• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

غزل


غزلمثنوی

مژگان عباسلو
24 دی 1386

 از کتاب «مثل آوازهای عاشق تو»، برگزیده‌ی بخش شعر دومین دوره‌ی انتخاب کتاب «بانوی فرهنگ» وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی


پیراهن سپید عروسی‌ست در برم
یک کاسه آب، آینه، قرآن برابرم

این زن که توی آینه لبخند می‌زند
هی فکر می‌کنم که منم یا که مادرم؟

مادر! تمام فرصت گل در شکفتن‌ست
جرمم مگر چه بود که نشکفته پرپرم...؟

- دوشیزه‌ی مکرمه این بار دوم است...
مادر! بگو کجاست پس آن نیم دیگرم؟

او این غریبه‌ای که به من زل زده‌ست، نیست
انقدر نقل و سکه نریزید بر سرم

پیراهن سپید ... عروسی است یا عزا؟
عشق این لباس نیست که از تن درآورم

-دوشیزه‌ی مکرمه این بار سوم است
این خنده‌های توست می‌آید به خاطرم

از راه می‌رسیدی و لبخند می‌زدی
بغض مرا به آینه پیوند می‌زدی

در لهجه‌ات طراوت باران حضور داشت
صدها ستاره از شب چشمت عبور داشت

می‌آمدی و بر لبت آواز تازه بود
از هرچه بود هرچه از آن می‌شود سرود

مردان شهر با تو هم آواز می‌شدند
در من زنان کوچکی آغاز می‌شدند

در من خیال و خاطره آتش گرفته‌است
حالم از این هوای مشوش گرفته‌است

یادش به خیر فصل قشنگی که داشتیم
خود را کجای خاطره‌ها جا گذاشتیم؟

جز ما کسی نخواست بفهمد بهار را
آوازهای کوچه‌ی شب زنده‌دار را

رفتی، بهار از شب این کوچه رخت بست
آوازهای خسته‌ی من در گلو شکست

بعد از تو عشق مثل من آهسته پیر شد
از بودنی که عین نبودست سیر شد

دلواپسم برای تو آقا! رفیق! یار!
همخانه‌ی قدیمی این قلب بی‌قرار

ای کاش می‌شد از دل تو آرزو کنم
شاید به این بهانه تو را جستجو کنم

کاش ای وجودت از کلماتم شکیل‌تر
این بیت‌های از تو سرودن طویل‌تر...

-دوشیزه‌ی مکرمه...
این اشک شوق نیست
از فرط شیونست که لرزیده پیکرم

این را به آن غریبه‌ی دیرآشنا بگو
پیداست او هنوز نکرده‌ست باورم

*

با روسری صورتی و چادر سیاه
شاید مرا دوباره به خاطر بیاوری...

نظرات

ق ش ن گ بود

2 بهمن 1386 ساعت 15:42 | اسیر |  .................................................. | آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

غزل

در صف بلیت فرنگ

شعری از ایمان کرخی

در صف بلیت فرنگ

ایمان کرخی


غزل

غیرت نبود

شعری از محمدعلی جوشایی

غیرت نبود

محمدعلی جوشایی


غزل

قلم‌های خفته

شعری از عباس احمدی

قلم‌های خفته

عباس احمدی


غزل

ما گریه می‌کنیم

به مناسبت اربعین حسینی

ما گریه می‌کنیم

عباس احمدی


غزل

عصر اشعث‌ها

شعری عاشورایی از پانته‌آ صفایی

عصر اشعث‌ها

پانته‌آ صفایی


غزل

خزر به گونه، خزان به گیسو

غزلی از امیرعلی سلیمانی

خزر به گونه، خزان به گیسو

امیرعلی سلیمانی


غزل

شعری از رضا نیکوکار

خواب است امشب ماه

رضا نیکوکار


غزل

خاطرات بد از پلکان سن

شعری از مرتضی حیدری آل‌کثیر

خاطرات بد از پلکان سن

مرتضی حیدری آل‌کثیر


غزل

جای بهتری برای کشته شدن

شعری از پیمان طالبی

جای بهتری برای کشته شدن

پیمان طالبی


غزل

شعری از سجاد سامانی

کمی دیگر شراب

سجاد سامانی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد