نوشته: راشل مک آلپاین
عادت نُهم
داستان هایی بنویسید که مخاطب عام آن را بپسندد!
آخرین اما نه کم اهمیت ترین ویژگی در میان عادت های داستان نویسان موفق این ویژگی واضح و پر اهمیت است: همۀ آن ها عادت دارند درباره موضوعات عامه پسند بنویسند. این مطلب هسته اصلی کاری آن ها را تشکیل می دهد: خلق داستان های قابل انتشار در ژانرهای داستانی عوام پسند.
و ترجیحاً رمان هایی می نویسند که هیجانی و احساسی است. رمان هایی می نویسند که چشم ناشرشان را خیره می کند و بالفور آن ها را وا می دارد در امر انتشار پیش دستی کنند و با یک فروش عالی، خواب ناشر رقیب خود را آشفته کنند.
لزومی ندارد خیلی راجع به نهُمین عادت نویسندگان عامه پسند بگویم. آن ها رمان های عوام پسند می نویسند و محبوب و عوام پسند می شوند و این همان دلیلی بود که به مصاحبه با این نویسندگان روی آوردم. مطلب مهم این است که آن ها بارها و بارها این ویژگی را در نوشته هایشان تکرار می کنند. ما از نویسندگانی حرف نمی زنیم که فقط یک اثر محبوب داشته اند، بلکه (برای مثال اِما دارسی و لورنس بلاک) از عادات نویسندگانی می گوییم که بیش از پنجاه اثر محبوب و معروف خلق کرده اند. یا در موارد دیگر (مثلاً روبرت جوردن یا فیلیپ مَن) از نویسندگانی می گوییم که توانسته اند با خلق داستان هایی فوق العاده تحسین همه را به خود جلب کنند. وهمه نویسنده ها، حتی کسانی که دو یا سه اثر بیشتر منتشر نکرده اند، به خوبی واقف اند که با ادامه کار می توانند به آینده موفقیت بار خود، خوشبین باشند.
و اما در این مرحله بگذارید به نویسندگانی توجه کنیم که نتوانسته اند تا کنون موفقیتی به دست بیاورند یا کسانی که تازه می خواهند نوشتن رمانی را آغاز کنند. (چطور است از خود شما شروع کنیم ؟) بیایید ببینیم چطور می شود رمان های عامه پسند نوشت.
تفاوت میان رمان های محبوب و آثاری که توسط ناشر رد می شود و تا ابد نخوانده می ماند، در چیست؟
کریس اِلز از مرکز مطالعات آثار داستانی می گوید:
کتاب های زیادی بوده که در نگاه اول مردود شناخته شده اما با کمی اصلاحات در زمینه سوسپانس و اضافه کردن چاشنی هیجان ، تبدیل به آثار پرفروشی شده اند.
با جستجو در وب های ناشران می توان به موضوعات و ژانرهایی که در بازار نشر طرفدار دارد، دست یافت. با این وجود چنانچه مایل هستید آثار عامه پسند بنویسید، شاید این نظرها تا حدودی مبهم و بسیار عام باشد.
این شیوه ظاهراً عاقلانه است، چون اگر ناشران الگوها و خواست گاه های خود را با جزئیات کامل بیان کنند و منظورشان را واضح تر کنند، شما حین نوشتن مدام به باید ها و قوانین آن ها فکر می کنید و تأثیرو کیفیت کلی داستانتان از بین می رود.
با این وجود بهترین پیشنهاد برای شروع نگارش یک رمان، این است که خیلی به قانون و قواعد آثار پرفروش پایبند نباشید و سعی کنید اثر شخصی خود را خلق کنید. ثابت کنید که می توانید اثری مجزا با رعایت تمام جوانب خلق کنید.( چنین کاری حتماً قابل انجام است و این چیزی است که شگفتی خواننده را برمی انگیزد.) به ناشران ثابت کنید که انتظارات آن ها را می فهمید و با آن ها روبه رو شوید. بعد از آن می توانید اثرتان را به آن ها ثابت کنید و نظرات و عقاید خود را در اثبات نگارش شخصی تان، برایشان ابراز کنید.
اگر می خواهید عامه پسند بنویسید و مخاطبین عام بسیاری داشته باشید، باید دقت کنید که خواننده ها و مخاطبین شما هم انتظاراتی دارند که حتماً باید پاسخ خود را از آثار شما دریافت کنند. برای مثال اگر شما داستان فوق العاده ای برای تعریف کردن ندارید، پس در کل بی خیال آن شوید و فراموشش کنید.
این قضیه در مورد نویسندگان ادبی و خاص فرق دارد. آن ها دستشان باز است که درباره هر موضوعی بنویسند. آن ها به این امید می نویسند که ناشر کارشان را قبول کند. آن ها مخاطبان شان را خود انتخاب می کنند و برای قشر خاصی می نویسند. تعداد صفحات، شخصیت ها و فضا و طرح و درونمایه اثر به خود نویسنده بستگی دارد.
در مقاله های آتی بر اساس الگوهای کاری نویسندگان موفق، راه ها و پیشنهاد هایی داده شده که شما می توانید با مطالعه و رعایت آن ها، الگویی برای خلق آثار موفق و عامه پسند بیابید.