در ارتش های دنیا ، ژنرال های بی افتخار کم نیست . آدمهایی که لباس " شیر " می پوشند ولی با دل " موش" زندگی می کنند .
وقتی آلبوم ارتش عراق را ورق میزنیم به تصاویر زیادی ازاین آدمهای کوتوله بر می خوریم .یکی از تصاویر ، روز جنگ تا پایان آن، نامش در فهرست بود که قلاده دستورهای صدام را به گردن داشتند. اگر روزی دادگاه با انصافی برای بررسی جنایت های جنگی نظامیان عراق در گوشه ای از جهان تشکیل شود، هشام روی اولین صندلی مجرمان خواهدنشست.
سمت های گوناگون هشام در ارتش عراق ، چهره آشنایی از او ساخته است .او زمانی معاون فرمانده گردان تانک ، از لشکر چهارم بود. بعد فرمانده گردان تانک شد ، فرماندهی تیپ دهم زرهی را هم به عهده داشت و در آغاز جنگ فرمانده لشکر دهم زرهی شد. در اثنای جنگ با ایران به فرماندهی سپاه چهارم رسید و زمانی هم معاون رییس ستاد ارتش بود. هشام درآخرین روزهای جنگ فرمانده یکی از سه محور اصلی درعملیات بازی پس گیری شبه جزیره فاوبود.
او هم مثل بیشتر فرماندهان عالی رتبه ارتش عراق فرصت پاسخگویی به عقده های موروثی خود را پیدا کرد. این همان راهی است که پیش از او صدام ، اهل روستای "العوجه" تکریت آن راپشت سر گذاشته بود.
انتخاب سه آجودان ویژه که هر کدام وظیفه خاصی به عهده داشتند اولین عایله نظامی او را زمانی که فرمانده لشکر دهم بود، تشکیل می دادند؛ اولین آنان یک سروان بود به نام " طلال البغدادی " که هشام او را مامور کرده بود در جبهه ها همراهی میکرد؛ سومین آجودان که سرهنگ "عباس قومیه" نام داشت مامور برنامه ریزی عیش و نوش هشام بود که عشرتکده های خصوصی بغداد به خصوص کاباره "الاقباس"را باب میل فرماندهداش مهیا می کرد.آن طور که افسران عراقی در ایران میگویند، عباس قومیه برای این کارها سنگ تمام می گذاشت.
هشام برای قتل عام مردم روستا های مرزنشین و اسیران جنگی ما ، دستش کاملا باز بود. کمتر اسیر ایرانی بود که هشام با او رو به رو شود و گلوله های سلاح کمری او در سینه اش ننشیند .او در عملیات "فتح المبین " وقتی صف اسیران ایرانی را از هلی کوپتر می بیند به خلبان دستور می دهد که همه آنان را از هوا به رگبار ببندد و خلبان هم دستور را اجرا می کند .
کینه هشام از ایرانیان همان سلاحی بود که صدام در زاغه دل ارتش عراق آن را پنهان کرده بود.
از مشهورترین قتل عام های هشام که ما امروز او را یکی از بزرگترین جنایتکاران جنگی عراق میدانیم علاوه بر کشتار جمعی و فردی اسیران ایرانی ، قتل عامی بود که در استادیوم ورزشی شهر "العماره" به راه انداخت .
آن روز هشام در برابر چهارصد سرباز ودرجه دار عراقی که در عملیات "بدر " از جبهه فرار کرده بودند قرارگرفت . این اتفاق در زمستان سال 1362 افتاد . مردم زیادی در استادیوم گرد آمده بودند و تعداد زیادی هم نظامی عراقی برای گرفتن درس عبرت سکوهای سیمانی این استادیوم راپرکرده بودند . هشام در حالی که روی صندلی راحتی نشسته بود و در کنارش سرهنگ " ثابت سلطان" قرار داشت با حرکت دستش فرمان آتش رابه جوخه اعدام صادر کرد و چهارصد نظامی عراقی در برابر چشمان هموطنان خود روی زمین فوتبال در خون غلتیدند .
صفحه های تاریخ جنگ عراق با ایران نام این ژنرال بی افتخار را به عنوان یکی از جنایتکاران بزرگ جنگی همیشه به خاطر خواهد داشت .