نام فیلم: به همین قرمزی
کارگردان: استاد خودپرداز
نویسنده فیلمنامه، طراح طرح و ایده پرداز : شادنوش راست کردار، به تنهایی
موسیقی: آی بالام
تهیهکننده: خودی است
بازیگران: هنگامه جدید الورود، حسین جدید الورود، مجید جدید الورود، نسیم جدید الورود، و باقی قضایا.
خلاصه داستان:
داستان از جایی آغاز نمی شود. چراکه زندگی کسالت بار یک زن خانهدار این حرف ها را ندارد و بدون کنش و تنش پیش میرود تا تلنگری باشد بر روح خاموش و کرخت زن مظلوم این دیار. طاهره زنی است معمولی از میان زنان صبور خانهدار. طاهره به نشانۀ زن خانه دار ایرانی در کنار یک پردۀ قرمز ایستاده است. او پرده را کنار میزند و مردی را می بیند که به نشانۀ مرد خانه دار ایرانی در خانۀ روبرویی به کار و فعالیت مشغول است. سپس به آشپزخانه می رود تا غذای بچههایش را که از مدرسه برمی گردند داغ نماید. سپس به اتاق برمیگردد و به نشانۀ دیگری تلویزیون را روشن مینماید. در تلویزیون روح کسالت بار زندگی ایرانی گرم تجلی است. سپس دفتر شعرش را برمیدارد و در آن یک شعر دربارۀ چراغ مینویسد که نشانۀ خودآگاهی زن خانهدار ایرانی به وضعیت تاریخی و خانوادگی او است. سپس به مغازۀ دریانی میرود تا به نشانۀ ادارۀ زندگی خرید نماید. سپس به مغازۀ شیرینیفروشی میرود تا کیک تولد ابتیاع نماید. سپس به خانه برمیگردد تا به کارهای خانه رسیدگی نماید. سپس بچهها از مدرسه برمیگردند تا در خانه به شیطنت بپردازند. سپس به اتاق خواب می رود و قاب عکس خودش و شوهرش را به نشانۀ عشق و علاقۀ زن خانه دار ایرانی صاف می کند. سپس به طبقۀ بالا می رود تا به همسایۀ بالایی که دخترش را به نشانۀ بخت عروس کرده است کمک کند. سپس به خانه برمی گردد. سپس پسرش را به نشانۀ روزآمدی همگام با زمان به کلاس زبان می برد و خود به مغازۀ دوستش به نشانۀ عاقبت شوم طلاق می رود. سپس پسرش را از کلاس زبان بر می دارد و با اتوبوس به نشانۀ خودرو جمعی به خانه بر می گردد. شوهرش به نشانۀ مرد بی توجه ایرانی دیر کرده است و او به نشانۀ زن پرتوجه منتظر او میماند. سپس شوهرش به خانه بر می گردد و به نشانۀ قبلی شام خورده است. سپس بدون هیچ نشانه ای می خوابد و خروپف عجیبی می نماید. سپس همسایۀ بالایی به سراغ او می رود و به نشانۀ تردید زن ایرانی در شوهر دادن دخترش از او می خواهد که برای او استخاره کند. سپس به خانه بر می گردد و به نشانۀ کمال و صبوری و متانت زن خانه دار ایرانی کار خاصی انجام نمی دهد. فیلم در همین جا بدون نشانه ای به پایان می رسد.
نقد و نظر:
به همین قرمزی همه را مبهوت کرد. این همه نبوغ در فراکنشهای عاطفی جرأتمندانه همه را به طرزی ناگهانی غافلگیر نمود. تماشاگر کناری من در سالن سینما غش کرد و یکی از زنان خانهدار در حالی که به پهنای صورت اشک میریخت از سینمای فاخر ایران تشکر نمود. دغدغههای ویرانگر استاد همۀ تماشاگران سالن سینما را به حیرتی باورنکردنی فرو کرد. این دقت عجیب در پرداخت جزئیات، این هنر شگرف در پیوند ادبیات و سینما و این تلاطم آشکار در توجه ظریف به قشر سکوتمند فراموش شدۀ زنان خانهدار همگی فراتر از استاندارد سینمای ایران و بلکه خاورمیانه بود. به راستی که برای این همه ریزبینی و تیزنگری، هیپهیپ هورای منتقدان سینما قطرهای ناچیز است. اینجاست که اهمیت وافر انتصاب شایستۀ خانۀ سینما بدون اغراق دورنگری متولیان امر را بیش از پیش آشکار مینماید. از همین رو ما منتقدین عشق فیلم و منتظرین ساخت آن با نهایت خرسندی رضایت بی نظیر خود را از این فیلم و سازندۀ آن اعلام داشته از این پس با مشت محکم در دهان یاوه گویان مدعی خواهیم کوفت. باشد تا درس عبرتی باشد برای کسانی که برای رسیدن به شهرت با تهمت های واهی قصد مشوّه کردن فضا و ماهی گیری در آب های گل آلود را دارند.