• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

غزل


نگرانی

مژگان عباسلو
6 تیر 1387

عاشق که شدی در هیجانی، نگرانی!
عشق است و تو هستی و جهانی نگرانی!

عاشق که شدی فرق ندارد که کجا، کِی
یا اینکه برای چه کسانی نگرانی!

تا زمزمه‌ی زخمی یک برگ بیاید
بر بال نسیمش ننشانی، نگرانی

در باغ اگر چهچهه‌ی چلچله‌ای هست
آن را به درختی نرسانی، نگرانی

یک روز می‌آیی به خودت: خسته‌ترینی
پیری و شده تازه جوانی نگرانی!

تا خواب ِ که آشفته شود از تب و تابش؟
این بار که افتاد به جانی نگرانی

عاشق که شدی -فرق ندارد که کجا؟ کِی؟
تا صبح قیامت نگرانی...
                               نگرانی...

نظرات

تا صبح قیامت نگرانی... نگرانی...

12 تیر 1387 ساعت 00:33 | هاله |  بدون email | بدون آدرس وب

با سلام من یکی از دیوانه های شعر و خصوصا عاشقانه ها هستم . این غزل گرچه به لحاظ زبانی و خصوصیات فنی زیاد برجسته نبود اما به لحاظ محتوایی عااااااالی بود . منظورم از محتوا ردیف " نگرانی " و تاکید بر این زاویه پنهان عشق بود . خیلی از این اشاره لذت بردم ، به دلم نشست و آروم شدم .

10 تیر 1387 ساعت 03:37 | محمد مقتدایی |  بدون email | بدون آدرس وب

به نظر من شده به معنی "طی شده " بکاررفته اگر چیزی رو نمیفهمیم انکارش نکنیم

9 تیر 1387 ساعت 01:14 | fer2\30 |  بدون email | بدون آدرس وب

جناب مهدوی، ضمن تشکر از دقت نظرتان شعرهای این خانم عباسلو بعد از یکسال غزل نسرودن بهتر از این نمی شود.

8 تیر 1387 ساعت 08:54 | مژگانبانو |  بدون email | بدون آدرس وب

از خانم دکتر عباسلو چنین غزل ضعیفی بعید بود. تقصیر خودشان است که بدعادتمان کرده اند. این یعنی چه: پیری و شده تازه جوانی نگرانی!! یا بیت سوم و چهارم که از اساس مشکل دارند

6 تیر 1387 ساعت 19:32 | مهدوی |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

غزل

در صف بلیت فرنگ

شعری از ایمان کرخی

در صف بلیت فرنگ

ایمان کرخی


غزل

غیرت نبود

شعری از محمدعلی جوشایی

غیرت نبود

محمدعلی جوشایی


غزل

قلم‌های خفته

شعری از عباس احمدی

قلم‌های خفته

عباس احمدی


غزل

ما گریه می‌کنیم

به مناسبت اربعین حسینی

ما گریه می‌کنیم

عباس احمدی


غزل

عصر اشعث‌ها

شعری عاشورایی از پانته‌آ صفایی

عصر اشعث‌ها

پانته‌آ صفایی


غزل

خزر به گونه، خزان به گیسو

غزلی از امیرعلی سلیمانی

خزر به گونه، خزان به گیسو

امیرعلی سلیمانی


غزل

شعری از رضا نیکوکار

خواب است امشب ماه

رضا نیکوکار


غزل

خاطرات بد از پلکان سن

شعری از مرتضی حیدری آل‌کثیر

خاطرات بد از پلکان سن

مرتضی حیدری آل‌کثیر


غزل

جای بهتری برای کشته شدن

شعری از پیمان طالبی

جای بهتری برای کشته شدن

پیمان طالبی


غزل

شعری از سجاد سامانی

کمی دیگر شراب

سجاد سامانی



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

در صف بلیت فرنگ


شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد