• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

داستان کوتاه کوتاه


دوباره ایستادن

11 اردیبهشت 1387

آقای مجد سومین معلمی بود که پا به کلاس می گذاشت. می دانست که بچه های این کلاس تا به حال دو معلم را فراری داده اند. هیچ کس حریفشان نشده بود. جلوی در ایستاد و نفس بلندی کشید و سعی کرد بر خودش مسلط شود. سر و صدای زیادی از کلاس شنیده می شد. هنوز کامل از در ورودی نگذشته بود که پایش به سکوی جلویی کلاس گرفت و زمین خورد. کلاس از خنده رفت روی هوا. پسرها هو می کشیدند و مسخره بازی درمی آوردند. آقای مجد به سختی بلند شد و عینکش را برداشت گذاشت روی چشمش.  تکه گچی برداشت و دستش را تا میانه ی تخته بالا  آورد. نوشت: «زمین خوردن مهم نیست. مهم، دوباره ایستادن است.» کلاس به یکباره غرق در سکوت شد.

 

 

 

***

چنانچه تمایل دارید، می توانید آثار خود را به آدرس dastan@louh.com ارسال نمایید.

نظرات

بعید می دانم بچه هایی که دو معلم را فراری داده اند با این جمله سکوت کنند .آن هم بچه های این دور ه و زمانه اما به عنوان یک داستان قشنگ بود .بعضی جملات هم زائدند مثل هیچ کس حریفشان نشده بود یا جمله اول که می توانست این طور باشد . آقای مجد پا به کلاس گذاشت . می دانست که ....

6 خرداد 1387 ساعت 12:56 | فریال |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام این اولین معلمی نیست که از این بلاها میاد سرش. تو کلاس اقای خردمندان از این اتفاقات زیاد افتاده یا علی

14 اردیبهشت 1387 ساعت 14:40 | نماینده |  sdaan67@yahoo.com | آدرس وب

عجب!

13 اردیبهشت 1387 ساعت 11:09 | نصیری |  بدون email | بدون آدرس وب

ساده بود و تاثیرگذار؛ همان چیزی که از یک مینی مال انتظار می رود. موفق باشید

13 اردیبهشت 1387 ساعت 10:59 | یزدان پناه |  sina_yazdam_panah@yahoo.com | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

داستان کوتاه کوتاه

فرزند صبح

فرزند صبح

مصطفی انصافی


داستان کوتاه کوتاه

درخت ساج

داستانک نویسنده‌ی 12 ساله از اندیمشک

درخت ساج

مهرزاد نژاداحمدی


داستان کوتاه کوتاه

قصر

قصر

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

وسوسه

وسوسه

اعظم شهیدی


داستان کوتاه کوتاه

ثریا خانم

داستانک یلدایی

ثریا خانم

حنانه سلطانی


داستان کوتاه کوتاه

از پشت شیشه

داستانک یلدایی

از پشت شیشه

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

شب

داستانک یلدایی

شب

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

بی‌دلیل

زهرا طراوتی


داستان کوتاه کوتاه

عبور شیشه‌ای

عبور شیشه‌ای

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

تکیه گاه

تکیه گاه

علیرضا آرام



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

داستان «باید» دنیا را تغییر دهد


موقعیت تلخ و فرساینده


فرزند صبح


جمعه


تا انتهای رود


آخرین پرده


دردهای ابدی


درخت ساج


قصر


وسوسه


درد جانکاه و دلپذیر و تنهایی


کفش


راز مرد اجاره نشین


حضور خلوت مرگ


پاییز نقاشی


داستان پایان


چرا در جایی که هیچ رازی وجود ندارد، باید دنبال راز گشت؟


لیلاج


شیشه‌ی دوم


فغان ز جغد جنگ


طنز سرکوب‌گر یک راوی


بازگشت گوتیک


سفری غیرمجاز با قطار ساعت ده به لندن


"سوختن در دمای پنجاه درجه بالای صفر"


وحشت از تنهایی


ثریا خانم


از پشت شیشه


شب


زوال خاندان مبشرانشایی


به نوشتن از طبقات بالای جامعه معتقدم...