اشعاری که میخوانید از کتاب «زنی آهسته گفت عشق»، گزیدهی اشعار عاشقانهی معاصر کردستان عراق به ترجمهی فریادشیری انتخاب شدهاست.
فریادشیری در مقدمهی آن کتاب نوشتهاست: «شعر معاصر کرد، شعری ساختمند و درخور توجه و تامل است و در نگاهی کلی، دور محورهایی مثل زندگی، عشق، سرزمین و وطن میگردد و شاعرانی در هیات سرباز و عاشق دارد.
فضای شعر کردی، فضای بکر و دستنخوردهی طبیعت است و آهنگ آن بوی موسیقی بومی و ضرباهنگ ِ بالزدن پرندگان کوهستان را دارد. در واژه واژهی شعر کردی، انسان و طبیعت نفس میکشند...»
مادر
من تنها دو نفر را دوست میدارم
مادرم و مادرت
که مرا برای تو
و تو را برای من پرورش دادند!
کژال ابراهیم خدر
***
قند
تو میتوانی
تلخی چای و قهوه و شراب را بنوشی
میدانی چرا؟
چون دختری مثل من
قند روی میز زندگی توست!
کژال احمد
***
گلدان
چشمانت آب
دستانت باد
عشقت بذر شعر
آی بانو!
اینکه روبرویت گرفتهام
گلدان سفالی ِ سر ِ شاعر است!
شیرکو بیکس
***
بوسه
در اولین دیدار آدم و حوا
سه بوسه از میانشان
پایین ریخت
یکی را آسمان بالا کشید و
به خورشید تبدیل شد
یکی را زمین غصب کرد و
به دریا تبدیل شد
بوسهی سوم هم خدایی شد
میان زمین و آسمان
میان بوسه و گلوله
تنها یک واو وجود دارد
که کورها نمیبینندش
بوسه
خواب پروانهایست
بر لبهای تفنگ
قباد جلیزاده
***
کوتاهی
خودم کوتاه
شعرهایم کوتاهتر
و کوتاهتر از همه
لحظههای با هم بودنمان!
شیرین ک.