1- حادثه، واحد تولید خبر است.
2- زخم نا کار، کاری از آب در آمد.
3- حباب آب، طاقت تلنگر هم ندارد.
4- بیداری معتاد با چُرت پر می شود.
5- ازدواج مجدد، انتخاب همراه دوم است.
6- آلمانی ها مارک دار ترین آدم ها هستند.
7- معلم ریاضی درگیر مسایل خانوادگی بود.
8- درخت بهار حامله و پاییز پا به ماه می شود.
9- تیر خلاص قبل از عزراییل به محل حادثه رسید.
10- پیچ جاده به مهره ی هیچ ماشینی نمی خورد.
11- با بخار ترین شیشه ها زمستان زاده می شوند.
12- زمستان با شن و نمک حال خیابان را پرسید.
13- ترافیک سحر خیزترین رهگذر خیابانی است.
14- مرگ، پس انداز عمر است برای روز مبادا.
15- افترا، پاس کاری جرم است.