خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر سفرنامه
اخبار
17 خرداد 1388
3 خرداد 1388
31 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
سینمای ایران
9 بهمن 1388
سینمای جهان
19 مهر 1388
10 مهر 1388
یادگارها
27 مرداد 1388
28 اردیبهشت 1388
22 اردیبهشت 1388
9 اردیبهشت 1388
25 فروردین 1388
فن هنرپیشگی
31 شهریور 1388
تئاتر
10 بهمن 1388
9 بهمن 1388
سعید نیكو رزم
7 بهمن 1388
6 بهمن 1388
6 بهمن 1388
سعید نیكورزم
16 بهمن 1388

 

 

 

1- بخش عمده تاثیر گذاری «هفت دقیقه تا پاییز» مرهون نوع رخدادها و اتفاقاتی است كه فیلم روایت‌گر آنها است. «هفت دقیقه تا پاییز» به طور بی رحمانه‌ای تم مصیبت و خیانت را روایت می‌كند. روابط در خانواده میترا (هدیه تهرانی) و مریم (خاطره اسدی) و اتفاقاتی كه حول و حوش آنها رخ می‌دهد بنا است بار نمایش مصیبت و خیانت را توامان بر دوش داشته باشند. جالب اینجاست كه میترا و مریم به نحوی كنایه آمیز خواهر هستند كه می‌تواند نمایش دهنده گره خوردگی ذاتی تم مصیبت و خیانت و ارتباط تنگاتنگ این دو موضوع با هم باشد. به همان میزان كه خیانت و بی وفایی می‌تواند باعث بروز مصیبت و تراژدی شود، وقوع تراژدی و مصیبت می‌تواند رسیدن به مرحله خیانت و بی وفایی برای فرار از واقعیت را باعث شود. میترا از ازدواج قبلی‌اش صاحب دختری شده كه حالا با او و همسر دومش (محسن طنابنده) زندگی می‌كند. مریم قصد جدایی از همسرش (حامد بهداد) را دارد كه حالا به دلیل بدهكاری در زندان است و ... همه چیز از تصمیم مریم برای جدایی از همسرش و انتقال اسباب و اثاثیه‌اش به خانه خواهرش میترا آغاز می‌شود. از همان ابتدا ساز جدایی كوك است، روابط سست است و در حال از هم پاشیدگی. میترا و شوهرش بر سر نوع كار میترا مشكل دارند. مریم و شوهرش بار كج زندگی‌شان را سالهاست بر دوش می‌كشند و... مصیبت هم از همان ابتدا در جریان است. همكار شوهر میترا از ارتفاع سقوط كرده و حالا همسر جوانش عزادار است و...

 

2- خصوصیت جالب توجهی كه در «هفت دقیقه تا پاییز» قابل ردیابی است نحوه برخورد شخصیت‌های فیلم، با رخدادهای تلخ حاكم برداستان و البته موضوع بی وفایی و مصیبت است كه به لحاظ فنی هم در نوع دكوپاژ و پرداخت صحنه‌ها قابل رویت است. نوعی فرار از واقعیت در فیلم موج می‌زند. میترا و شوهرش از داستان ملاقات مریم با مردی كه باعث به زندان افتادن شوهر مریم شده خبر دارند. حتی خود میترا در چند ملاقات آنها حاضر بوده تا شاید بتوانند او را راضی به پرداخت بدهی‌اش به شوهر مریم كند. میترا و شوهرش و كمی بعد شوهر مریم به این باور رسیده‌اند كه این ارتباطات با همان اهدافی بوده كه مریم می‌گوید (دریافت بدهی‌ها) ولی چك پولهای داخل كیف مریم موید موضوع دیگری است و...
همین روال در مورد ملاقات زن كارگر تازه فوت شده با شوهر میترا صادق است. اما مسئله اینجاست كه تمام این رخدادها به شدت در لفافه طرح می‌شوند و كارگردان و فیلمنامه نویس تنها اشاره‌ای گذرا به این موضوع می‌كنند. گویا كارگردان هم می‌خواهد از حقیقت فرار كند. این نحوه عملكرد در مورد شخصیت پردازی میترا، شوهرش و البته شوهر مریم و البته زن بیوه شده نیز رعایت شده و آنها تمام اطلاعات و اخباری را كه از اطراف و اكناف دریافت می‌كنند به سمت رد وقوع خیانت سوق می‌دهند و تلاش دارند همه چیز را سر و سامان ببخشند و...

 

3- نكته همینجاست. میترا نمی‌تواند با واقعیت مرگ دختر خردسالش روبرو شود و واقعیت را تاب نمی‌آورد. او به همراه جسد دخترش به اتاقی پناه می‌برد و خودش را یك شب تا صبح حبس می‌كند، سپس از سر استیصال تصمیم می‌گیرد مراسم تولد سارا را طبق برنامه برپا كند و... رفتار شوهر مریم را پس از ملاقات با دوستش و دریافت اخبار و اطلاعات در مورد ارتباط زنش با مردی كه باعث به زندان افتادن او شده و تلاشش برای خودكشی كه به طرزی دردناك شكست می‌خورد را هم می‌توان واكنشی از جنس واكنش میترا دانست. در «هفت دقیقه تا پاییز» همه چیز به طرز غیر قابل تحملی عیان است ولی هیچ یك از شخصیت‌ها، تاب پذیرفتن واقعیت را ندارند. پس همه چیز را آن‌طور كه دوست دارند می‌بینند.

 

4- تعمیم پذیری برخی سكانس‌های فیلم نیز قابل توجه است. آیا زن كارگر فوت شده با شوهر میترا ارتباط داشته است؟ آیا مرگ كارگر در اثر حادثه بوده و یا خودكشی در كار بوده؟ آیا دلیل خودكشی كارگر، آگاهی از ارتباط همسرش با مرد دیگر بوده؟ آیا آن مرد دوم شوهر میترا است؟ حضور زن كارگر فوت شده در محل حادثه و دنبال كردن ماجرا از طرق مختلف به دلیل عذاب وجدان از كاری است كه باعث بروز چنین اتفاقی شده یا ناتوانی در هضم واقعیت؟ از طرفی موتیف حضور طنابنده در حالت بی تعادلی در ابتدا و انتهای فیلم و اتفاقاتی كه در این میان رخ می‌دهد را می‌توان گذار او، برای رسیدن به درك موقعیت و شرایطی كه همسر كارگر فوت شده دارد دانست تا در نهایت در سكانس پایانی فیلم و سقوط گوشی از ارتفاع و متلاشی شدن آن، به دركی شاید اندك از حال و روز زن بیوه شده برسد. یا از زاویه‌ای دیگر می‌توان سقوط گوشی از ارتفاع و متلاشی شدن آن را نشانه‌ای از بی سرانجام بودن ارتباط شوهر میترا با همسر كارگر فوت شده دانست كه ختم به تراژدی مرگ كارگر و سارا شده است و... سكانس پایانی فیلم را خود امینی در مراحل ساخت به فیلم اضافه كرده (این سكانس در فیلمنامه دیده نشه بوده است) تا حضور معلق شوهر میترا در ابتدا و انتهای فیلم خاصیتی تعمیم پذیر بیابد و...

 

5- برخی سكانسهای این فیلم و پرداخت درست آنها در كنار دور بودنشان از هرنوع ادا و اطوار برای تاثیر گذاری بیشتر را نمی‌توان به راحتی فراموش كرد. جدای از سكانس بلند مشاجره مریم و شوهرش مقابل عروسك فروشی (خود این انتخاب خالی از كنایه نیست) و یا سكانس بروز سانحه رانندگی و یا سكانس مواجه شدن پدر سارا با خبر مرگ دخترش و... دو سكانس كلیدی و طلایی در فیلم وجود دارد كه باید از آنها گفت. یكی سكانس دیالوگ میترا با شوهر مریم و تلاشش برای قانع كردن او برای حضور در مراسم تولد سارا و البته توضیح نحوه ارتباط مریم با مردی كه باعث به زندان افتادن او شده كه به ظن خودش تمام واقعیت است و... كه با بازی دوست داشتنی حامد بهداد و هدیه تهرانی در نقشی متفاوت با آنچه پیشتر از او سراغ داشتیم (به استثنای «چهارشنبه سوری») و البته جامپ كات‌های درست تدوین‌گر فیلم، نمایش دهنده تلاش میترا برای همسو كردن شوهر مریم با واقعیتی خود ساخته است مبنی بر عدم پذیرش مرگ سارا، و البته قانع كردن او به وفاداری مریم و... و البته تلخ‌تر از آن سكانس برگزاری تولد برای سارا و خاموش كردن شمع تولد او توسط پسر مریم.

 

6- «هفت دقیقه تا پاییز» فیلم تلخی است، اما چیزی است به جز بسیاری از تجربه‌های سینمایی كه كارگردان در تلاش است بیچارگی و مصیبت شخصیت‌های فیلمش را با انواع و اقسام تكنیك‌های بصری و حادثه سازی‌های گل درشت به رخ بكشد و تماشاگر را تحت تاثیر قرار دهد و... طنابنده و امینی در دومین تجربه كاری مشتركشان (به عنوان فیلمنامه نویس) به درك فضایی رسیده‌اند كه همان تلخی بی حد و حصر تنیده شده در واقعیت است. تلخی مواجهه با هر آنچه خواسته یا ناخواسته با آن روبرو می‌شویم و البته تلخی ناتوانی از پذیرش امور به شدت واقعی.

 

 

 

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: