• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

غزل


گمشده

پانته‌آ صفایی بروجنی
2 دی 1386

دیشب کسی مزاحم خواب شما نبود؟
آیا زنی غریبه در این کوچه‌ها نبود؟

آن دختری که چند شب پیش دیده‌اید
دمپایی‌اش -تو را به خدا- تا به تا نبود؟

یک چادر سیاه ِ کشی روی سر نداشت؟
سر به هوا و ساده و بی‌دست و پا نبود؟

یک هفته پیش گم شده آقا و من چقدر
گشتم ولی نشانی از او هیچ‌جا نبود

زنبیل داشت، در صف نان ایستاده‌بود
یک مشت پول خُرد... نه آقا! گدا نبود!

یک خرده گیج بود ولی نه... فرار نه...
اصلاً به فکر حادثه و ماجرا نبود

عکسش؟ درست شکل خودم بود...مثل من
هم اسم من و لحظه‌ای از من جدا نبود

یک دختر دهاتی و تنها... که لهجه‌اش
شیرین و ساده بود... ولی مثل ما نبود

آقا مرا دقیق ببین! این نگاه خیس...
یا این قیافه در نظرت آشنا نبود؟

...
دیشب صدای گریه‌ی یک زن شبیه من
در پشت در مزاحم خواب شما نبود؟

نظرات

دیشب صدای گریه‌ی یک زن شبیه من در پشت در مزاحم خواب شما نبود؟ آتیشم زد ....

11 دی 1386 ساعت 13:14 | میم . ب . مهاجر |  mbmofidikia.blogfa.com | بدون آدرس وب

خسته نباشید سرکار خانم عباس لو! شعر قشنگی بود. سواد شعر خیلی ندارم ولی لذت بردم. فقط یک نکته گویا بنا شده بود عکس های صفحه اصلی را عمودی بگذارند دوستان. اگر امکانش هست عمودی همین عکس را بگذارید یا یک عکس عمودی انتخاب کنید. اگر مقدور نبود از آپ دیت بعدی مد نظر داشته باشید.

4 دی 1386 ساعت 13:02 | محمد رضا محسنی راد |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام ...شعرهای جدید خانم صفایی را بزنید بهتر است .این شعر را حداقل 8 سال پیش شنیده ام .

4 دی 1386 ساعت 10:24 | سعید بیابانکی |  بدون email | بدون آدرس وب

شعر زیبایی بود و من به نوبه خودم به شما تبریک عرض می کنم.

3 دی 1386 ساعت 22:05 | کیارش |  بدون email | آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

غزل

در صف بلیت فرنگ

شعری از ایمان کرخی

در صف بلیت فرنگ

ایمان کرخی


غزل

غیرت نبود

شعری از محمدعلی جوشایی

غیرت نبود

محمدعلی جوشایی


غزل

قلم‌های خفته

شعری از عباس احمدی

قلم‌های خفته

عباس احمدی


غزل

ما گریه می‌کنیم

به مناسبت اربعین حسینی

ما گریه می‌کنیم

عباس احمدی


غزل

عصر اشعث‌ها

شعری عاشورایی از پانته‌آ صفایی

عصر اشعث‌ها

پانته‌آ صفایی


غزل

خزر به گونه، خزان به گیسو

غزلی از امیرعلی سلیمانی

خزر به گونه، خزان به گیسو

امیرعلی سلیمانی


غزل

شعری از رضا نیکوکار

خواب است امشب ماه

رضا نیکوکار


غزل

خاطرات بد از پلکان سن

شعری از مرتضی حیدری آل‌کثیر

خاطرات بد از پلکان سن

مرتضی حیدری آل‌کثیر


غزل

جای بهتری برای کشته شدن

شعری از پیمان طالبی

جای بهتری برای کشته شدن

پیمان طالبی


غزل

شعری از سجاد سامانی

کمی دیگر شراب

سجاد سامانی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد