سین جیم / امید مهدی نژاد / نشر کانون فرهنگ و اندیشه (کفا)
«سین جیم» یا «هفت روز با فرهاد سهلبد» نوشتهی «امید مهدی نژاد» یک اثر هجوآمیز است که «کانون فرهنگ و اندیشه» به تازگی آن را منتشر کرده است.
«سین جیم» روایت هجوآمیز جلسات بازجویی یکی از افراد وابسته به «محمد رضا شاه» است. کسی که خودش را مشاور شاه در امور خاص معرفی میکند. مهدینژاد در قالب این جلسات بازجویی و نگارش دیالوگها بین سه بازجو با متهم، دست به خلق اثری شوخطبعانه و هجوآمیز زده است.
امیدوارم به کار بردن دایم ترکیب «هجوآمیز» شما از خواندن این اثر منصرف نکرده باشد چون سالهاست که تبلیغ بر روی واژهی «طنز» و نقد «هجو» و بیمایه دانستن هجو عرصه را برای هجونویسی تنگ کرده است. بسیاری از مردم و حتا طنزنویسان دیدی منفی و تحقیرآمیز به هجو دارند و آن را گونهای پستتر از طنز میدانند. اما چنین نیست و هجونویسی چون گونههای دیگر شوخطبعی نیاز به هوش و ذکاوت و توانایی دارد.
بگذارید چند خط مختصر دربارهی «هجو» به عرض برسانم. در نقد ادبی ایرانیها به ویژه شاعران و نویسندگان دورهی کلاسیک یعنی تا قبل از مشروطه مشخصا، همیشه «هجو» را در مقابل «مدح» قرار دادهاند و همیشه گونههای مختلف شوخطبعی را بر مبنای هدف تفسیر و تحلیل کردهاند. مثلا اگر شوخی هدفاش سازندگی باشد طنز است و اگر تخریب، هجو و هزل است و... در ادب فارسی اغلب طبقهبندیها بر اساس درونمایه و محتوا و یا واژهها صورت گرفته است، مثلا اگر از اسافل اعضا و فحشهای رکیک در متن استفاده شود آن متن «هزل» است و اگر شخصی باشد و به هدف تمسخر بیان شود هجو است. مشخص است این تعاریف هیچ کدام دقیق و جامع و مانع نیست و فقط بر اساس محتوا و نحوهی بیان است. اما در سدههای متاخر و به ویژه در پنجاه سال گذشته تعاریف «توصیفی» کم کم جای خود را به تعاریف «تجویزی» دادهاند و پژوهشگران بیشتر سعی کردهاند گونههای شوخطبعی را توصیف کنند.
این که همیشه گفته میشود طنز هدف والایی دارد و هجو و هزل هدف والا ندارند سخنی است که درست به نظر نمیرسد چون نمونههای فراوانی از هجو و هزل در همان ادب کهن فارسی هست که اتفاقا هدف والایی هم دارند.
آن چه در تعریفهای فارسیزبانان در گذشته و کنون دربارهی گونههای شوخطبعی مغفول مانده است توجه به ساختار و فرم بیان مطلب است، چیزی که در ادب غرب کاملا روشن است و نمونهاش همین «سین جیم» مهدینژاد است که اثری هجوآمیز در فرم و ساختار است و بسیار هم عالی و پر از نکته و ظرایف است و هیچ کلمهی نامربوطی در آن دیده نمیشود و به شخصیت کسی هم توهین نمیشود. این گونه است که من «سین جیم» را هجو میدانم، به ویژه با آن پایانبندی غافل گیر کنندهاش. «سین جیم» کتابی است در هجو تاریخنگاری، هجو بازجویی و هجو حکومت دیکتاتوری پهلوی. در «سین جیم» همهی مواردی که ذکر شد زیر سوال میرود و هجو میشود. «سین جیم» هجو رفتار آدمهایی است که به هیچ و به پوچ دلبستهاند و آن قدر شستوشوی مغزی شدهاند که شاه را در مصر ترک میکنند و برای خدمت به شاه به ایران برمیگردند و دست به اسلحه میبرند.
مهدینژاد به خوبی در ساختاری داستانی با سوژه و محتوا بازی کرده است و مخاطب را سر کار گذاشته است. به شخصه خوشحالم از این که اثری در طنز فارسی نوشته شده است که بر مبنای ساختار شوخطبعانه نگارش شده است و خبری از بازیهای زبانی و یا تیپهای پوسیده و شخصیتهای نخنما در آن نیست. مهدینژاد آن قدر جدی جلسههای بازجویی را برای ما روایت میکند که اگر مخاطب کمی بیدقتی کند این کتاب را به عنوان یک تاریخنگاری میخواند و در قفسهی کتابهای تاریخی قرار میدهد.
اگر وقت بگذارید و «سین جیم» را تا آخر بخوانید متوجه ساختار هجوآمیز آن میشوید. مهدینژاد نه به قصد تایید، بلکه فقط به قصد ریشخند کردن، تاریخ و تاریخنگاری و نوع رفتار حکومت پهلوی و شاه دست به قلم برده است و هیچ هدف اصلاحی هم نداشته است اما ریشخنداش هنرمندانه است و پرمایه. این اثر هجوآمیز اتفاقا سرشار است از نکتههایی که باید با دقت خوانده بشوند. اگر کتاب «سین جیم » را تا آخر بخوانید حتما از خواندن بند آخر این اثر لذت خواهید برد، آنجا که بعد از روشن شدن ماجرا، مقام مافوق مینویسد:
«من بعد بیشتر دقت شود».