خانه     آرشيو     جستجو     کتابخانه     ارسال اثر     هم لوحان     درباره ما     همکاري با ما
شعرعکسداستانسینماطنزهنر
1 اردیبهشت 1387
15 بهمن 1386
13 بهمن 1386
8 بهمن 1386
20 اردیبهشت 1387
16 اردیبهشت 1387
9 اردیبهشت 1387
3 اردیبهشت 1387
30 فروردین 1387
4 اردیبهشت 1387
17 آبان 1386
21 مهر 1386
11 مهر 1386
14 شهریور 1386
25 مرداد 1386
25 بهمن 1385
16 بهمن 1385
16 بهمن 1385
28 آبان 1386
14 مرداد 1386
27 مرداد 1386
15 مرداد 1386
11 مهر 1386

به بهانه‌ی (واقعا بهانه!) نمایش و نقد یک قسمت پخش‌نشده از سریال «کاکتوس» در حوزه‌ی هنری

 

 

 

تلویزیون ذاتا تنبل است و مبتذل؛ عامه‌پسندی ناگزیری که در ذات جعبه‌ی به‌شدت جادویی هست، اجازه نمی‌دهد که برنامه‌های خیره‌کننده‌اش از سطح خاصی از «برانگیزاندن تفکر بینندگان» بالاتر برود. چاره‌ای هم نیست. آگهی‌دهنده‌ها برای قشر انبوهی از مخاطبان تلویزیون پول می‌دهند که لابه‌لای اشک‌ها و دلبری‌ها و رنگ‌ها پفک و کالباس آن‌ها هم در ذهن مخاطبان حک بشود. وگرنه کسی که تحلیل سیاسی اخبار جهان را می‌بیند، احتمالا دیگر دندان پفک خوردن را از دست داده است.

تاثیر بی‌رقیب تلویزیون، با وجود رسانه‌های خوش‌ آب و رنگ جدیدتر هم هنوز ادامه دارد؛ نمونه‌اش همین شب‌های پس از افطار، که خلق رزوه‌دار عبادت و عیادت را به دیدن سریال‌ها می‌فروشند و پای پدربزرگ برقی جدید می‌نشینند با شب‌چره‌های مدرن، تا او روایت کند. روایتگری تلویزیون هم لزوما باید خواب‌آور باشد؛ لالایی بی‌دغدغه‌‌ای که بی‌خبری لازم را برای جماعت خسته از کار و غیره‌ای که در جستجوی فراموشی‌اند، فراهم کند. پس این روایتگری هرچه خوش‌ساخت‌تر باشد، به این معناست که قر و غمزه‌های دوربین و کلوزآپ‌های دل‌پسند و سکانس‌های عاطفی‌اش کش‌دارتر است، نه این که در داستان و مهم‌تر از آن، در زبان گفتگو و روایت بهتر باشد.

 

عامه‌پسندی تلویزیون ایجاب می‌کند که بیننده‌ی مسخ‌شده در برابر آن، هرچه کمتر به آنچه که می‌بیند و مضمونی که برای او روایت می‌شود، بیندیشد؛ بیننده‌ی تلویزیون، مسحور رنگ و روی این قصه‌گوست، نه قصه‌ای که می‌گوید. پس خبرها و حتی تحلیل‌های شبه‌عمیقی که با آهنگ‌های حماسی از بخش‌های خبری پخش می‌شوند تا او را «آگاه» کنند، تنها «رضایتمندی و قناعت» او را به این که از همه‌ی دنیا خبر دارد، می‌سازند. چنین است که جادوی تخدیرکننده‌ی تلویزیون نفس سینما و رادیو را می‌گیرد که در زبان و زمان، مجال کمتری از او دارند. همین محبوبیت جعبه‌ی جادویی‌ست که رسانه‌های تازه را هم در راستای ارائه‌ی تلویزیون‌های پیشرفته‌تر سامان می‌دهد!

با چنین تاریخ پرافتخاری که شبکه‌های تلویزیونی در «اثرگذاری بی‌اثر» بر ذهن مخاطبان خود دارند، و با وجود نمونه‌های فراوانی از باوراندن باورنکردنی دروغ‌های شاخ‌دار به مردم، ارائه‌ی برنامه‌هایی که کمی با تفکر بیننده ور بروند و او را نه به دیدن لقمه‌ای جویده‌شده، که به کشف آنچه در لایه‌های بعدی روایت ساده‌شده هست وادار کنند، دل شیر می‌خواهد. واقعیت آن است که مجموعه‌هایی که قاعده‌ی تخدیر تلویزیونی را رعایت نمی‌کنند، قید مخاطب انبوه و آگهی‌های شیرین را می‌زنند؛ طبیعی‌ست که این قبیل برنامه‌ها با هدفی غیراقتصادی ساخته می‌شوند و مثلا در یک رسانه‌ی حکومتی، حمایت خاص بودجه‌های دولتی را دارند.

 

در تلویزیون ایران، سریال‌های طنز همواره پربیینده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی‌اند؛ نبود سرگرمی دیگری جز دیدن برای اکثریت ملت فقیر، آنان را بیشتر و بیشتر هم به زیارتگاه رایگان سیما متوسل می‌کند؛ پس سریال‌های طنز، دو قاعده را برای باقی‌ماندن در گردونه‌ی چانه‌زنی سازمانی و افتادن بر سر زبان مردم کوچه و بازار رعایت می‌کنند: یکی آن که خود را اصلا گرفتار سیاست نمی‌کنند یا آنچه را می‌سازند که به آن‌ها سفارش شده است؛ دوم آن که در نازل‌ترین سطح سرگرم‌کنندگی و تلاش برای فرار از معنا و گریز از برانگیخن کشف ذهنی مخاطب حرکت می‌کنند. در چنین شرایطی، که اقتصاد تولید تلویزیونی ایران، همگام با بازار‌های جهانی (!) به طرف ساختن انبوه سرگرمی‌ها حرکت می‌کند، تولید سریال‌هایی که از تعریف واقعی «طنز» (یعنی دارا بودن مضمون چندلایه‌ای که در پس خنده‌ناکی، انتقاد یا هرگونه پیامی را فراتر از سطح سرگرم‌کنندگی در برنامه گنجانده باشد) دورترند و در یک کلام، «فکاهه» نیستند، بسیار کم اتفاق می‌افتد.

 

به گمانم مجموعه‌ی سه‌گانه‌ی «کاکتوس» از محمدرضا هنرمند، تنها سریال طنز پس از انقلاب باشد؛ سری اول کاکتوس از سال ۷۶ ساخته می‌شود و به گفته‌ی کارگردانش، تا تغییر مدیران جدید تلویزیون که آن را از بند توقیف نظارت پخش بیرون بیاورند، یکی ‌ـ دو ‌سالی طول می‌کشد. دومجموعه‌ی بعدی هم با کشمکش‌های فراوان تولید می‌شود و حتی چند قسمت از آن‌ها در آخرین ساعات نزدیک به پخش، با تلفنی یا غیره‌ای از پخش بازمی‌ماند! هنرمند که تجربه‌ی شیرین اکران چند کمدی پرفروش سینمایی را داشته است، در سیمای جمهوری اسلامی ایران برای ساختن یک سریال طنز دعوت می‌شود و البته این روزها ترجیح داده‌ است با کمک پرویز پرستویی (که در کمدی‌های او مردم را می‌خنداند) اشک ملت را دربیاورند! کاکتوس به‌دعوت غیررسمی بخش رسمی‌تر (!) سازمان صدا و سیما ساخته می‌شود و سومین مجموعه‌اش در سال ۸۳ از شبکه‌ی یکم سیما پخش می‌شود.

 

اتفاق مهم در کاکتوس‌ها، تلاش نیمه‌موفق تلویزیون برای تولید سریال‌هایی بود که طنز را در تعریف عمیق‌ترش دنبال می‌کردند و با انتقاد‌های اجتماعی‌‌ ـ سیاسی گنجانده شده در روایت‌ها، به‌دنبال مخاطب خاص تلویزیونی بودند. محوریت دیالوگ و نقش اصلی کلام در پیش بردن قصه‌ها، که لوکیشن محدود (کاکتوس بیشتر یک تله‌تئاتر است، هم در رخدادگاه و هم در شیوه‌ی استفاده از تصویر برای روایت) هم این نقش را تقویت می‌کند، ویژگی اصلی کاکتوس است. شخصیت‌های اغراق‌شده و مضحک حاضر در هر سه مجموعه، هربار قصه‌ای را رقم می‌زنند که بازتابی هوشمندانه از اتفاقات آن روزهای جامعه‌ی ایران است. نمونه‌اش همین قسمت پخش‌نشده‌‌ از سیما، که در حوزه‌ی هنری پخش و نقد شد؛ دادگاهی با حضور همه‌ی شخصیت‌ها در یک حمام عمومی، که می‌خواهند آقای کتل‌میان (خنده‌دارترین شخصیت سریال، که نماد تازه به دوران رسیده‌هاست و تکیه‌کلام «چیز»ش را به همه‌چیز تعمیم می‌دهد!) را به اتهام گردآوری ثروت‌های بادآورده محاکمه کنند. فرشته‌ی عدالت شمشیرش را به طرف حضار می‌گیرد، قاضی آشنایی‌اش را با متهم انکار می‌کند و البته همگی چون در رؤیای کتل‌میان هستند، فراموشکارند و «چیز» می‌گویند. این قسمت از سری اول کاکتوس، در روزهای تلویزیونی شدن دادگاه کرباسچی در سال ۷۶ساخته می‌شود و نظارت پخش شبکه‌ی یک، یکی ـ دو سالی دیرتر آن را پخش می‌کند.

 

شاید تجربه‌ی نیمه‌موفق طنز در کاکتوس‌ها، به همان دلیل دوری از عامه‌پسندی و نداشتن مؤلفه‌های جذاب معمول در تلویزیون، نتوانست مخاطب پرتعداد مجموعه‌های فکاهه را با خود همراه کند. طنز سیاسی و اجتماعی در روایت کاکتوس، به‌ناچار از طریق کلام پیش می‌رود؛ اما نکته آن‌جاست که شوخی‌ها نه در ظاهر قصه و گفتار کاراکترها، که در معناهای متناقضی‌ست که بیننده‌ از مجموع قصه کشف می‌کند؛ خنده‌ی بینندگان کاکتوس، خنده‌‌های حاصل دریافتن نکته‌های مضمونی و «طنز»های چندلایه‌ی نهفته در موضوع‌هاست. تجربه‌ ای که کارگردان افسرده‌اش، شک دارد که چهارمی‌اش را تکرار کند.

نام و نام خانوادگي:

پست الکترونيکي:

آدرس وب:

نظر شما: