• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

داستان کوتاه کوتاه


کارهای عقب افتاده

27 تیر 1386

پیرمرد درحالیکه هنوز از خواب سیر نشده بود، چشم هایش را به سختی باز کرد و به ساعت دیواری نگاه کرد.
ساعت روی دیوار یکبار دیگر داشت وظیفه‌ی هر روزش را به او دیکته می کرد.
پیرمرد با دلخوری لباس های کارش را پوشید و منزلش را ترک کرد.
شب که پیرمرد به خانه برگشت، دوباره چشمش به ساعت روی دیوار افتاد. اما اینبار وضع کمی فرق کرده بود. کوک ساعت دیواری تمام شده بود و عقربه های ساعت از کار افتاده بودند.
به نظر می رسید که زمان برای پیرمرد متوقف شده بود.
پیرمرد با خوشحالی دستهایش را به هم زد و گفت:
ـ خدا رو شکر. بالاخره این عقربه ها برای یکبار هم که شده به من کمی فرصت استراحت دادند. حالا که اونها از کار افتادند، فرصت خوبیه که به کارهای عقب افتادم برسم. خب، اولین کاری که باید انجام می دادم چی بود؟...
آهان، یادم اومد. باید ساعت دیواری رو کوک می کردم...

نظرات

پر از جملات اضافی

13 تیر 1388 ساعت 02:10 |  |  بدون email | بدون آدرس وب

آنقدر همه به به و چه چه می کنند که کسی جرات نمی کند نقد بکند!

21 مرداد 1386 ساعت 00:17 | توحید عزیزی |  tohidazizi@gmail.com | بدون آدرس وب

به نظرم جالب بود و غیرقابل پیش بینی

13 مرداد 1386 ساعت 16:20 | مرجان جامی |  m_jami2001@yahoo.com | بدون آدرس وب

به نظرم داستان کوتاه مختصر و مفید بود،

30 تیر 1386 ساعت 17:06 | نغمه اسماعیل پور |  nsept_7godess2006@yahoo.com | آدرس وب

لذت می برم از مینی مال هاتان...

28 تیر 1386 ساعت 08:14 | سینا |  بدون email | بدون آدرس وب
نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

داستان کوتاه کوتاه

فرزند صبح

فرزند صبح

مصطفی انصافی


داستان کوتاه کوتاه

درخت ساج

داستانک نویسنده‌ی 12 ساله از اندیمشک

درخت ساج

مهرزاد نژاداحمدی


داستان کوتاه کوتاه

قصر

قصر

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

وسوسه

وسوسه

اعظم شهیدی


داستان کوتاه کوتاه

ثریا خانم

داستانک یلدایی

ثریا خانم

حنانه سلطانی


داستان کوتاه کوتاه

از پشت شیشه

داستانک یلدایی

از پشت شیشه

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

شب

داستانک یلدایی

شب

محمّدعلی خبیر


داستان کوتاه کوتاه

بی‌دلیل

زهرا طراوتی


داستان کوتاه کوتاه

عبور شیشه‌ای

عبور شیشه‌ای

تبسم غبیشی


داستان کوتاه کوتاه

تکیه گاه

تکیه گاه

علیرضا آرام



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

داستان «باید» دنیا را تغییر دهد


موقعیت تلخ و فرساینده


فرزند صبح


جمعه


تا انتهای رود


آخرین پرده


دردهای ابدی


درخت ساج


قصر


وسوسه


درد جانکاه و دلپذیر و تنهایی


کفش


راز مرد اجاره نشین


حضور خلوت مرگ


پاییز نقاشی


داستان پایان


چرا در جایی که هیچ رازی وجود ندارد، باید دنبال راز گشت؟


لیلاج


شیشه‌ی دوم


فغان ز جغد جنگ


طنز سرکوب‌گر یک راوی


بازگشت گوتیک


سفری غیرمجاز با قطار ساعت ده به لندن


"سوختن در دمای پنجاه درجه بالای صفر"


وحشت از تنهایی


ثریا خانم


از پشت شیشه


شب


زوال خاندان مبشرانشایی


به نوشتن از طبقات بالای جامعه معتقدم...