«گوزن های پا به ماه » عنوان دفتر شعر « کمال شفیعی » است . شاعری که البته شاید خیلی نشود عنوان جوان را به او اطلاق کرد اما چابکی و سبک بالی جوانانه در شعرهایش هویداست . این دفتر که شامل 58 شعر از سروده های شاعر است ، شامل اشعار سپید کوتاه شفیعی است . اما قبل از هر چیز « چاپ پنجم » یک کتاب شعر را اگر نتوان یک اتفاق بعید دانست ، مطمئناً اتفاقی نادر و شگفت آور است که « گوزن های پا به ماه » به این توفیق دست یافته است . اما شعرها ...
تقریباً همه اشعار این مجموعه خصوصیتی مشترک دارند : سادگی زبانی و گریز از پیچیدگی و مغلق گویی . این سادگی البته همیشه موفق نیست ولی در بسیاری از شعرها به زیبایی و استحکام کار افزوده است . شعر اول :
هیچ کس باور نمی کند
عشق
آن تفنگ سر پری باشد
که در سکوت درختها
زانوی آهو بره ها را می لرزاند
لزج می شود
خون یوزپلنگ مغروری که
از سینه ام گریخت
تصویر سازی در این شعر بسیار دقیق و موجز صورت گرفته است . اینکه تفنگی سر پر زانوی آهو بچه ای را در سکوت درخت ها بلرزاند تابلوی کاملی است که با بند تسبیح عشق کامل می شود . اما تصویر عشقی مردانه با تصویر دوم شعر به اوج می رسد . البته شاید اگر صفت « مغرور » از یوزپلنگ کم می شد اتفاق بدی در شعر نمی افتاد . یکی از ویژگی های این شعر و شعرهای دیگر شاعر روانی زبان و دوری کردن او از گره زدن های کور در شعر است . مطمئناً « کشف » یکی از مهمترین کلیدهای لذت بردن از شعر است . اما باید به این نکته هم توجه داشت که مخاطب اگر با بندهای پیچیده و معماوار شعری مواجه شود در بسیاری از موارد از درگیری های ذهنی بی شمار خسته شده ، شعر را ادامه نخواهد داد . و بدتر از آن اینکه مخاطب با ابهام زدایی و حل معماهای بسیار به این نتیجه برسد که اصولاً شاعر حرفی برای گفتن نداشته و در اصطلاح « کشف خاصی » نداشته است . در واقع به نظر نگارنده درگیری ذهنی در شعر باید ارزش کشفی که در نهایت صورت می گیرد را داشته باشد .
همه اینها را گفتم تا به اینجا برسیم که به نظر نگارنده درگیری ذهنی در اشعار شفیعی ارزش کشف ها را دارد . گذشته از اینکه اصولاً شاعر به دنبال مغلق گویی و معما ساختن هم نرفته است . تصویر سازی های شاعر ، در نهایت منجر به خلق فضایی می شود که نام « شعر » را می توان بر آن نهاد . چیزی که بسیاری از دبدبه و کبکبه داران شعر و شاعری از آن عاجزند . شعر شفیعی گویی مانند فلاش عکس در لحظه ای اتفاق می افتد . لحظه ای که نیازی به شاخ و برگ اضافی دادن به آن نیست :
گمانم عشق
آن اسب وحشی مغروری باشد
که شب هنگام
میان سینه ام
چهارنعل می تازد
شعر 8
**
میهمان ها رفتند
خانه را جارو کردیم
ما ماندیم و
خنده هایی که مال خودمان نبود
شعر 47
اما همین تصویر سازی ها گاه به تصاویری تکراری نیز تبدیل می شوند . تصویرهایی که در شعرهای بسیاری آمده اند . شاعر گاه با استفاده از همین تصویرها و فضاها به کشف های جدید و لذتبخشی می رسد :
عشق
گاه
بوسه ی داغیست
در نیمروز تابستان
که بر فیلتر سیگاری گر می گیرد
و به من
تعارفش می کنی
شعر 29
و گاه برعکس شاعر نمی تواند شعر را در نهایت به جایی برساند :
نه تولدی
نه مرگی
و نه حتا
غرش تفنگی
نه
دیگر کبوتری براین بام آشیانه نخواهد داد
بیا گرده هامان را به آفتاب بسپاریم
شاید
کمی گرممان شود
شعر 25
در نهایت با اینکه اکثر اشعار شامل کشف های بسیار و فضاهایی لذت بخش است ولی در تعداد کمی از شعرها هم ، شاعر راه شعار را در پیش می گیرد و در اصطلاح شعر « نمی گیرد » :
سلام آقای اسکندر
قبرتان چقدر کوچک است ؟
روزنامه ها نوشته بودند
در مقدونیه زیتون می بارد
مزاحم خواب حقیرتان نمی شوم
حالا تا می توانید
برای کرم ها از کشورگشایی ها
دروغ سر هم کنید
(شعر 34 )
**
دست روی دست گذاشته ایم
همیشه همینطور بوده است
ما
در خیالاتمان جهان را فتح می کنیم
دن کیشوتی مضحک هستیم
که جهان را
به سخره می گیرد
شعر 26
« گوزن های پا به ماه » توسط « نشر داستان » منتشر شده است . تاریخ اولین چاپ کتاب بهار 88 است و پنجمین نوبت چاپ نیز با شمارگان 2200 نسخه در بهار89 صورت گرفته است . در نهایت دوستان نترسند و توجه داشته باشند که قیمت کتاب « 2000 » تومان است و نه « 20000» تومان که داخل کتاب نوشته شده است !