خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
سینمای جهان
11 دی 1387
محمد ندافیان
28 مهر 1387
27 شهریور 1387
25 شهریور 1387
22 مرداد 1387
سینمای ایران
12 دی 1387
9 دی 1387
2 دی 1387
21 آذر 1387
فن هنرپیشگی
یادگارها
14 آذر 1387
30 آبان 1387
25 آبان 1387
21 آبان 1387
15 دی 1387

اگر نقاشی‌های ون گوگ را دیده و به نام فیلم (شور زندگی) توجه كرده باشید متوجه این خواهید شد كه در درونیات ون گوگ احساسات شور انگیزی وجود دارد كه به صورت ناگهانی فوران می‌كند. این نوع درونگرایی كه با شوری (انفجاری) حسی همراه است در بسیاری از اكت‌های داگلاس دیده می‌شود. در فصلی از فیلم كه گوگن به تازگی با او همخانه شده، مجموعه جر و بحث‌هایی وجود دارد كه داگلاس خصوصیت گفته شده را در این بحث‌ها به كار می‌گیرد. ناگهان فریاد می‌كشد، از جایش بلند می‌شود، اعتراض می‌كند، بعد آرام می‌شود و دوباره حركت تند دیگری را انجام می‌دهد. در تكه‌ای از این جر و بحث‌ها گوگن (با بازی آنتونی كوئین) می‌گوید: « تو باید به جای احساسات تسلط رو از اون یاد بگیری» و بعد از آن داگلاس با حركتی انفجاری جواب او را اینگونه می‌دهد :«من تسلط نمی‌خوام، هیچ ترسی هم از احساسات ندارم. وقتی خورشید رو می‌كشم می‌خوام مردم حركتشو نورشو گرماشو حس كنن و وقتی رعیت رو تو مزرعه می‌كشم می‌خوام بیننده تابش خورشید به اون رو احساس كنه». داگلاس دستانش را جمع می‌كند و به كوئین نزدیك می‌شود و صدایش را بالا و بالاتر می‌برد و حرارت بازی خود را افزایش می‌دهد، اما این حرارت پاسخی دارد كه كوئین این پاسخ را با فریادهای بیشتری می‌دهد :«پس وقتی قلم دستته به این چیزا فكر می‌كنی؟ بخاطر همین رنگها رو مثل خمیر می‌مالی یا درختارو شبیه مار می‌كشی؟ همه جای بوم نقاشیت زردی نور خورشید! با تمام چیزایی كه از احساساتت می‌گی با یك نگاه میشه فهمید كه سریع كشیدی...» تابلو ون گوگ را با بیان این دیالوگها برمی‌دارد و نشان او می‌دهد اما داگلاس تسلیم ناپذیر است و با عصبانیت بیشتر فریاد می‌زند :« تو سریع نگاه می‌كنی...». شاید این شور حسی ناگهانی روند یكپارچگی بازی داگلاس در فیلم را بهم بزند، اما این رفتارهای نامتعارف جزو خصوصیات ون گوگ نامتعارف است. مقایسه كنید تابلوی سیب زمینی خوران را با تابلوی شب پر ستاره كه با اینكه هر دو خصوصیات مشتركی دارند اما كاملا متفاوت از یكدیگرند، و داگلاس چاره‌ای جز به نمایش در آوردن این رفتارهای گوناگون ون گوگ ندارد و شاید زیبایی و تكرارناپذیر شدن بازی داگلاس هم در همین رفتارهای نامتعارف است كه حالا این رفتارهای انفجاری را می‌توان در بازی بازیگران یك نسل جلوتر چون هافمن و پاچینو دید.
بازی داگلاس در برابر كوئین كه برای بازی در نقش پل گوگن جایزه اسكار را ربود هم بخشی دیگر از تمایزات شخصیت ونگوگ و گوگن را می‌رساند كه مینلی با استفاده از در برابر هم قرار دادن این دو بازیگر قصد نشان دادن همین تمایزات را دارد. داگلاس در برابر كوئین احساساتی است، زود چهره خود را خوشحال نشان می‌دهد و خیلی زود دست به عصبانیت می‌زند، اما كوئین مرتب و منطقی است و اگر بی‌بندوبار است، بی‌بندوباری او معیاری خاص دارد. شاید نكته سنجی مینه‌لی در انتخاب بازیگری چون كوئین این باشد كه كوئین به كل شخصیت‌های بی‌بندوبار را قدرتمند بازی كرده است، به طوری كه بی‌بندوباری آنها در سایه قدرت آنها گم شده و بارزترین آنها فیلمهایی چون «جاده» و «زوربای یونانی» باشد. مینه‌لی با این انتخاب فیلم و بازیهایش را از یكنواختی در می‌آورد و به بازی‌های دو بازیگر وجوه خاص خود را می‌بخشد.

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: