• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

داستان کوتاه کوتاه


پنجره

8 تیر 1386

ماه ها بود که منظره‌ی بیرون پنجره تمام دلخوشی مرد بیمار شده بود.

او همیشه روی تختش دراز می کشید و از پشت شیشه های مات پنجره به منظره‌ی بیرون نگاه می کرد.

درخت های بلند و همیشه سبز، پرنده های بی آشیانی که جفت جفت روی درخت ها نشسته بودند و مردمی که با قیافه های بهت زده و سرد در حال تردد به مقصد های نامعلوم بودند، همه چیز مرد بیمار شده بودند.

اما حیف که بعد از بازنشسته شدن رئیس بیمارستان، به دستور رئیس جدید، به جای آن تابلو، تابلوی سکوت نصب کردند.

نظرات

فقط یک کلمه برای توصیف این داستان کافی است:عالی

30 تیر 1386 ساعت 17:11 | نغمه اسماعیل پور |  nsept_7godess2006@yahoo.com | آدرس وب

ممکن است کسی داستانی با این مضمون خوانده باشد. اما نویسنده بدون شنیدن آن، این داستان را نوشته باشد. لزومی ندارد که آدم تا یک داستان را می بیند که (تازه مینی مال است) فوری بگوید این داستان، اقتباس است. عجیب است واقعا!

12 تیر 1386 ساعت 00:05 | - |  بدون email | بدون آدرس وب

هیچ اقتباسی در کار نیست. این فقط تصور شماست.

11 تیر 1386 ساعت 10:15 | م.ب |  بدون email | بدون آدرس وب

مطلب از داستان دیگری اقتباس شده است.

10 تیر 1386 ساعت 19:02 | محمد باقری |  mo_ebr20"yahooscom | بدون آدرس وب

خیلی قشنگ بود.

9 تیر 1386 ساعت 13:43 | سمیه بهرامیان |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام. من تو سایت قبلی چند تا از مینیمال ها رو خونده بودم. تو روزنامه همشهری هم بعضا می خوندم داستانک هاش رو. مجموع اینهایی که از مینیمال خونده بودم برای من این رو ساخته بود که مینیمال یک نوع لوس و بی مزه از ادبیات داستانی است که فاقد هرگونه هنر و ارزشی است و اصلا نویسنده اش چیزی برای گفتن ندارد و ... اما هم اکنون می بینم که هر چیزی هنرمند و نویسنده خودش را می خواهد. به مینیمال علاقه مند شدم با این داستان کوتاه کوتاه. ممنون از سایت لوح برای این بخش

8 تیر 1386 ساعت 22:19 | محمدرضا خالص |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

داستان کوتاه کوتاه

فرزند صبح

فرزند صبح

مصطفی انصافی


داستان کوتاه کوتاه

درخت ساج

داستانک نویسنده‌ی 12 ساله از اندیمشک

درخت ساج

مهرزاد نژاداحمدی


داستان کوتاه کوتاه

قصر

قصر

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

وسوسه

وسوسه

اعظم شهیدی


داستان کوتاه کوتاه

ثریا خانم

داستانک یلدایی

ثریا خانم

حنانه سلطانی


داستان کوتاه کوتاه

از پشت شیشه

داستانک یلدایی

از پشت شیشه

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

شب

داستانک یلدایی

شب

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

بی‌دلیل

زهرا طراوتی


داستان کوتاه کوتاه

عبور شیشه‌ای

عبور شیشه‌ای

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

تکیه گاه

تکیه گاه

علیرضا آرام



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

داستان «باید» دنیا را تغییر دهد


موقعیت تلخ و فرساینده


فرزند صبح


جمعه


تا انتهای رود


آخرین پرده


دردهای ابدی


درخت ساج


قصر


وسوسه


درد جانکاه و دلپذیر و تنهایی


کفش


راز مرد اجاره نشین


حضور خلوت مرگ


پاییز نقاشی


داستان پایان


چرا در جایی که هیچ رازی وجود ندارد، باید دنبال راز گشت؟


لیلاج


شیشه‌ی دوم


فغان ز جغد جنگ


طنز سرکوب‌گر یک راوی


بازگشت گوتیک


سفری غیرمجاز با قطار ساعت ده به لندن


"سوختن در دمای پنجاه درجه بالای صفر"


وحشت از تنهایی


ثریا خانم


از پشت شیشه


شب


زوال خاندان مبشرانشایی


به نوشتن از طبقات بالای جامعه معتقدم...