خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
عبدالله مقدمی

تا حالا درباره جمع نقیضین جایی شنیده اید؟ نشنیده اید؟ خب ببینید! عبداله مقدمی مجموعه ای از تناقضات است. تقریباً معلوم نیست چكاره است و به همان نسبت هم موضعش درباره بسیاری از مسایل دچار ایهام شاعرانه است. فكر می كند كه خیلی با نمك است و با این توهّم بعضی وقتها شورش را در می آورد. زمانی شعر می نوشت و پس از آباد كردن آن تپه، حالا به طنز روی آورده است! در خبر است كه استانداری فارس مستقیماً از او در خواست بی خیال شدن نوشتن «گلستان مصنوعی »كرد، چون لرزش های شدیدی از ناحیه مقبره حضرت سعدی ثبت كرده بود.

گاهی وقتها زهر مطالبش را می گیرند ولی خدا را شكر خودش به خاطر حواس پرتی مزمن متوجه نمی شود.  با سروش فردوس نسبت مستقیم دارد. (نه، برادرش كه نیست IQ! خودش است!) جزء معدود بی كلاس هایی است كه دانشجو نیست و با پر رویی تمام متولد 59 است. جزء فراكسیون آذربایجانی هاست، عاشق ضرب المثل های تركی است  و به محض كشف یك آذربایجانی دیگر، زبان فارسی را سه قفله تعطیل می كند. می گویند منظم است و خودش خیلی با این خصیصه اش حال می كند، چون به بهانه این موضوع هر روز از اداره مرخصی می گیرد، بله! او كارمند است، از همان كارمند كوچولوها كه ذكرش به خیر باد!