنیم.
در آخر قصد دارم به بخشی از خاطراتش را که در مورد "من آنجا نیستم" در روزنامه لس آنجلس تایمز چاپ شد؛اشاره کنم: ...‌بلانشت اعتراف می کند که وقتی اولین بار هاینس(کارگردان) به او پیشنهاد این نقش را داد(نقش باب دیلن) از خنده روده بر شده بود.‌‌ ‌او می گوید: ابتدا به او گفتم‌‌‌:درباره چه چیزی صحبت می‌کنی؟! اما وقتی یاد بی پروایی هاینس افتادم گفتم‌‌:‌‌چرا که نه!.او می‌گوید: تمام حواسم جلب آن کار شده بود. مدام جلوی تلویزیون می‌نشستم و کنفرانس‌های مطبوعاتی دیلن را مرور می‌کردم....

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: