خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
سینمای جهان
28 مهر 1387
27 شهریور 1387
25 شهریور 1387
22 مرداد 1387
6 مرداد 1387
سینمای ایران
2 آذر 1387
29 آبان 1387
18 آبان 1387
15 آبان 1387
فن هنرپیشگی
17 شهریور 1387
یادگارها
30 آبان 1387
25 آبان 1387
21 آبان 1387
20 مهر 1387
20 مهر 1387

«آقای اولو» معروف‌ترین شخصیتی است که ژاک تاتی، بازیگر و کارگردان فرانسوی، آن را خلق کرد و با کمدی‌هایی که با استفاده از این شخصیت ساخت در تاریخ سینما ماندگار شد. شخصیتی که مشخصه‌های زیادی دارد، ازجمله پیپی که به لب دارد و اکثر اوقات خاموش است، پالتویی بلند به تن و چتری که همیشه به همراه دارد، معمولا با سری پایین و قدمهایی بلند راه می‌رود، به ندرت حرف می‌زند و در عین دل رحمی و مهربانی، دست و پا چلفتی است. تاتی به وضوح با تاثیر از کمدی‌های اسلپ‌استیک سعی می‌کرد موقعیت‌های بصری دارای تضاد و تناقضی را ایجاد کند که به عکس کمدی‌های کلامی که در آن دوره رو به گسترش بود، همچنان تصاویر باعث خنده بیننده بشوند و در این بین، فرم رفتار و ظاهر تا حدی غیر عادی آقای اولو که چیزی بین شخصیت ولگرد چاپلین و نیز جنتلمن صورت سنگی باستر کیتون در نوسان بود، به جذابیت بیشتر فیلمها کمک می‌کرد.
«دایی جان» یکی از مهمترین فیلمهایی است که ژاک تاتی با این شخصیت در آن ظاهر شده و به شیوه خود هجویه‌ای دیگر بر گسترش مدرنیته و تسلط آن بر زندگی انسان ساخته است. داستان فیلم بیشتر حول خانواده خواهر آقای اولو می‌گردد. او به همراه شوهرش که مدیر یک کارخانه تولید لوله‌های پلاستیکی است و تک پسر کم سن و سالش در خانه‌ای زندگی می‌کنند که کاملا در ساخت آن سعی شده تا همه چیز دارای کنترل‌های الکترونیکی و مکانیکی باشد. زن و مرد بسیار به این ابزارآلات خود وابسته هستند و همواره سعی در گسترش آن دارند تا جایی که خانه به پایگاههای فضایی فیلمهای علمی تخیلی شباهت پیدا کرده است. اما پسرشان علاقه‌ای به این ابزار ندارد و بیشتر جذب سرخوشی و زندگی لاقید دایی‌اش می‌شود و وقتی تاثیر پذیری پسر از دایی‌اش به حدی زیاد می‌شود که دیگر به حرف پدر و مادر گوش نمی‌کند، آنها به فکر این می‌افتند که با دادن شغلی به آقای اولو در کارخانه سعی کنند هر دو را کنترل کنند. در نهایت وقتی پدر می‌بیند این کار نیز تاثیری ندارد خرابکاری اولو در کارخانه را بهانه می‌کند و او را به عنوان فروشنده یکی از شعب کارخانه به شهرستان می‌فرستد.
ژاک تاتی سعی می‌کند تا تقابلی را که بین نظام سنتی زندگی آقای اولو و زندگی به ظاهر مدرن خواهر او قرار دارد به رخ بکشد. خانه‌ای که اولو در آن زندگی می‌کند به ظاهر در یکی از محله‌های پایین شهر قرار دارد و رابطه‌ها گرم‌تر و شادتر است و همه چیز در آرامش سپری می‌شود، در حالی که در مقابل ِآن روابط مصنوعی خواهرش با دیگران و تلاشی که او می‌کند تا زندگی‌اش را به رخ همسایه و آشنایانش بکشد قرار دارد و هر فعالیت روزانه او و همسرش با نوعی عجله همراه است. تاتی به وضوح قصد دارد در اقلیت بودن شیوه سنتی زندگی در مقابل شیوه مدرن را به نمایش درآورد و به عنوان مثال، می‌توان از بیشتر بودن زمان فیلم در خانه مدرن تا محله سنتی، و نیز عنوان‌بندی فیلم نام برد که اسامی تمامی دست‌اندرکاران بر روی پلاکهای تابلوی اطلاعات یک ساختمان در حال ساخت با فونتی اداری نوشته می‌شود، در حالی که کارگران در کنار آن با سر و صدای زیاد در حال کار هستند و بعد از نوشتن نام کارگردان، تصویر قطع می‌شود به یک دیوار از خانه‌ای قدیمی که نام فیلم با فونتی تحریری روی آن حک شده، به شکلی که گویا یک نفر آن را با گچ نوشته است. در نهایت نیز تاتی داستان را با این منظر به پایان می رساند که خود اولو نیز مجبور می‌شود زندگی در محله دوست داشتنی‌اش را ترک کند و به خاطر کار به شهری دیگر برود، به نوعی این دیدگاه تلخ و گزنده را ارائه می‌کند که بالاخره شیوه زندگی سنتی در برابر تغییراتی که در حال رخ دادن است نمی‌تواند مقاومت کند و به تدریج محو می‌شود.
اما اگر چه فیلم در زمان خود موفقیتهای زیادی کسب کرد و از جمله برنده اسکار بهترین فیلم خارجی زبان در 1959 شد و سال قبل از آن نیز کاندید نخل طلای کن بود، اما اکنون شوخی های فیلم اندکی کهنه به نظر می رسد و جذابیت چندانی ندارد. نحوه برخورد مستقیم تاتی با برخی اتفاقات ناخوشایند مثل از بین رفتن بافت قدیمی شهرها، با نمایش کارگرانی که مشغول خراب کردن یک خانه هستند و در نمای بعدتر تعدادشان بیشتر شده کارکردی صرفا استعاری دارد و به سادگی قابل حذف است و اینها شاید از دلایلی باشند که باعث شده در سالهای اخیر اقبال کمتری نسبت به فیلمهای ژاک تاتی نشان داده شود.

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: