• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

داستان کوتاه کوتاه


پری دریایی

19 دی 1386

زمانی که هنوز ماهی ها می توانستند حرف بزنند، روزی ماهی کوچوکی از خدا گله کرد که چرا آرزوی ماهی ها را همانند آدم ها برآورده نمی کند؟
خدا هم دلش به حال آن ماهی سوخت واز آن روز به بعد برای ماهی ها هم همانند آدم ها فرشته ای آفرید که بتواند آرزوهای آن ها را برآورده کند.
اینگونه بود که پری دریایی آفریده شد. همه چیز داشت به خوبی و خوشی می گذشت که روزی ماهیگیری بدجنس تور ماهیگیریش را در آب انداخت و پری دریایی را شکار کرد.
ماهی ها از آن روز به بعد خیلی غصه دار شدند و گریه کردند. آن ها آنقدر گریه کردند که آب دریا شور شد و شوری آب حنجره هاشان را در خودش حل کرد و از بین برد.
اینگونه شد که دیگر ماهی ها نتوانستند حرف بزنند و آرزو کنند. بعد از رفتن پری دریایی ماهی ها به عشق دیدن او سال های سال است که خود را درون تور ماهیگیر می اندازند و بابت از دست دادن جانشان هم هیچ واهمه ای ندارند.
شاید دیگر آن ها هم مثل آدم ها از آرزو کردن نا امید شده اند.

نظرات

خيلي خيلي قشنگ بود...

27 بهمن 1386 ساعت 23:15 | نگار |  بدون email | بدون آدرس وب

اینبار هم مثل همیشه عالی بود. بسیار بسیار عالی موضوع‌ها به هم پیوسته شده بود بسیار لذت بردم و واقعاً باید آفرین گفت به شما استاد. به امید روزی که داستان‌های من هم به زیبایی و قدرت داستان‌های شما شود. با امید موفقیت روزافزون. یاحق

16 بهمن 1386 ساعت 09:59 | نیلوفر تهامی |  بدون email | آدرس وب

داستان خیلی جالبی بود بسیار لذت بردم بسیار هنرمندانه پرداخته شده بود ممنون. موفق باشید

12 بهمن 1386 ساعت 12:11 | عرفان امیری |  بدون email | بدون آدرس وب

کمی بلندتر از آن است که بشود مینی مال حسابش کرد. اینطور نیست؟ ولی قشنگ است. به نظر من میشود خلاصه ترش کرد.

7 بهمن 1386 ساعت 13:21 | حامد سعیدی صابر |  بدون email | بدون آدرس وب

جمله آخر داستان حرف نداشت... علی یارتون

22 دی 1386 ساعت 11:08 | محمد |  بدون email | بدون آدرس وب

موفق باشید و پر از آرزو............

19 دی 1386 ساعت 15:07 | بی نام |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

داستان کوتاه کوتاه

فرزند صبح

فرزند صبح

مصطفی انصافی


داستان کوتاه کوتاه

درخت ساج

داستانک نویسنده‌ی 12 ساله از اندیمشک

درخت ساج

مهرزاد نژاداحمدی


داستان کوتاه کوتاه

قصر

قصر

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

وسوسه

وسوسه

اعظم شهیدی


داستان کوتاه کوتاه

ثریا خانم

داستانک یلدایی

ثریا خانم

حنانه سلطانی


داستان کوتاه کوتاه

از پشت شیشه

داستانک یلدایی

از پشت شیشه

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

شب

داستانک یلدایی

شب

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

بی‌دلیل

زهرا طراوتی


داستان کوتاه کوتاه

عبور شیشه‌ای

عبور شیشه‌ای

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

تکیه گاه

تکیه گاه

علیرضا آرام



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

داستان «باید» دنیا را تغییر دهد


موقعیت تلخ و فرساینده


فرزند صبح


جمعه


تا انتهای رود


آخرین پرده


دردهای ابدی


درخت ساج


قصر


وسوسه


درد جانکاه و دلپذیر و تنهایی


کفش


راز مرد اجاره نشین


حضور خلوت مرگ


پاییز نقاشی


داستان پایان


چرا در جایی که هیچ رازی وجود ندارد، باید دنبال راز گشت؟


لیلاج


شیشه‌ی دوم


فغان ز جغد جنگ


طنز سرکوب‌گر یک راوی


بازگشت گوتیک


سفری غیرمجاز با قطار ساعت ده به لندن


"سوختن در دمای پنجاه درجه بالای صفر"


وحشت از تنهایی


ثریا خانم


از پشت شیشه


شب


زوال خاندان مبشرانشایی


به نوشتن از طبقات بالای جامعه معتقدم...