• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

کلام آغازین


عشقی از آن دست!

9 تیر 1387

دوست و دشمن در هوش بالا و خوش سلیقگی سیدحسن نصرالله متفق القولند. او در سال 2000 به خاطر بیرون راندن اسرائیل از لبنان، از سوی روشنفکران عرب،  به عنوان مرد سال برگزیده شد. همان سال به مناسبتی در ایران اجلاس بزرگی برپا بود. در آن مجلس عده ای از سران کشورهای اسلامی حضور داشتند و خبرگزاری ها و کانال های متعدد تلویزیونی افتتاحیه ی آن را مستقیماً برای دنیا پخش می کردند. سخنران افتتاحیه، آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب بود. بعد از پایان سخنان ایشان، سیدحسن به استقبالشان رفت و در برابر دوربین ها و حاضرین دست ایشان را بوسید.
آن روز راجع به این عمل سیدحسن که محبوب ترین شخصیت جهان اسلام بود ، حرف و حدیث های فراوانی  گفته شد. یکی از دوستان جانباز ما هم که پیش او از احترامی و حرمتی برخوردار است، خاطره ای تعریف می کرد شنیدنی. او می گفت:" مدتی بعد که موفق به ملاقات سید شدم، تصمیم داشتم دستش را ببوسم اما او زودتر متوجه شد و نگذاشت. گفتم این به خاطر کار آن روز توست و من از سوی عده ای از جانبازان و دوستان ایرانی چنین مأموریتی دارم..."
 البته سیدحسن اجازه نداده بود و بعد گفته بود: "من از آن کار پیامی داشتم که امیدوارم آنانی که باید می گرفتند، آن پیام آن را گرفته باشند وگرنه در ملاقاتهای خصوصی هم می توانستم دست ایشان را ببوسم!"
این که مخاطبان پیام ایشان چه کسانی بودند، خیلی چیزها می توان حدس زد، شاید اعراب باشند، چنان که بعضی ها می گویند. شاید هم جهان اسلام باشد و شاید هم منظورش خود مردم ایران، مقاماتشان و حتی برگزار کنندگان آن اجلاس بوده باشند که جناحشان آن روزها متهم بودند در حق رهبری جفاها کرده اند و..!
به نظرم حتی مخاطب سیدنصرالله ما هم باشیم، تذکر بجایی است. حجاب معاصر بودن گاهی سبب می شود انسان از بعضی نعمت های بزرگ غافل بماند.
حضرت آیت الله خامنه ای در این بیست سال، حکیمانه انقلاب و کشور را رهبری کرده-اند و کشتی امت را از دل توفانها و حوادث سهمناکی به سلامت بیرون آورده اند که هر یک از آنها می توانست انقلابی را به شکست بکشاند و مسیر ملتی را عوض کند؛ از شبه کودتاهای داخلی گرفته تا قشون کشی و دو جنگ بزرگ منطقه که هر دو به خاطر ما و به نام دیگران طراحی شده بود. این غیر از تلاشهای ایشان در فرهنگ سازی  و سوق دادن جامعه به سوی پیشترفت و تعالی است.
 ما هر سال دو بهانه داریم تا به کارنامه رهبری و نعمت وجود ایشان بپردازیم که از قضا هر دو مصادف است با دو حادثه ی بزرگ دیگر که همین بهانه ای می شود از کنار آن بگذریم؛ اولی، روز انتخاب ایشان به رهبری است که مصادف است با عزاداری های سالگرد رحلت حضرت امام (ره) و دومی هم شش تیر سالروز سوءقصد به ایشان که تحت الشاع مراسم شهدای هفت تیر قرار می گیرد.
روز رحلت امام برای ما تلخ ترین روز عمرمان بود. آن روز بیش از این که در هجر آن رفته بسوزیم که جانمان بود و همه چیزمان ، سخت نگران آینده  بودیم. ده سال بود که هر وقت ناخوداگاه به این لحظه می اندیشیدیم، تنمان می لرزید و دست به دعا بر می داشتیم که خدای آفریننده ی مرگ و زندگی، از عمر ما بکاهد و به عمر او بیفزاید. در فهم و باور ما برای خمینی جانشینی وجود نداشت. اکنون در حالی باید مرگ او را می پذیرفتیم که در اطرافمان دشمنان خارجی صف آرایی کرده بودند و در  داخل نیز اختلافات در اوج خود بود و همه ی اینها خبر از روزهایی سخت می داد. تا این که شب آن روز، خبر انتخاب آیت الله سیدعلی خامنه ای به رهبری جمهوری اسلامی ایران، سکینه و آرامشی در دلها ایجاد کرد.  فردایش که برای وداع با امام به مصلای تهران می رفتیم به آینده امیدوارتر شده بودیم، مخصوصاً این در راه شنیدیم این انتخاب با اشاره  و راهنمایی خود امام صورت گرفته است.
 سال گذشته به مناسبت شش تیر، عده ای از پاسداران قدیمی حضرت آیت الله خامنه ای و پزشکان معالج روزهای بعد از ترور ایشان، به دعوت دفتر نشر آثار رهبری، به حسینیه ی امام خمینی آمده بودند تا خاطراتشان را از آن روز بگویند و ضبط و ثبت شود. همان ایام تلویزیون مختصری از این برنامه را پخش کرد. بنده هم توفیق داشتم در آنجا باشم. در اینجا قصد آن ندارم تا به ناگفته های آن حادثه بپردازم که امیدوارم در فرصتی چنین کنم، اما فعلاً غرضم چیز دیگری است.
در پایان بخش اول برنامه، برای برگزاری نماز ظهر و عصر به حسینیه ی شماره 2 رفتیم که معمولاً بعضی دیدارهای رهبری در آنجا انجام می شود و بعضی روزها ایشان در همانجا نماز جماعت برگزار می کنند که معمولاً در حاشیه نماز دیداری کوتاه با مسئولان و مردم دارند.
صفهای نمازجماعت بسته شد. افراد مختلفی بودند. از فرماندهان ارشد نیروی انتظامی گرفته تا  کارمندان دفتر. از جوان کنار دستی ام چیزی پرسیدم که درنگش باعث شد بفهمم فارسی بلد نیست. با فضولی زیاد دریافتم لبنانی است و عده دیگری هم دوستانش در صفوف دیگر هستند. او چیزی نگفت اما علائم دیگر نشان می داد از قهرمانان جنگ سی وسه روزه اند. همان انسانهای افسانه ای که دنیایی را شگفت زده شجاعت خود کرده بودند و هنوز هم ما پُزشان را می دهیم و به وجودشان فخر می-فروشیم. همگی به غایت خوش سیما و رشید. چهره ها نورانی و چشمانی مملو از مهربانی.
نماز که تمام شد تا حضرت آقا از سجاده برخیزند، آنها به اتاق مجاور راهنمایی شدند. آقا، سر پایی با همه مصافحه کردند و حتی سراغ اعضای خانواده ی بعضی از پزشکان و پاسدارن سابقش را هم گرفتند. فرمانده نیروی انتظامی هم راجع به موضوعی گزارشی داد و دستوری شنید و حتی ما هم که هیچ کس بودیم از لطف ایشان بی نصیب نماندیم و قس علی هذا... بعد از اینکه همه راضی از حسینیه بیرون رفتند، آقا به اتاقی تشریف بردند که جوانان لبنانی در آنجا منتظرش بودند. چند نفری بیرون ایستادیم تا ببینیم چه می شود. خیلی هم طول نکشید آنان یک یک بیرون آمدند اما چشم ها پراز اشک بود و بغض در گلوها آماده ی انفجار.
همه رفته بودند اما آنها تا دقایقی تو حیاط حسینیه نشسته بودند و گریه می کردند. آن روز من از دیدار معمولی خودمان که عادت شده است، خیلی شرمنده شدم و به عشق و شیفتگی یاران سیدحسن نصرالله نسبت به رهبر غبطه خوردم!

نظرات

تذکر بسیار به جایی بود

14 تیر 1387 ساعت 09:25 | علی خرم |  mashtali1363@yahoo.com | بدون آدرس وب

من حاجتم شکفتن لبخند رهبر است.

11 تیر 1387 ساعت 22:44 | مسیحا |  بدون email | بدون آدرس وب

سلام السیدمحسن اشکر لک لمطلبک حول السید حسن نصرالله امین العام لحزب الله لبنان ارجوا لک التوفیق و السعاده فی امان الله یا علی

10 تیر 1387 ساعت 10:47 | مهدی بهرامی |  بدون email | آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

کلام آغازین

راه و بیراهه

راه و بیراهه

محسن مؤمنی شریف


کلام آغازین

تحول در ساختار؛نیاز حوزه

تحول در ساختار؛نیاز حوزه

سید موسی هاشم زاده


کلام آغازین

آغازی بر یک پایان: در اهمیت صدای محمد معتمدی

آغازی بر یک پایان: در اهمیت صدای محمد معتمدی

امید مهدی‌نژاد


کلام آغازین

شعر جنگ؟ شعر کدام جنگ؟

شعر جنگ؟ شعر کدام جنگ؟

امید مهدی‌نژاد


کلام آغازین

روزهای خوب انسان بودن

روزهای خوب انسان بودن

سید عبدالجواد موسوی


کلام آغازین

بوعلی سینا نخستین نمایش درمانگر جهان

بوعلی سینا نخستین نمایش درمانگر جهان

مجید امرایی


کلام آغازین

مسئله ابتذال یا ابتذال مسئله؟

مسئله ابتذال یا ابتذال مسئله؟

سید مجید کمالی


کلام آغازین

چه کسی رییس حوزه هنری شده است؟

تغییرات در باغ هنر انقلاب

چه کسی رییس حوزه هنری شده است؟


کلام آغازین

در رهگذر آدم خاکی

در رهگذر آدم خاکی

محسن مؤمنی شریف


کلام آغازین

آنکه گفت آری آنکه گفت نه؛نقدی بر منتقدان

آنکه گفت آری آنکه گفت نه؛نقدی بر منتقدان

سید سعید هاشم زاده



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

راه و بیراهه


تحول در ساختار؛نیاز حوزه


آغازی بر یک پایان: در اهمیت صدای محمد معتمدی


شعر جنگ؟ شعر کدام جنگ؟


روزهای خوب انسان بودن


بوعلی سینا نخستین نمایش درمانگر جهان


مسئله ابتذال یا ابتذال مسئله؟


چه کسی رییس حوزه هنری شده است؟


در رهگذر آدم خاکی


آنکه گفت آری آنکه گفت نه؛نقدی بر منتقدان


حکمت معلمانه


مهمترین مسائل نشر کشور ،موانع و راه حل ها


دو دیدار به یاد استاد محمود شاهرخی


هنر چند بخش است؟ در حاشیه ی سخنان مهم وزیر ارشاد


در ستایش فرهنگ نقد


معلم همه ما؛ به بهانه چهلمین سال درگذشت جلال آل احمد


خلوت انس


سفیر شوروی باید تحقیر شود !


انتخابات؛فرهنگ یا سیاست؟


این قوم به حج رفته!


لطفا شیر آب را ببندید اسراف نشود!


عاشورا نقطه عطف آفرینش


شعور پنهان کلمه


در مروت ابر موسایی به تیه


هوای برفی


گاهی دیر یاد می‌گیریم


کس عیار زر خالص نشناسد چو محک!


جنگ ظاهر و باطن در مشرق زمین


عشقی از آن دست!


فوتبال کار انگلیسی هاست