28 آذر 1386 ساعت 11:46
مژگان عباسلو 

عاشقانه‌های معاصر کردستان عراق

تو می‌توانی
تلخی چای و قهوه و شراب را بنوشی
می‌دانی چرا؟
چون دختری مثل من
قند روی میز زندگی توست!

 اشعاری که می‌خوانید از کتاب «زنی آهسته گفت عشق»، گزیده‌ی اشعار عاشقانه‌ی معاصر کردستان عراق به ترجمه‌ی فریادشیری انتخاب شده‌است.
فریادشیری در مقدمه‌ی آن کتاب نوشته‌است: «شعر معاصر کرد، شعری ساختمند و درخور توجه و تامل است و در نگاهی کلی، دور محورهایی مثل زندگی، عشق، سرزمین و وطن می‌گردد و شاعرانی در هیات سرباز و عاشق دارد.
فضای شعر کردی، فضای بکر و دست‌نخورده‌ی طبیعت است و آهنگ آن بوی موسیقی بومی و ضرباهنگ ِ بال‌زدن پرندگان کوهستان را دارد. در واژه واژه‌ی شعر کردی، انسان و طبیعت نفس می‌کشند...»

 

مادر

من تنها دو نفر را دوست می‌دارم
مادرم و مادرت
که مرا برای تو
و تو را برای من پرورش دادند!
کژال ابراهیم خدر

***

قند

تو می‌توانی
تلخی چای و قهوه و شراب را بنوشی
می‌دانی چرا؟
چون دختری مثل من
قند روی میز زندگی توست!
کژال احمد

***

گلدان

چشمانت آب
دستانت باد
عشقت بذر شعر
آی بانو!
اینکه روبرویت گرفته‌ام
گلدان سفالی ِ سر ِ شاعر است!
شیرکو بی‌کس

***

بوسه

در اولین دیدار آدم و حوا
سه بوسه از میانشان
پایین ریخت
یکی را آسمان بالا کشید و
به خورشید تبدیل شد
یکی را زمین غصب کرد و
به دریا تبدیل شد
بوسه‌ی سوم هم خدایی شد
میان زمین و آسمان

میان بوسه و گلوله
تنها یک واو وجود دارد
که کورها نمی‌بینندش

بوسه
خواب پروانه‌ای‌ست
بر لب‌های تفنگ
قباد جلی‌زاده

***

کوتاهی

خودم کوتاه
شعرهایم کوتاه‌تر
و کوتاه‌تر از همه
لحظه‌های با هم بودنمان!
شیرین ک.

 


 

ارسال به دوستان بازدید: 3208