منتقدی که به ارائه تحلیلی دقیق از فیلمهای آنتونیونی دلخوش است، در واقع تسلیم افسون خطرناک فیلمهای او میشود.
رابین وود و یان کامرون در کتاب آنتونیونی
منتقدان، فیلمهای آنتونیونی را همواره بر اساس وجوه تماتیک آنها تحلیل کردهاند. به عبارت دیگر از نظر بسیاری از منتقدان تمرکز بر مضامین و محتوای فیلمهای آنتونیونی به مراتب مهمتر از توجه به فرم سینمایی و ساختار روایی او بوده است. مثلا تنهایی انسان در زندگی مدرن، ناتوانی در ایجاد ارتباط، انتقاد از زندگی مدرن و ترجیح نگاهها بر کلمات به عنوان بخشی از مضامین آشکار فیلمهای آنتونیونی همواره مورد توجه منتقدان بوده است. اما به نظر میرسد آنچه که باید بیش از پیش در تحلیل فیلمهای آنتونیونی مورد توجه قرار بگیرد، تحلیل فیلم بر اساس ویژگیهای بصری و به خصوص تاکیدات میزانسنی و ترکیببندی و ایجاد ارتباط بین این ویژگیها و وجوه تماتیک باشد.
«آگراندیسمان» بدون شک یکی از بهترین و کاملترین نمونه از فیلمهای سینمای مدرن محسوب میشود. آنتونیونی در این فیلم به تسلطی بی نظیر بر ابزار سینمایی برای بیان مفاهیم مورد نظرش میرسد. یکی از ویژگیهای سینمای مدرن و تفاوت آن با اصول روایی سینمای کلاسیک تغذیه آن از ادبیات مدرن است. فیلمنامه «آگراندیسمان» هم بر اساس داستانی از نویسنده مدرن آرژانتینی خولیو کورتازار نوشته شده است. همچنین تمرکز بر روی شخصیت اصلی یعنی تاماس است و پیرنگ حالتی اپیزودیک دارد که هر اپیزود در مکانی جداگانه رخ میدهد و تاماس در همه آنها حضور دارد. از سوی دیگر روایت حالتی محدود و سوبژکتیو دارد، یعنی وقایع را از دید تاماس میبینیم و پا به پای او در شناخت آنها پیش میرویم. اتفاقات منطق سببی مشخصی ندارند و عنصر تصادف نقشی پر رنگ در پیشبرد داستان دارد.
در آگراندیسمان مکان نقشی بسیار مهم در پیرنگ فیلم مییابد. به طور کلی مکان در فیلمهای آنتونیونی نقش بسیار برجستهایی دارد. مثلا سکانس پایانی «ماجرا» که حضور در مکانی جدید به رسیدن به تجربهای جدید برای قهرمان زن و مرد فیلم میانجامد. یا سکانس نهایی «کسوف» که اساسا توصیف یک مکان است. این نقش برجسته در «آگراندیسمان» هم دیده میشود. این بار پیرنگ فیلم را بر اساس نقش مکان در آن تقسیم بندی میکنیم.
تقسیم بندی پیرنگ :
1- مرکز نگهداری فقرا: آشنایی با تاماس.
2- استودیوی تاماس: عکس گرفتن از مدلها.
3- خانه بیل و پاتریشیا: گفتگو درباره نقاشی بیل.
4- استودیوی تاماس: آشنایی با دو دختری که میخواهند تاماس از آنها عکس بگیرد.
5- عتیقه فروشی: گفتگو با پیرمرد.
6- پارک: عکس گرفتن از زوج عجیب.
7- عتیقه فروشی: خریدن ملخ هواپیما.
8- رستوران: گفتگو با ران.
9- استودیوی تاماس: دادن فیلم عوضی به ردگریو.
ملاقات مجدد با دو دختر اپیزود 4.
ظاهر کردن عکسها و دیدن جسد پیرمرد در پارک.
10- پارک: بازگشت به پارک و دیدن جسد.
11- استودیوی تاماس: در مییابد که فیلم عکسها دزدیده شده است.
12- خانه بیل و پاتریشیا: دیدن آندو در حال عشق بازی.
13- استودیوی تاماس: گفتگو با پاتریشیا درباره جسد در پارک.
14- کنسرت زیرزمینی: تصاحب گیتار برقی شکسته.
15- میهمانی: تلاش برای متقاعد کردن ران و شکست در این کار.
16- پارک: ناپدید شدن جسد و تماشای بازی تنیس پانتومیم.
همانطور که مشاهده میکنید بر اساس مکانهای وقوع داستان، کل فیلم را میتوان به 16 بخش یا اپیزود تقسیم کرد. البته این بخشها به وسیله نماهایی از خیابانهای لندن و تاماس که در حال رانندگی است به یکدیگر متصل میشوند تا انسجام ساختاری فیلم حفظ شود. مثلا بین دو اپیزود 13 و 14، تاماس ردگریو را در خیابان میبیند و به دنبال او از کنسرت زیر زمینی سر در میآورد.
از این 16 بخش، پنج تای آن در استودیوی تاماس جریان دارد که چهارمی (اپیزود 9) بیشترین زمان را در بین همه بخشها داراست. 3 بخش در پارک،2 بخش در خانه بیل و پاتریشیا و 2 بخش نیزدر عتیقه فروشی می گذرد و بقیه مکانها شامل مرکز نگهداری فقرا، رستوران، کنسرت زیرزمینی و میهمانی هر کدام یک بخش را به خود اختصاص میدهند. به عبارت دیگر در کل فیلم 8 مکان وجود دارد که دو تای آنها (استودیو و پارک) به مکانهای اصلی وقایع فیلم تبدیل میشوند.
نکته مهم نقش مکانها و تاثیری است که آنها بر شخصیت اصلی فیلم میگذارند. تاماس هر وقت از بودن در خانه / استودیوی خود خسته و کلافه میشود بلافاصله به خانه بیل میرود تا در آنجا دچار تغییر روحیه گردد و نیروی روحی خود را بازیابد. بار اول (اپیزود 3) نتیجه میگیرد و با گفتگویی هرچند کوتاه با بیل و پاتریشیا در مورد نقاشی بیل از حال بیحوصلگی رهایی مییابد. اما بار دوم (اپیزود 12)، آندو را در حال عشق بازی میبیند و بدون تغییر حالت روحی به خانهاش باز میگردد. تاماس در خانهاش کم حوصله و نفوذ ناپذیر و در پارک جستجوگر و حساس است. در دو سکانسی که در خانه بیل حضور دارد به شدت منفعل و آسیبپذیر و در کنسرت زیرزمینی و میهمانی سرگشته و حیران مینماید. به عبارت دیگر شخصیت اصلی در هر مکان ویژگیهای متفاوتی را از خود بروز میدهد و این از مولفههای سینمای آنتونیونی است.
همچنین در این ساختار اپیزودیک نوعی تقارن مشاهده میشود. سکانس کوتاه رستوران (اپیزود 8) را میتوان به نوعی مرکز ثقل فیلم به حساب آورد. خانه بیل (اپیزود 3 و اپیزود 12) به عنوان فضایی برای جدا کردن سکانسهای تکراری (استودیوی تاماس) و در نتیجه ایجاد تنوع بین این سکانسها به کار رفتهاند. سکانس پارک (اپیزود 6) در ایجاد حالتی متقارن بین دو سکانس عتیقه فروشی (اپیزود 5 و اپیزود 7) موثر است.
ادامه دارد...