درباره علیرضا لبش

یکم مهرماه 1360 از پروردگار ویزای اقامت در دنیا را گرفتم. از آنجایی که روز باز شدن مدارس با ولادت من مقارن شد نافم را با کتاب و مدرسه بریدند. تا همین چند وقت پیش هم در مدرسه کوچکی در اصفهان که بی خودی نام دانشگاه اصفهان را بر روی آن گذاشته اند(!) تحصیل می کردم تا کارشناسی ارشدم را گرفتم. ابتدا در رشته مهندسی علوم دامی فارغ التحصیل شدم. سپس برای شناختن جامعه در رشته علوم اجتماعی ادامه تحصیل دادم. تا به حال از جشنواره های مختلف داخلی و خارجی، ادبی و بی ادبی(!) جوایز بی شماری را دریافت کرده ام و جوایز بی شماری را نیز دریافت نکرده ام!! در کل همه این ها را مدیون غضنفر پسر همسایه مان هستم که شب ها با صدای موتور گازی اش نمی گذارد بخوابم و من را مجبور به خلق شاهکارهای ماندگار و فاسد نشدنی می کند. راستی یادم رفت بگویم، من به طور غم انگیزی شبیه علی رضا لبش ( یعنی خودم ) هستم.