خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
داستان کوتاه
16 دی 1387
رخساره ثابتی
3 آذر 1387
بهراد شقاقی
9 آبان 1387
رخساره ثابتی
داستان کوتاه کوتاه
5 دی 1387
سهیلا راجی كاشانی
30 آذر 1387
14 آذر 1387
27 مهر 1387
سیامک احمدی
داستان دنباله دار
9 دی 1387
18 آذر 1387
6 آذر 1387
22 شهریور 1387
آنتوان چخوف
11 شهریور 1387
آنتوان چخوف
تحلیل
15 خرداد 1387
18 اردیبهشت 1387

30 فروردین 1387
9 فروردین 1387
نقد و بررسی
19 شهریور 1387
گفتگو
15 مهر 1386

یک نویسنده، یک کتاب
11 دی 1387
مهدی نورمحمدزاده
5 آذر 1387
18 آبان 1387
6 آبان 1387
31 شهریور 1387
کارگاه
8 دی 1387
مریم بیطرف
21 آذر 1387
هانیه عالی نژاد
14 آبان 1387
ندا پیروی
گزارش
5 شهریور 1387
1 شهریور 1387
8 مرداد 1387
16 دی 1386

 با توجه به اینکه داستان «چهارده شاخه گل محمدی»  به نویسنده پیش کسوت سرکار خانم آرمین تعلق دارد، لذا داوری داستان برتر ماه، بین سه اثر دیگر صورت گرفته است.

 

«خیلی زود عاشق شدم» حدیث نفس سید یوسف در رسای معشوق خود است. یکی از نکات مهم در داستان هایی با زاویه دید اول شخص، حفظ فاصله نویسنده و راوی داستان است. نویسنده باید چنان از اثر خود فاصله بگیرد که در دام احساسات نیفتد. این موضوع وقتی مهم تر جلوه می کند که داستان با یک موضوع احساسی _همچون عشق، جدایی یا مرگ_ همراه باشد.
در این داستان، نویسنده چنان با سوژه ارتباط برقرار می کند که گاه جایگاه مخاطب فراموش می شود. نویسنده گمان می کند مخاطب، معشوق را آن چنان که خود می شناسد _و راوی در داستان از آن سخن می گوید_ می شناسد و به همین دلیل از بعضی موضوعات زیباشناختی و ضروری در نگارش داستان غفلت می کند. مخاطب تا راوی و موضوع داستان را در نیابد، با اثر ارتباط برقرار نمی کند و به همین دلیل، حدیث نفس و واگویه های احساسی راوی را درنمی یابد. اگر نویسنده می توانست کمی احساسات خود را کنترل کند و به جای واگویه احساس، داستان خود را می گفت، احتمالا مخاطب ارتباط بهتری با داستان برقرار می کرد و به مقصود خود نزدیک تر می شد.
«روسری آبی» داستان غروب سالگرد ازدواج است. نویسنده توانسته از موقعیت داستانی _به معنای ارائه یک برش از زندگی، به جای نقل تمام آن_ استفاده کند. اما داستان همچنان سوالات بی پاسخی دارد. نویسنده احتمالا جوابی به این سوالات نداده زیرا چنین تصور کرده که مخاطب _خواننده_ جواب این پرسش ها را می داند: چرا این زن باید این گونه همسر مریض _و جانبازش_ را دوست بدارد؟ شاید یک دهه پیش نیازی به جواب نبود، ولی با گذشت زمان، احتیاج است که نویسنده پاسخ خود را ارائه دهد، زیرا داستان در لایه های زیرین خود با این پرسش شکل گرفته است. یا سوالات دیگری که مطرح است: اگر جای جانباز، با یک فرد مریض جا به جا می شد، اتفاقی می افتاد؟ نویسنده از عنصر «جانباز» بودن در اثر چه استفاده ای کرده و با چه قصدی آن را وارد داستان کرده یا...
«من هم برای دریا هستم» روایت آیدا _قهرمان داستان_ از دل آرام و خاله صدف است. این اثر، علی رغم چند پارگی، موضوع واحدی را برای ارائه داستان برگزیده و با چند شخصیت، توانسته داستان خود را پیش ببرد و به انتها برساند. برگزیدن فرم مناسب و تلاش برای واگویی روایت ذهن راوی، توانسته داستان را به نسبت دو اثر دیگر، در مرتبه بالاتری قرار دهد.

 

 

_ داستان «روسری آبی»، نوشته هادی اسپنانی

_ داستان «من هم برای دریا هستم»، نوشته محدثه رضایی

_ داستان «خیلی زود عاشق شدم»، نوشته سید مهدی موحد

نظرات

بسیار عالی. واقعا نکات استادانه ای را بیان کردید. ممنون

16 دی 1386 ساعت 08:58 | امیر جلالی |  بدون email | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: