مُردم ز شلنگ تخته اندازی تو
از وعده بیجا و زبان بازی تو
کی می شود ای عزیزِ ناراضی من
تا وصل شوم به دخترِ راضی تو
***
دوباره مترو را از دست دادم
و واگن دو را از دست دادم
بلیطم حیف شد...عیبی ندارد
چه بد شد که تو را از دست دادم!
***
دیدی که چه زود خامِ شهرام شدیم
رامِ کمک و هدیه و وام شدیم
ما در مجلس سر و صدا می کردیم
شهرام خریدمان و آرام شدیم
***
ایام شباب باده باید بخوریم
لاجرعه و بی اراده باید بخوریم
ما را ندهد کفاف پیمانه و پیک
نوشابه خانواده باید بخوریم!
***
آرامش کوه را به هم خواهم زد
افراد گروه را به هم خواهم زد
ای جفتِ خَرم! اگر سوارم نکنند
من کشتی نوح را به هم خواهم زد!
***
خیام چه شاعر عمیقی بودهست
وین کوزه چه صنعت دقیقی بودهست
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی است که در جیب رفیقی بودهست!