فرهنگ زنده مقاومت
(گفت و گو با ادوارد سعید)
طارق علی
ترجمه: آرش جلالمنش
نشر چشمه
1388
شمارگان: 1500 نسخه
قیمت: 2200 تومان
اگر این کتاب را نخواندهاید، حدس بزنید اولین چیزی که نظر «طارق علی» را نسبت به «ادوارد سعید» جلب میکند، چه بود؟ یا نه، حدس بزنید این کتاب با چه موضوعی شروع شده و با چه موضوعی تمام می شود. این حدسی چندان ساده نخواهد بود،زیرا از آن چه فکر میکنیم و یا ممکن است که حدس بزنیم، بسیار دور است. «شیک پوشی ادوارد سعید» اولین برق شخصیت سعید در ذهن علی است. علی در مقدمه کتاب از نخستین دیدارش با سعید نوشته: «برای اولین بار او را در 1972 در سمیناری در نیویورک دیدم. در آن روزهای پرتلاطم آن چه او را از بقیه ما متمایز میکرد شیک پوشی بی نقصش بود. هر تکهای از لباسهایش، حتی جورابها با دقتی خاص انتخاب شده بود. تصور او فارغ از آن شیک پوشی معروف غیرممکن است».(ص 9) و در پایان نیز از سعید میپرسد: «آیا میتوان یک روشنفکر جدی بود و در عین حال شیکپوش؟! آیا میتوان هم شیکپوش بود و هم روشنفکری جدی؟!»، سعید به هر دو پرسش علی پاسخ مثبت میدهد و میگوید: «به نظر من تنها یک روشنفکر جدی میتواند به سیما و ظاهر خود علاقمند باشد چون این مسئلهای است بسیار مهم. و نیز تنها فردی که به ظاهرش علاقمند است میتواند روشنفکری جدی باشد و به مسائل ذهنی نیز اهمیت دهد. زیرا مسائل ذهنی تنها وقتی جذابند که در ظاهری جذاب نمود یابند». (صص 91و 92)
سال 1994 فیلم مستندی به نام «گفت و گو با ادوار سعید» از تلویزیون بریتانیا پخش شده که این کتاب در واقع بخشهائی از دیدارهای طارق علی و ادوارد سعید است. این که در آغاز نوشته از شیکپوشی سعید نوشتیم بیانگر اهمیت این کتاب نیست، البته شرح زندگی سعید و خاطرات دوران کودکی او حتی دیدارهایش با یاسر عرفات و مسائلی از این دست کتاب را بسیار خواندنی کرده است. اما اگر در جستجوی مسائل نظری اندیشه سعید هم هستید، نکات در خور تاملی در این کتاب پیدا خواهید کرد. سعید در این گفت و گو بسیار صریح است و نظر خود نسبت به سیاستهای دولتها عرب بیپرده مطرح میکند. او از عرفات، سازمان رهائیبخش فلسطین، سیاستهای امریکا، زندگی در نیویورک، موسیقی، ادبیات غرب، معلمان دوران کودکی، مادرش، سرطانشو... چندین موضوعات جالب دیگر حرف میزند. ما سعید را از زبان خودش میشناسیم، به خصوص آن جا که خود را برای خواننده تعریف میکند: «فکر میکنم تبعیدیام»، «من خود را عصیانگر میدانم»، «من علیه خود دست به عصیان میزنم». سعید تصویر شفافی از خود ترسیم میکند، نه با این عبارات، بلکه با گفتن از حامیان و منتقدان یگانه اثرش، «شرقشناسی»؛ کتابی که به زعم او با خوانشهای ایدئولوژیک و تقلیلگرایانه به سراغ آن رفتند، قرائتی که سعید به کل آن را نفی کرده و منکر وجود هر نوع بیانیه ایدئولوژیک در آن است.
بدینترتیب «فرهنگ زنده مقاوت» دو گونه خواننده خواهد یافت،آنها که سعید را نمیشناسند و آنها که میشناسند و میخواهند بیشتر، شفافتر، جزئیتر و از همه مهمتر صریحتر از آنچه هست او را دریابند.