بعضی مفاهیم را نمی توان با کلماتی عاریه ای تعریف یا توصیف کرد و خودشان تمام و کمال تعریف خود هستند. مثلا در جواب اینکه هیچکاک چگونه فیلم هایی می سازد، چه باید گفت؟ فیلم ترسناک، دلهره آور، دارای تعلیق، محض سرگرمی یا ...؟ تنها چیزی که می توان گفت این است که هیچکاک، هیچکاکی می سازد و فیلم های او را فقط با صفت هیچکاکی می توان توصیف کرد که با دیدن فیلم هایش می توان به معنای این صفت رسید. کوئن ها هم اینگونه اند. کوئن ها پدیده ای هستند که تعاریف خاص خود را نیز به دنبال دارند که با دیدن فیلم هایشان می توان این پدیده را بیشتر و دقیق تر فهمید.
جوئل در 29 نوامبر 1954 و اتان در 21 سپتامبر 1957 در خیابان لوییس پارک حومه مینه آپلیس مینه سوتا به دنیا آمدند. برادران کوئن از پدر و مادری یهودی هستند. ادوراد، پدرشان، استاد اقتصاد دانشگاه مینه سوتا بود و مادرشان استاد هنرهای زیبای دانشگاه خیابان کلود. خواهرشان هم پس از کسب دکترای پزشکی به اسراییل نقل مکان کرد. این دو برادر از همان کودکی علاقه شان به فیلم سازی را با ساخت فیلم های کوتاهی که با دوربین سوپر هشت شان می ساختند نشان دادند. دوربینی که پول خریدش را از راه چمن زنی جمع کرده بودند.
جوئل بعد از فارغ التحصیلی از دبیرستان، چهار سال در دانشگاه نیویورک دوره کارشناسی فیلم سازی را گذراند و اتان از پرینستون مدرک کارشناسی فلسفه گرفت.
بر خلاف آنچه که در تیتراژ فیلم های برادران کوئن، جوئل به عنوان کارگردان و اتان به عنوان تهیه کننده معرفی می شود باید گفت که فیلم های آنها یک کار کاملا مشترک است که هر دو بر تمام مراحل فیلم سازی از نویسندگی تا تدوین آن نظارت دارند و در کنار هم هستند. برادران کوئن خلاقانه، ایده ها و شخصیت های خود را خلق می کنند و به آنها پر و بال می دهند. فیلمنامه های دقیق و فکر شده آنها باعث می شود که سر صحنه کمترین تغییرات و بداهه کاری ها صورت بگیرد.
مخاطب در فیلم های کوئن ها با ایده ها، موقعیت ها، پرداخت ها، شخصیت ها و دیالوگ هایی روبرو می شود که کمیک هستند. کمدی مختص برادران کوئن. کوئن ها دنیای احمقانه ای را در میانه زندگی روزمره نشان می دهند که دور از واقع نیست. شخصیت ها در عین واقعی بودن و جدیتی که دارند احمق هستند و متعاقبا در شرایطی جدی کارهای احمقانه ای می کنند. حماقت و نوع برخورد احمقانه شخصیت های داستان فضای کمیکی را ایجاد می کند که هر بیننده ای را می خنداند. البته بهتر است به جای استفاده از صفت احمقانه از کوئنی بودن استفاده شود. بهترین نمونه های این نوع شخصیت ها را می توان در «بزرگ کردن آریزونا»، «لباوسکی بزرگ» و «ای برادر کجایی؟» مشاهده کرد. شخصیت های کوئنی با تصمیم گیری در شرایط خاص و عمل به تصمیم خود همیشه مخاطب را با عجیب ترین و دور از ذهن ترین تصمیم ها روبرو می کنند.
برادران کوئن سعی دارند شخصیت هایی را خلق کنند که دارای عادات و خلق و خوهایی خاص و کمیک باشند. معمولا شخصیت های اصلی داستان های آنها به چیزی خاص علاقه دارند و یا حساس هستند. مثلا در فیلم «تقاطع میلر» تام به کلاهش علاقه مند است و در «لباوسکی بزرگ» دود عادت به خوردن قفقازی دارد، در «ای برادر کجایی؟» اولیس به مرتب بودن موهایش و روغن زدن به آنها بسیار حساس است، در «خشونت تحمل ناپذیر» مایلس مدام دندان هایش را چک می کند. در اغلب فیلم هایشان معمولا از این نکات وجود دارد. شخصیت های اصلی غالبا دوست داشتنی، به ظاهر دانا، منطقی و باهوش هستند.
کوئن ها با همه چیز شوخی می کنند. در بعضی موارد فیلم شان به هجویه ای بدل می شود که بعضی عقاید، آداب و رسوم را به سخره و ریشخند می گیرند. شاید فیلم های کوئن ها در دید اول بسیار ساده و سر راست به نظر بیاید ولی در پس هر شوخی آنها مطلبی نهفته است. انتقادهای آنها به نظام های سیاسی، اجتماعی، اعتقادات مذهبی، نژادی، قومی و حتی مکاتب مختلف فکری و فلسفی در فیلم هایشان به وفور و با کمی ریزبینی کاملا مشهود است.
به همین دلیل است که فیلم های آنها به خصوص به علت فضای کمیکی که بر آنها حاکم است چندان پر فروش و پر مخاطب نبوده اند ولی همیشه از دید منتقدان ستایش شده و همیشه دوستداران و منتقدان سینما منتظر اثر بعدی آنها هستند و بازیگران مشهور علاقه مند به همکاری با آنها می باشند.
یکی از عوامل مهم و همیشگی موفقیت کوئن ها داشتن یک گروه منسجم و منظم فیلم سازی است. کوئن ها تقریبا دارای یک گروه فیلم سازی ثابت هستند. بطور مثال موسیقی غالب فیلم هایشان را کارتر برول می سازد. تدوینگر بیشتر فیلم هایشان رودریک جینس است. راجر دیکینز فیلمبردارشان است یا بازیگران محبوبی دارند که در خیلی از کارهایشان بازی کرده اند که از جمله می توان فرانسیس مک دارمند(همسر دوم و فعلی جوئل)، جان تورتورو،استیو بوسکمی، جان گودمن، سام ریمی و ... نام برد.
صحبت در مورد سینمای کوئن ها و خصوصیت فیلم ها و دیدگاه هایشان باید به تفصیل و همراه با نقد فیلم هایشان صورت بگیرد که در یک مقاله کم حجم قطعا مجال پرداختن به آنها نیست ولی بناست که در همین ستون هر هفته یکی از فیلم های آنها که تِم کمیک دارد، معرفی و نقد شود. جای کمدی کوئنی در سینمای ایران خالی است در صورتی که تمام خصوصیات کمدی کوئنی که بعدتر در فیلم هایشان نیز بطور مشروح به آنها پرداخته خواهد شد را می توان در فرهنگ و خصوصیات مردمی و تاریخ ایران نیز یافت. فرهنگ و اعتقادات و نوع نگرش ایرانی می تواند دستمایه بسیار خوبی برای خلق آثار مطلوبی در ژانر کمدی باشد که نمونه های خوبش را می توان در فیلم های برادران کوئن جست.
فیلم های برادران کوئن:
خون ساده(1983)
موج جنایت(1985)
بزرگ کردن آریزونا(1986)
تقاطع میلر(1989)
بارتن فینک(1991)
وکیل هادساکر(1994)
فارگو(1996)
خون ساده: همیشه جوان(1998){نسخه تدوین مجدد خون ساده}
لباوسکی بزرگ(1998)
ای برادر، کجایی؟(2000)
از کوه برگشته(2000)
مردی که آنجا نبود(2001)
خشونت تحمل ناپذیر(2003)
قاتلین پیرزن(2004)
پاریس دوستت دارم(اپیزود تولریس)(2006)
هیچ کشوری برای پیرمردها نیست(2007)