یکم: چرا علاقمندان با پدر خود به نمایشگاه کتاب میروند؟
نمایشگاه کتاب امسال هم در مصلی تهران با هجوم علاقمندان برگزار شد و این هجوم آنقدر شدید بود که در سطح آمار موجب خوشحالی مسؤولان و درآمدن پدر علاقمندان شد؛ یک ناشر که از حضور در نمایشگاه منع شده بود، کتابهای خود را در فروشگاهش ارائه کرد؛ یک وزیر چیز خاصی دربارهی آن همه کتب منحرف دولت قبلی نیفزود؛ یک نامزد انتخاباتی خودش را کنترل کرد تا به نمایشگاه نرود؛ یک انتشارات اطلاعات مورد هشدار واقع شد؛ یک علاقمند به مطالعه هم در حالی که نمیتوانست از بن الکترونیکی کتابش استفاده کند، خوشحال توی صف دستشویی سه طبقه ایستاد.
دوم: انگشت نکن رنجه به فیلم ساختن کس
هجوم انتخابات به عرصهی فرهنگ و برعکس، باعث شد تا شایعات زیادی دربارهی کارگردانهایی که قرار است فیلم انتخاباتی نامزدها را بسازند، پراکنده شود؛ یک مشاور فرهنگی یک مقام عالیرتبه افزوده است که فیلم ایشان را خودش میسازد؛ یک سازندهی سریالهای تاریخی با اشاره به مطلومیت خود تاکید کرد که فیلم ایشان را شاید خودش بسازد؛ یک کارگردان پرفروش سکوت کرد؛ یک مقام عالیرتبه هم با ایما و اشاره افزود که خب چه کاریست وقتی صدا و سیما هی میسازد؟
سوم: جیببرها به بهشت میروند
دادگاه شکایت ایرانخودرو از یک داستاننویس، با مصالحهی طرفین ختم به خیر شد؛ در این کیفرخواست، متهم به اتهام زیر سؤال بردن آتشسوزیهای غیرعمدی پژوهای 405 و تلاش برای تخریب آن شرکت بزرگوار، تفهیم اتهام و سپس پشیمان شد؛ در همین راستا پیشنهاد شده است که طرح دادگاه ویژهی ادبیات هم به مجلس برود تا شرکتها، صاحبان صنایع، اصناف و بازاریان عزیز بتوانند از هر اثر ادبیای که دلشان میخواهد شکایت کنند. شنیدهها حاکی از آن است که یک کلاهبردار محترم از جلال آلاحمد بهخاطر توهین به این صنف کوشا در داستان بلند «مدیر مدرسه» شکایت کرده است.
چهارم: نکن
زد و خوردهای رسانهای افراد بافرهنگ در عرصهی فوتبال برتر مملکت همچنان ادامه دارد؛ یک مربی باسابقه و متعهد که تلاش میکند با بیانیههایش تکلیف بهشت و جهنم عموم افراد درگیر در فوتبال را روشن کند، همچنان به صدور بیانیه ادامه میدهد؛ یک مقام فرهنگی ـ ورزشی (که دقیقا نفهمیدیم ایشان چه میکنند) اعلام کرده است که آنچه در ورزشگاهها و بخصوص هنگام بازی تیمهای پرطرفدار صورت میگیرد، کاملا با فضای مدیریتی و فرهنگی حاکم بر باشگاهها ارتباط دارد و این واقعیتی کاملا ملموس است؛ یک تماشاگرنما افزود: گروهبان قندلی.
پنجم: ما آزادیم
رسانهی ملی با تولید و پخش تریبونهای آزاد دانشجویی با نام «منطقهی آزاد»، توانست اثبات کند که ما آزادی بیان داریم، از نوع مرغوبش را هم داریم؛ منتهی حرفهای بسیاری از دانشجویان به دلیل کمبود وقت پخش نشد. ما معتقدیم که اگر شائبههایی هم دربارهی نبود آزادی بیان در کشورمان هست، فقط به خاطر همین کمبود وقت است و انتظار میرود مسؤولان وقت همهی برنامهها را آنقدر زیاد کنند که این شائبهها هم از بین برود. با توجه به این که این روزها بازار شکایت داغ است، ستون را ترک میکنیم و به پناهگاه میرویم.