درباره عبدالله مقدمی

تا حالا درباره جمع نقیضین جایی شنیده اید؟ نشنیده اید؟ خب ببینید! عبداله مقدمی مجموعه ای از تناقضات است. تقریباً معلوم نیست چکاره است و به همان نسبت هم موضعش درباره بسیاری از مسایل دچار ایهام شاعرانه است. فکر می کند که خیلی با نمک است و با این توهّم بعضی وقتها شورش را در می آورد. زمانی شعر می نوشت و پس از آباد کردن آن تپه، حالا به طنز روی آورده است! در خبر است که استانداری فارس مستقیماً از او در خواست بی خیال شدن نوشتن «گلستان مصنوعی »کرد، چون لرزش های شدیدی از ناحیه مقبره حضرت سعدی ثبت کرده بود.

گاهی وقتها زهر مطالبش را می گیرند ولی خدا را شکر خودش به خاطر حواس پرتی مزمن متوجه نمی شود.  با سروش فردوس نسبت مستقیم دارد. (نه، برادرش که نیست IQ! خودش است!) جزء معدود بی کلاس هایی است که دانشجو نیست و با پر رویی تمام متولد 59 است. جزء فراکسیون آذربایجانی هاست، عاشق ضرب المثل های ترکی است  و به محض کشف یک آذربایجانی دیگر، زبان فارسی را سه قفله تعطیل می کند. می گویند منظم است و خودش خیلی با این خصیصه اش حال می کند، چون به بهانه این موضوع هر روز از اداره مرخصی می گیرد، بله! او کارمند است، از همان کارمند کوچولوها که ذکرش به خیر باد!