اکبر عبدی را سالهاست که می شناسیم.شخصی که به قول خودش تا به امروز 60 فیلم سینمایی،1500دقیقه کار تلویزیونی و حدود 20 تئاتر بازی کرده است.
اکبر عبدی بازیگری را با بازی در تئاترهای آماتور آغاز کرد و بعد در تلویزیون خود را مطرح ساخت و با اجاره نشینها به محبوبیت رسید.محبوبیتی که او را با بازیهای درخشان و بیادماندنی اش مانند دزد عروسکها،مادر،دلشدگان،ناصرالدین شاه آکتور سینما و...تبدیل به یک ستاره کرد.
ستاره ای که در "هنرپیشه" مخملباف نقش خودش را ایفا کرد.اما پس از سالها محبوبیت، او با بازی در فیلمهایی چون پنجه درخاک،بدلکاران،تارزن و تارزان و به خصوص در مجموعه زیر آسمان شهراعتبار بازیگری خود را از دست داد و تا به الان هم در فیلمهای تراز اولی شرکت نکرده است و بازی خوبی را از او ندیده ایم....او در سال پیش تاتری عام پسند را بازی و کارگردانی کرد که بخاطر موضوع طنزی که داشت پر مخاطب هم شد اما از لحاظ هنری او در تاتر هم به بن بست رسیده بود.عبدی سالهاست که کاندیدای هیچ جشنواره ای نشده و این نشان می دهد که او چقدر در حرفه اصلی اش نزول کرده است.
هنگامی که حسین پناهی در گذشت، عبدی در سخنرانی صمیمی که در بزرگداشت آن مرحوم داشت حرفه هنرپیشگی را حرفه ای بی وفا و بی رحم خواند.حرفه ای که در آن،همیشه در اوج بودن سخت است.او حق داشت که این سخنان را درباره مرحوم پناهی بزند زیرا خود او هم این بی رحمی را حس کرده بود.بی رحمی که خیلی ها اعتقاد دارند با بازی در اخراجی ها از بین رفت و او را دوباره به عنوان یک ستاره معرفی کرد اما محبوبیت او در اخراجی ها هم دیری نپایید که فراموش شد و او را مجبور به بازی در فیلمهای متوسطی چون "گوشواره" و فیلم ضعیفی چون "هدف اصلی" کرد.
اما به راستی علت خاموشی این ستاره سینما در چیست؟ اکبر عبدی تئاتر و سینما را حتی در دوران اوج بازیگری خود به صورت تجربی گذراند و اصول آکادمیک را با تجربه به دست آورد.اصولی که اگر او از همان آغاز بر آن تسلط داشت شاید شاهد افول بازیگری با توانایی های او نمی شدیم.او در فیلمهای دوران اوج بازیش فوق العاده از کارگردان خود و تجربه هنرپیشگانی که همبازیش بودند کمک می گرفت.البته در مورد عوامل کمک کننده به او نباید نقش گریمور را هم فراموش کنیم زیرا صورت و چهره عبدی از قابلیت بالایی برای گریم برخوردار بود و این مساله گریمور را در چهره پردازی او یاری می کرد و این چهره پردازی های متفاوت او بود که ما هیچگاه از او نقش تکراری را نمی دیدیم(مقایسه کنید چهره پردازی او در دزد عروسکها با مادر و بعد دلشدگان و آدم برفی.......)اما اینطور نیست که تنها کمک عوامل دیگر موجب شده باشد عبدی به موفقیت برسد، بلکه خلاقیت او را که در آن زمان بسیار کم نظیر بود؛ نباید فراموش کرد و ندیده گرفت.خلاقیت در اموری همچون بازی با میمیک و بیان(بیاد بیاورید فیلم مادر ساخته مرحوم حاتمی را...). در هر حال همکاری او با کارگردانان خوب و توانا منجر به پیشرفت و ارتقائ او در هنر بازیگری شده بود اما اندک اندک از تعداد این همکاریها کاسته شد تا جایی که پیشنهادات خوبی در بازی به او نشد و او نیز با وسواس زیادی این پیشنهادات را رد می کرد و این وسواس و نبود پیشنهادهای خوب از کارگردانان صاحب سبک و توانا باعث شد تا او دچار بی رحمی شود که تا به امروز ادامه دارد.
اما در این وضعیت نا به سامان که او نیاز به یک بازی درخشان دارد.بازی در فیلمهایی که در قبل به آنها اشاره شد او را راضی نشان داد و این رضایت خبر از سیاست جدیدی در بازیگری عبدی می داد.سیاستی که بی رحمانه تر از بی وفایی سینما بود و باعث می شد تا هنر و توانایی بالای عبدی را به هدر بدهد.
هنگامی که بیوگرافی بازیگران بزرگ سینما را همچون پاچینو و نیکلسون می بینیم؛ ممکن است فاصله زمانی فیلمهایی که آنها بازی کرده اند گاهی اوقات به بیشتر از سه سال هم برسد.این مساله دو دلیل دارد:نخست اینکه بازیگران بسیار ریز بینانه و با صبر و تحمل به پروژه پیشنهادی فکر می کنند و دوم اینکه با بازی در یک فیلم مدتها ساپورت مالی خواهند داشت و از این دغدغه به دور خواهند بود.دقیقا در مواجهه با این مسائل است که اکبر عبدی دچار افول شده است.مسائلی که اگر ریزبینانه تر به آنها نگاه کنیم باعث اصلیش خود عبدی نیست بلکه شرایط سینمای کشور و زندگی روزمره ماست.
کاش می شد چنین بازیگران توانایی را که دچار اینگونه مشکلات هستند حمایت کرد تا آنان با دقت درباره پروژه های خود تصمیم گیری کنند و ما آنها راهمیشه در اوج ببینیم.به امید آن روز.......