• خانه
  • آرشیو
  • جستجو
  • ارسال اثر
  • تماس با ما
  • درباره ما
پایگاه فرهنگ و ادب فارسی
  • عکس
  • موسیقی
  • تجسمی
  • کتاب
  • اندیشه
  • تئاتر
  • سینما
  • طنز
  • داستان
  • شعر

شعر سپید


سربازان هیچ گاه روزنامه نمی خوانند

9 آبان 1387

سیدرسول پیره آنطور که ما پرس و جو کردیم، متولد 1368 اصفهان است و:
نفر دوم جشنواره خوارزمی در بخش ادبیات
برگزیده نهایی دو دوره گذشته جشنواره شب های شعر شهریور
مقاوم اول جشنواره متفکرین و نویسندگان سال 84
عضو بنیاد نخبگان ایران 
مشغول تحصیل در رشته ی کارشناسی ارشد پیوسته رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق 
و کارشناسی رشته ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
و ...

با هم شعری می خوانیم از این شاعر جوان و خوش آتیه:

 

تفاوت میان دو بوسه است
بر لب زخمی سرباز
در میدان جنگ
یا بر پیاله ای درسواحل دور...
شکست خورده ایم
چونان که
باد از هرسو بوزد مخالف است با ما
 
تاریکی را گذاشته ام برای آفتابگردان ها
و خنجر را
برای اقوام کهن
و خیانت را که انواعی دارد:
گاهی سخت است چون خنجری که پهلو را شکافته از پشت
گاهی طعم باروت می دهد
گاهی میرزای کرمانی ...
روی تمام پل های جهان می شکنم و تنها
 به سربازان فکر می کنم..
سربازان
        هیچ گاه روزنامه نمی خوانند
تفنگ ها
          حمام آفتاب نمی گیرند
و همین که دستمان به ماشه برسد
باز نمی گردد
گلوله ای که نشانی رفته است پیشانی را...
دارم تنم را
تکه
تکه فراموش می کنم
پنج انگشتم را روی پیانو جا گذاشته ام
یا درپنج قاره...
تا خشکی ها به آبها برسند
و کریستف کلمب به خانه اش...
چشمهایم را لای کتاب فلسفه
و کودکی ام را پشت خانه ای که  نیست    
و ما می گوییم ماهر بوده است
آنکه تابوتت را ساخته
تا انگشتانت عصایی جوان را به یاد بیاورند
به جای ماشه...
 

برف می بارد
برف
برف
در ادامه برف می بارد
سربازان مرده را
نامه ها را
کودکان
و کتاب ها را می پوشاند
پیش از آنکه به خانه بازگردیم،می گویم:
ما مردمان غنیمت ها بودیم...

نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر:
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

شعر سپید

شب را خاموش کن

شعرهای کوتاه عباس حسین‌نژاد

شب را خاموش کن

عباس حسین‌نژاد


شعر سپید

یک روز بد برای موزماهی

به مناسبت سالمرگ جروم دیوید سالینجر

یک روز بد برای موزماهی

مریم رضاییان


شعر سپید

که هیچ‌گاه از یادمان نروی

شعری برای مهسا امین‌فروغی

که هیچ‌گاه از یادمان نروی

سیدرسول پیره


شعر سپید

تماشا از چشم‌ها بزرگتر است

شعری از مجید سعدآبادی

تماشا از چشم‌ها بزرگتر است

مجید سعدآبادی


شعر سپید

می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم

شعری از آرش پورعلیزاده

می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم

آرش پورعلیزاده


شعر سپید

قایم‌باشک

شعری از اسماعیل محمدپور

قایم‌باشک

اسماعیل محمدپور


شعر سپید

این‌گونه که بی‌توام

شعری از کمال رستمعلی

این‌گونه که بی‌توام

کمال رستمعلی


شعر سپید

بی‌من رفتنت

شعرهای کوتاه محمد نقیان

بی‌من رفتنت

محمّد نقیان


شعر سپید

عصر روزهای بعد

یک شعر عاشورایی

عصر روزهای بعد

سیداکبر میرجعفری


شعر سپید

مشت‌ها

شعری از لیلا کردبچه

مشت‌ها

لیلا کردبچه



لوح، آئینه تلاش گروهی است که برآنند در حد بضاعت خود فرهنگ را آنسان که بایسته و شایسته عرضه کنند. لوح ادغامی است از تلاش بزرگانی چون علی معلم دامغانی، محسن مومنی، رضا امیرخانی، علیرضا قزوه، مرتضی سرهنگی و… با دوندگی های جوانانی چون [… ] بماند! لوح تعریفی بسته از فرهنگ ندارد، فعلاً از شعر، داستان، طنز، اندیشه، سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی،  کتاب و عکس می گوید، چه کسی می داند شاید فردا از اقتصاد و ورزش و کشور و لشگر هم حرف راند…

بازنشر مطالب پايگاه لوح با ذکر منبع مجاز مي باشد.
تهيه شده توسط: PooyaSoft
مطالب این سرویس

شب را خاموش کن


یک روز بد برای موزماهی


غیرت نبود


که هیچ‌گاه از یادمان نروی


قلم‌های خفته


ما گریه می‌کنیم


عصر اشعث‌ها


خزر به گونه، خزان به گیسو


تماشا از چشم‌ها بزرگتر است


می‌خواهم به آغوش مادرم برگردم


خواب است امشب ماه


قایم‌باشک


خاطرات بد از پلکان سن


با علامت سؤال چترها


قربان تو ای برف


جای بهتری برای کشته شدن


کمی دیگر شراب


این‌گونه که بی‌توام


خاطرت جمع من پریشانم


سبک جدید تشنگی


این روزهای تیره پر انتظار


بی‌من رفتنت


شمشیر و جغرافیا


عصر روزهای بعد


کفن شدن بوی پیرهن


دیوانه در مسجد


مشت‌ها


پهلوان‌هایی در چفیه


چشم‌هایم را به من پس داد


خوبان پشیمان می‌شوند