خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
غزل ها
6 آذر 1387
سیدضیاءالدین شفیعی
9 آبان 1387
محمدعلی بهمنی
29 مهر 1387
عبدالجبار کاکایی
23 مهر 1387
رباعی
17 تیر 1387
10 فروردین 1387
گزیده ای از رباعیات
6 آذر 1386
24 مهر 1386
3 شهریور 1386
امیرعلی مصدق
شعر سپید
9 آبان 1387
22 مهر 1387
15 مرداد 1387
23 فروردین 1387
مثنوی
14 خرداد 1387
10 خرداد 1387
27 اسفند 1386
چهار پاره
11 آبان 1387
علی عباس‌نژاد
8 فروردین 1387
6 فروردین 1387
غلامحسین عمرانی
11 اسفند 1386
شعر نو
9 آبان 1387
30 مرداد 1387
دکتر محمدعلی شیخ‌الاسلامی
29 مرداد 1387
12 تیر 1387
نقد و بررسی یک شعر
5 آذر 1387
فریبا یوسفی
9 خرداد 1387
ترانه
3 شهریور 1387
14 اسفند 1386
14 مهر 1386
شعر ترجمه
13 تیر 1387
28 آذر 1386
یک کتاب ، یک شاعر
18 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
5 اسفند 1386
26 آبان 1386
9 آبان 1386
در سوگ دکتر قیصر امین‌پور
گفتگو با شاعران
12 مرداد 1387
24 مهر 1387

توضیح: شعری که در پی می آید و برگزیده ی کنگره ی میلاد آفتاب امسال شده است در واقع یک «مربع ترکیب بند» است اما از آنجا که در دسته بندی های سرویس شعر لوح این قالب شعری گنجانده نشده است لاجرم آن را در قسمت چهارپاره می آوریم با این قصد که خوانندگان گرانمایه را در لذت خوانش آن سهیم سازیم.


شنیده می شود از آسمان صدایی که...
کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...
نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که...
نوشت نام تو را، نام اشنایی که ـ

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت: فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
نوشت: فاطمه، هفت آسمان مزین شد
نوشت: فاطمه، تکلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و  زمان معین شد

نوشت: فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
غزل - قصیده ی نابی که در ازل گفته است

نوشت: فاطمه تعریف دیگری دارد
ز درک خاک مقام فراتری دارد
خوشا به حال پیمبر! چه مادری دارد!
درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
برای وصف تو از عرش واژه بر می داشت

چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست
و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست
و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه ها کشیده تو را
گمان کنم که تو را، اصلا آفریده تو را

که گرد چادر تو آسمان طواف کند
و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند
ملک ببیند وآنگاه اعتراف کند
که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

کتاب زندگی ات را مرور باید کرد
مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود
درون خانه ی تو نان فقر آجر بود
شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است
حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است

به حکم عشق بنا شد در آسمان علی
علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی
چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!
به نان خشک علی ساختی، به نان علی

از آسمان نگاهت ستاره می خواهم
اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم-

به یاد آن دل ِ از شهر خسته بنویسم
کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم
شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم
و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادری کن و اینبار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم از تبار توایم
هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم
اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه در کنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست
«کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست»

 

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: