خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 اردیبهشت 1387
15 بهمن 1386
13 بهمن 1386
8 بهمن 1386
20 اردیبهشت 1387
16 اردیبهشت 1387
9 اردیبهشت 1387
3 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
4 اردیبهشت 1387
17 آبان 1386
21 مهر 1386
11 مهر 1386
14 شهریور 1386
25 مرداد 1386
25 بهمن 1385
16 بهمن 1385
16 بهمن 1385
28 آبان 1386
14 مرداد 1386
27 مرداد 1386
15 مرداد 1386
14 شهریور 1386

طنز بهترین مسیر برای ساختارشکنی‌ست. اساس خنداندن بر شکستن ناگهانی «آن چه انتظار می‌رود» استوار است؛ هر گونه از شوخ‌طبعی، تلاشی‌ست برای پدیدار کردن کژی و ظاهر کردن نوعی ناسازگاری.فیلم‌های کمدی هم از این «بی‌قاعده ساختن» سود می‌برند. هر روشی برای خنداندن در انواع کمدی، قاعده‌ای‌ست آزمون‌شده برای پیدایش یا پیدا شدن یک بی‌قاعدگی! این جمله‌های خنده‌دار، واقعیت موجود در خنداندن هستند؛ شما به این تناقض‌ها می‌خندید، چون طنز می‌خواهد با همین دوگانگی‌های ناگهانی شما را به درماندگی و خنده‌ی ناشی از این «برتری ناشی از درماندگی» بکشاند! درماندگی‌ای که از برتری ناشی از «دانستن تناقض» پدید آمده است.

نگران نباشید؛ من بر خلاف دوست عصبانی‌ام در همین سایت لوح، که چندی پیش عزم کرده بود تا با سیلی‌ کلماتش آقای معتمدی را از خواب کمدی‌سازی بیدار کند، از همین ابتدا اعلام می‌کنم که «قاعده‌ی بازی» را سرآغاز امیدوارکننده‌ای برای ساختن گونه‌ای تازه از کمدی می‌دانم. گونه‌ای جدید که در آن، تجربه‌های گذشتگان کمدی را می‌توان یافت، و نوعی از خندیدن انتزاعی را که نه بر لودگی، که بر دریافتن همان تناقض‌ها استوار است.هم در داستان فیلم «قاعده‌ی بازی» و هم در روش‌های اصلی آن برای ایجاد کمدی، اتفاقا از همان قاعده‌ی اصلی بی‌قاعده بودن فیلم‌های کمیک استفاده شده است. فیلم داستان همیشگی داراها و ندارها را که مناسب ملودرام‌های اشک‌ساز است، با جابه‌جایی چند عنصر به خط داستانی طنزآمیزی تبدیل کرده، و پر است از انواع کمدی‌هایی که در تاریخ سینمای جهان تجربه شده و در یادها مانده‌اند. تلاش معتمدی در درجه‌ی اول، پدید آوردن نوعی از «کمدی هجو» است که تا پیش از این در سینمای بی‌حوصله‌ی ایران تجربه نشده بود.

 این سینمای صدساله‌ی متنوع، تا کنون جرات کارگردانی مثل معتمدی را نداشته که پذیرای سیلی منتقدان عصبانی و مخاطبان گنگی باشد که پول می‌دهند تا به شکاف دیوار بخندند. قاعده‌‌های فیلم معتمدی با کمی شناخت از انواع فیلم‌های کمیک به‌راحتی کشف می‌شوند. یعنی زد و خورد فیلم‌های بزن ـ بکوب (اسلپ استیک)، هجو داستان و سکانس‌های مشهور سینما که گاهی نشانه‌هایی از ادای دین هم در آن‌ها هست، فراوانی کاراکترهایی که خودبه‌خود زمینه‌ی برخوردهای خنده‌آور را بیشتر می‌کنند، و بالاخره شوخی‌هایی که ذاتا برای رها کردن ناگهانی مخاطب از یک حادثه (اکشن) یا گره معمایی یا فضایی عاطفی (ناشی از همان شبه‌ملودرام مورده علاقه‌‌ی ایرانی‌ها!) طراحی شده‌اند. باز یادآوری می‌کنم که پایه‌ی خنداندن در قاعده‌ی بازی، بازی بی‌قاعده‌ای‌ست که فیلم‌ساز با مخاطب می‌کند؛ اما معتمدی فراموش کرده که بیننده‌ی تلویزونی ایرانی اصولا حوصله (سواد؟) کشف دلیل و فلسفه‌ی این بی‌قاعدگی خنده‌ساز را ندارد. بلای دیگری که معتمدی به آن دچار شده، از دست رفتن ریتم تند خنده‌‌سازی‌ها و اتفاقات است که در نیم‌ساعت نخست فیلم به‌خوبی چیده شده‌اند. از دقیقه‌های سی‌ام به بعد، دام آشنای قصه‌پردازی تاریخی فیلم‌های کمدی ایرانی، پای معتمدی و فیلم شلوغش را هم می‌بندد. درهم‌ریختگی‌ای که اساس قاعده‌ی بازی‌ست، با منطق داستانی تحمیل شده بر نیمه‌ی دوم فیلم نمی‌سازد و این ناسازگاری هم، نه از نوع خنداندن، که از آن‌هایی‌ست که خنده را در گلو می‌خشکاند! بی‌قیدی اتفاق‌ها گاهی آن‌چنان زیاد شده است که مجالی برای ساخته شدن خنده در ذهن نمی‌گذارد. ضعف اساسی دیگر قاعده‌ی بازی، زورچپان شدن (عذر می‌خواهم که واژه‌ی بهتری ندارم) پیام‌ها در لابه‌لای این هجو ناآزموده است. این‌گونه است که حتی اگر شخصیت دوجنسی «اقدس مرده» (با بازی جمشید هاشم‌پور) برای یاری رساندن به طرح ایده‌های فلسفی کارگردان در فیلم آمده باشد، در نظر من نوعی نامهربانی رایج است با این بخش از آدم‌های جامعه که در نظر آقای فیلسوف هم گناه‌کار زاده شده‌اند و لابد چون قومیت یا صنف هم نیستند که شکایتی کنند، برای خنداندن لقمه‌ی خوبی‌اند.  «قاعده‌ی بازی» در نهایت یک کمدی ستودنی‌ست؛ و این ستایش، اگر نه برای فیلمی که یک آزمون دشوار و یک شروع خطرناک است، اما ستایش جرات خطر کردن کارگردانی‌ست که نخواسته یک کمدی بی‌دردسر بسازد و با رعایت قواعد پریدن از ممیزی پول‌دار شود. ای کاش معتمدی که حالا به اندازه‌ی کافی دشنام خورده، باز هم این خطرها را به جان بخرد، تا شاید ما بینندگان کم‌حوصله کمی صبورانه‌تر بخندیم.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: