خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
نقد
1 آذر 1386
کاوه رفاهی
22 آبان 1386
سید ایمان ضیابری
تاریخ و تمدن
2 مرداد 1386
فرهنگ
هفت خبر، هفت نظر
13 شهریور 1386
22 مرداد 1386
15 مرداد 1386
5 مرداد 1386
در شهر
18 آذر 1386
م.عباس نژاد
22 آبان 1386
واحد خبر سرویس جامعه
21 آبان 1386
واحد خبر سرویس جامعه
21 آبان 1386
واحد خبر سرویس جامعه
19 آبان 1386
واحد خبر سرویس جامعه
یادمان
11 آذر 1386
کیارش وفائی
12 شهریور 1386
سید ایمان ضیابری
8 تیر 1386

هیچ مثالی در حیات اجتماعی، اقصادی و سیاسی قرون وسطی وهیچ زمان دیگری یافت نمی شود که در آن تفاوت های بین اسپانیای مسلمانان و اروپای کاتولیک تا بدین حد شدید وغیرقابل تصور باشد.
در قرن دهم میلادی، آندلس (اسپانیای مسلمان) از همه جهت گوهری درخشان بود. قرطبه، پایتخت آن، شهر فواره ها بود. حاشیه اش به مسافت مایل ها، سنگ فرش و چراغانی شده بود. و مرتباً تعمیر و تمیزمی شد و محافظان صلح از مراقبت آن فارغ نمی شدند.
در پاریس تا قرن سیزدهم و در لندن نیز تا قرن چهاردهم، جاده ی سنگ فرش شده ای وجود نداشت. خیابان های این " پایتخت " ها مراکز تجمع کثافات و زباله، منبع هر نوع بیماری و صحنه هر نوع جرم، و در تمام شبانه روز تحت کنترل تبه کاران بودند. حدوداً تا زمان چارلز دوم، هنوز سیستمی کارا برای روشنایی خیابان ها در لندن به کار گرفته نشده بود.
بیماری های کشنده در اروپای قرون وسطی مدرکی مستدل و قانع کننده از شرایط کثیف و غیر بهداشتی بود که در همه جا وجود داشت. منابع آب آشامیدنی یا از رودهای آلوده تأمین می شد و یا از چاه های پر از کثیفی و بیماری. حتی گذر زمان و تجربه هم اثری بر عقل جمعی مردم این شهرها برای مدتها نداشت تا لا اقل قدمی کوچک در پیشرفت شرایط بهداشتی و نظافت جامعه بردارند.
تا سال 1825، در نیویورک آب آشامیدنی غیر مطمئن را حمال ها در به در به خانه ها حمل می کردند. تنها یک پمپ آب چوبی در خیابان "Chatham" برای نیازمندیهای اساسی طبقه فقیر وجود داشت. فضولات و کثافات خانه ها در سطل بر روی سر نیگرو ها ( نامی که اروپاییان و آمریکاییان به آفریقاییان دادند؛ یعنی "سیاه" ) حمل شده و در رودخانه تخلیه می شد. و در ابرشهر دنیای غرب- لندن- فقط سیصد لامپ خیابان ها و میدان ها را روشنایی می دادند.
نیمه ی اول قرن دهم میلادی در اسپانیای مسلمان و در زمان حاکمیت عبدالرحمن سوم، درآمد سالیانه دولت از تمامی منابع از سیصد میلیون دلار ( ارزش پولی زمان حال ) بیشتر بود. درآمد سالیانه دولت پادشاهی انگلستان در اول قرن هفدهم، پانزده میلیون دلار بود. مجموع درآمد بلژیک و هلند، کمتر از هجده میلیون و درآمد فرانسه، شصت میلیون دلار بود.
پس از مرگ این پادشاه مسلمان اسپانیایی در سال 961 میلادی، در خزانه دولتش پنج میلیون سکه طلا باقی بود، به ارزش امروزی صد میلیون دلار. در حالیکه وقتی لویی شانزدهم فرانسه، بزرگترین و قویترین پادشاه زمانش در سال 1715 درگذشت، خزانه فرانسه ورشکسته بود.
جمعیت انگلستان هنگام مرگ ملکه الیزابت، حدوداً 4 میلیون نفر بود. جمعیت اسپانیای مسلمان شش قرن قبل از این تاریخ طبق گفته ی مورخان کمتر از 30 میلیون نبوده است. در سال 1700 میلادی، لندن- شلوغ ترین شهر اروپای مسیحی- فقط نصف قرطبه در سال 900 میلادی بود. هنگامی که المریا و سویل ( دو شهر دیگر اسپانیای مسلمان ) هر کدام به تنهایی جمعیتی برابر پایتخت امپراطوری بریتانیا هشتصد سال بعد داشتند.
هنگام طلوع قرن یازدهم، مردم مسلمان سیسیل و اسپانیا تصویری به کلی آبادگر و پیشرو و ثروتمند نشان دادند. در آنجا صنعتگری تشویق می شد و تنبلی، مورد تنبیه بود. جایی که ضمیر روشن انسانیت پناهگاهی ایجاد کرده بود تا در میان دیوارهایش، کهنسالان بتوانند باقی عمرشان را در آسایش و صلح بگذرانند.
ششصد سال بعد در حالی که  ثروتمندترین و ارزشمندترین املاک کشاورزی بریتانیای کبیر بدون سکنه و بدون آبادی رها شده بودند و به شکارگاه  لوردها و پناهگاه دزدان مبدل شده بودند، یک چهارم مردم انگلستان فاقد توان تأمین معاش و محتاج کمک و صدقه جامعه بودند. که برای این منظور مبلغی معادل نیمی از درآمد تاج و تخت خرج می شد.

در اواسط قرن دهم، نهصد حمام عمومی در پایتخت اسپانیای مسلمان وجود داشت. در قرن هجدهم، در جمع کل کشورهای اروپای مسیحی چنین تعداد حمام وجود نداشت.
در قرن هشتم، کلبه های ساکنین طبقات متوسط و متوسط پایین مسلمانان اسپانیا دارای حیات های مملو از گل های رز و در محاصره ی مزارع پرمحصول گندم و باغ های میوه های بی مانند بودند ( میوه هایی که امروزه نواده گانشان را اسپانیا با افتخار به تمام دنیا صادر می کند. مسلمانان در باغداری مخصوصاً مرکبات، انقلابی ایجاد کردند؛ به خصوص در سیسیل و اسپانیا. صنعتی که هنوز برای هر دوی این کشورها به خصوص سیسیل، درآمد هنگفتی دارد. – مترجم.) و دارای کلیه وسایل راحتی و بسیاری از وسایل " لوکس" زندگی  آن زمان. در قرن شانزدهم رعایای فرانسه و آلمان، بی سواد و بی آداب و فرهنگ، سرتاپا آغشته به کثیفی و نا آشنا به طعم نان بودند. و در حال زندگی در کلبه هایی که به سختی برپا ایستاده بودند. آنها بر روی کپه های یونجه می خوابیدند. آب آشامیدنی شان از برکه ها و مرداب ها تأمین می شد و غذای عمده شان، هویج و بلوط بود.


هفتصد سال پس از زمانی که شهرهای اسپانیای مسلمان توسط سیستم های زیرزمینی فاضلآب تخلیه می شدند و خیابان هایشان از زباله تمیزبود، پاریس هنوز لایق لقب باستانیش بود: " The Muddy " " شهر گلی" یا به زبان امروزیمان، شهر کثیف. راه پیاده روها عمدتاً به بن بست می خورد در مقابل تپه هایی بدبو از زباله و نخاله !
***

ترجمه شده از کتاب

History of the Moorish Empire in Europe, S.P.Scott, Vol.3, K.B. Lippincott Company, Philadelphia; 1904. Pages 520-22

برگرفته از سایت میراث مسلمانان www.muslimheritage.com 

عکس های مرتبط:

 

 

 

 

 

 

 

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: