خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
اخبار
17 خرداد 1388
3 خرداد 1388
31 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
سینمای ایران
21 اسفند 1388
7 اسفند 1388
سینمای جهان
19 مهر 1388
10 مهر 1388
یادگارها
27 مرداد 1388
28 اردیبهشت 1388
22 اردیبهشت 1388
9 اردیبهشت 1388
25 فروردین 1388
فن هنرپیشگی
31 شهریور 1388
تئاتر
10 بهمن 1388
9 بهمن 1388
سعید نیكو رزم
7 بهمن 1388
20 بهمن 1386

مجید مجیدی در آثارش نشان داده که یک کارگردان مولف در امر بازی گرفتن از نابازیگران است.از حسین عابدینی در فیلم پدر گرفته تا رضا ناجی که در مقطعی بازیگر تئاتر نیز بوده است و از بدوک که اولین فیلم او بود گرفته تا باران ، مجیدی نشان داده است که حتی نابازیگران را هم می تواند به بازیگرانی توانا تبدیل کند."آواز گنجشک ها" جدیدترین اثر اوست که در جشنواره برلین و بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر مورد استقبال قرار گرفته .رضا ناجی در این فیلم چهارمین بار است که  جلوی دوربین مجیدی رفته تا نقش مردی را بازی کند که یکی از کارگران مزرعه شتر مرغ است.

هنگامی که داستان فیلمنامه تازه مجیدی منتشر شد قابل پیش بینی بود که مجیدی به سراغ رضا ناجی برود و او را نسبت به خصوصیات شخصیت اصلی داستان که در بهله اول شخصی است ترک زبان ؛انتخاب کند.اما با این حال مجیدی از بازیگران و نابازیگران زیادی تست گرفت تا اینکه به نتیجه مطلوبی دست نیافت و مجبور شد تا رضا ناجی را با گریمی متفاوت جلوی دوربین خود بفرستد.

مجموعه بازیگران آواز گنجشک ها تشکیل شده از رضا ناجی شخصی که حالا یک بازیگر باتجربه حساب می آید و چندین نابازیگر که مجیدی موفق شده است از آنان بازی قابل قبولی بگیرد.برای اولین بار هنگامی که چهره ناجی را می بینیم بینی بزرگ و کج او شخصیت فعلیش را از شخصیتهایی که در گذشته بازی کرده بود جدا می سازد اما با گذشت زمان لهجه و نوع بیان ناجی که غیر قابل انعطاف پذیری است ما را به یاد شخصیتهایی می اندازد که وی در فیلم های گذشته اش ارائه کرده بود و اینجاست که گریم ناجی بی فایده به نظر می رسد.

رضا ناجی در اکثر اوقات تیپی را از خود ارائه می کند که دارای ویژگی های شخصی خود اوست و هیچ نمود رفتاری خاص و ویژه شخصیتی را در درون و چهره خود نمی سازد .او در تازه ترین فیلم مجیدی که آخرین بازیش هم به  حساب می آید باز هم این تیپ را تکرار می کند: مردی شیرین زبان با لهجه آذری که در اکثر اوقات از قشر تنگدست جامعه است .او حتی در فیلم دیگرش که در جشنواره امسال به نمایش در آمد یعنی «باد در علفزار می پیچد» باز هم با همین خصوصیات به ایفای نقش می پردازد.شیرین زبانی ناجی از تکه گفتارهای طنزی تشکیل شده که بسیار بی موقع به نظر می رسد و این خصوصیت او چندین بار در آواز گنجشک ها تکرار شده است.مانند صحنه ای که او ودیگر کارگران مزرعه؛ شتر مرغ ها را به داخل جایگاهشان هدایت می کنند و او با وجود این که جابه جایی به صورت کاملا جدی انجام می شود ،با صدای بلند می گوید:«بپائید استرس بهشون وارد نشه!».

بازیگرانی چون رضا ناجی براساس خصوصیات فردیشان (که گفته شد) مورد انتخاب کارگردانان قرار می گیرند نه برای خلاقیت های خاص که مختص هر بازیگریست؛ به طور مثال فرض کنید که ناجی بخواهد در نقش یک مرد شمالی بازی کند....! در اواز گنجشک ها مجیدی سعی می کند وی را وسیله ای قرار دهد تا به مضمون داستان مورد نظرش برسد و انتظار هیچ گونه شخصیت سازی و خلاقیت خاص را از ناجی ندارد.
آواز گنجشک ها فیلمی است داستان محور با یک شخصیت اصلی و بنابر همین خصوصیات است که نمی توان در مورد بازیگری فیلم مانور داد و به جزء جزء اکشن ها و ری اکشن های بازیگران پرداخت.با این حال بسیار جالب است که نام رضا ناجی در بین کاندیداهای بازیگر نقش اول مرد دیده می شود و مطمئنا با وجود دیگر کاندیداها ، احتمال گرفتن جایزه برای او بسیار زیاد به نظر می رسد. 

نظرات

نمیدونم بگم متاسفم یا چی ؟ نقدها و تحلیل های شما رو در باب بازیگری خوندم . و از چراهای خودم و خطاهای شما تعجب کردم . گرچه اساسا ضعف نوشته و تحلیل شما حرفی برای گفتن باقی نمیذاره اما احترامی که برای سایتتون قائلم و حقوقی که برای بازی ئه بی نظیر رضا ناجی قائلم من رو بر اون داشت که اظهار نظر کنم . خودتون اشاره کردید بازیگر باتجربه ، احتمالا خودتون میدونید بازی ئه یک نابازیگر با یک بازیگر چه تفاوت هایی داره و یک بازیگر حرفه ای چه تئاتر چه سینما اگر جنس بازی ئه یک نابازیگر رو ارائه بده درواقع به نوعی شق القمر کرده ، کاری که هنگامه قاضیانی هم سعی بر اون داشت ولی در جاهایی موفق و در جاهایی ناموفق بوده ... اتفاقا من اصلا احساس نکردم که در جای دیگه ای رضا ناجی رو دیدم اشاره دارم به اون حرفی که عنوان کردین " ما را به یاد شخصیتهایی می اندازد که وی در فیلم های گذشته اش ارائه کرده بود " ، در حالیکه من اولین بار حسین محجوب رو سالها قبل در فیلم رنگ خدا دیدم و با وجود تضاد شخصیتی بلافاصله در صاحبدلان به جا آودرم . " در اکثر اوقات تیپی را از خود ارائه می کند که دارای ویژگی های شخصی خود اوست و هیچ نمود رفتاری خاص و ویژه شخصیتی را در درون و چهره خود نمی سازد " ببخشید حتما باید ایشون خل بازی در میآورد تا شما نمره ی بیست بهش بدین اون نگاه عمیق و بی نظیر بعد از اخراج از کار ، اونجایی که راحت دروغ گفتن کسی که ترک موتور نشسته رو می شنوه عکس العمل تو ذوق زنی نداره سری تکون نمی ده نفی نمی کنه فقط تعجب می کنه ، بازی ئه دستاش بی نظیره ، راه رفتنش در حالیکه تو ذوق تماشاگر نمی زنه کاملا حساب شده اس ، وقتی به دروغ داره توضیح میده که چرا دیگه مزرعه ی پرورش شترمرغ نمی ره تو چشم زنش نگاه نمی کنه و واقعا لحظه به لحظه ی فیلم که ستودنیست ... در واقع من منظور شما رو از جمله ی ویژگی ئه شخصی نمی فهمم یعنی اون حقیقتا ساکن احمدآباد و شغلش پرورش شترمرغ ، مگه نه اینکه اون همچنان یک بازیگر ِ تئاتر ِ تقریبا با تجربه اس . " باز هم این تیپ را تکرار می کند " یا شما تعریف درستی از تیپ رو نمیدونین یا ما اساسا راه رو اشتباهی رفتیم من بازی ئه ایشون رو با اون همه ظرافت رفتاری واقعا در حد یک تیپ ندیدم " صحنه ای که او ودیگر کارگران مزرعه؛ شتر مرغ ها را به داخل جایگاهشان هدایت می کنند

16 اسفند 1386 ساعت 23:27 | ootena |  بدون email | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: