متولد 9 مهر 1363 _ تهران_ ساکن مازندران
فارغالتحصیل دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسی
مشوق اصلیام مادر بود با داستان شبانه و خاطرهانگیز «پری کوچولودرجنگل» که از 8 سالگی گرفتارم کرد. فعالیت گستردهتر داستان نویسی را از دوران دبیرستان شروع کردم که به کسب مقام های اول و دوم در بخش داستان کوتاه ختم میشد.
در دوران دانشجویی، داستانهای پاکیزه، جمال خان، حرفهایی خاص برای عزراییل در مجلات انجمن ادبیات دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه به چاپ رسید.
درسال 84، با داستان «سلامِ من، با بیست درصد!» که به «سلامِ من، با هفتاد درصد!» تغییر نام یافته است؛ در استان اردبیل مقام سوم و در مرحله کشوری و برای جشنواره ادبیات داستانی بسیج، مقام تقدیر را کسب کردم. در تابستان 85، داستان «نان،گوجه،خیار،پنیر و…» جزو داستانهای برگزیده همایش عصری با داستان شهرستان بابلسر شد. پایان سال85، همراه بود با کسب مقام تقدیر در دهمین یادواره شهدای دانشجوی کشور با داستان کوتاه «من نیز گاهی به آسمان نگاه میکنم».
یادگار اخیر از یازدهمین یادواره شهدای دانشجوی کشور برای من، کسب مقام سوم بود بخاطر «آی بیرنگتر از آینه! یک لحظه بایست» در بخش نثر ادبی.
مشتاقانه منتظر دیدار شما از وبلاگ شخصیام www.mesopotamia.blogfa.com هستم.