خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
28 تیر 1386


نگاهی به «آپارتمان شماره‌ی ۱۳» از یدالله صمدی
به‌مناسبت نمایش و نقد آن در حوزه‌ی هنری

طنز اجتماعی به‌گمان شخصی من، والاترین گونه‌ی طنزآوری‌ست؛ گستره‌ی پهناور موضوعات مربوط به جامعه و نگاه کلان‌نگری که برای تحلیل منصفانه‌ی این شاخه از طنزآوری لازم است، سبب می‌شود تا آن‌هایی که جرات این کلان‌نگری را ندارند، در پی کارهای آسان‌تری بروند. اما آن‌هایی که به خنده‌سازی با انعکاس آن‌چه در زندگی روزمره می‌گذرد، می‌پردازند، معمولا هشیارند! این هشیاری هم در سینمای طنز آشکارتر است؛ چون سینمایی که می‌خواهد آیینه‌ی زندگی روزمره باشد، ناگزیر از جای دادن تصویرهای بیشتری از پهنه‌ی زیستن روزمره است؛ وگرنه اداست.
نگاه واقع‌گرایانه در سینمای اجتماعی، نگاه رایج است؛ اما وقتی واقع‌گرایی با ضرورت گزینش فرازهای روایی و تصویری طنزآمیز آمیخته می‌شود، فیلم ساختن دشوار می‌شود؛ این‌گونه است که داریوش مهرجویی در «اجاره‌نشین‌ها»، اگرچه رخدادگاه آپارتمان را برای نشان دادن ایران سال ۱۳۶۵ برمی‌گزیند و آدم‌ها، ظاهرا آدم‌های واقعی‌اند، اما این نمادها هستند که روایت آن آپارتمان را می‌سازند و «عباس‌آقا سوپرگوشت» و قصه‌ی آپارتمانی که مظلومانه می‌خواهد آن را بالا بکشد، نمادهایی‌اند با تفسیرهای فراوان، که مهرجوپی برای بیان «سال شصت و پنجی» خود به آن‌ها پناه برده است. اما سینمای طنز اجتماعی گونه‌ی دیگری هم دارد، که سینمای یدالله صمدی را باید نمونه‌‌ای از آن برشمرد؛ آدم‌های سینمای صمدی واقعی‌تر از آنند که نماد باشند؛ این گونه از روایت طنزآمیز، درواقع گزینش فرازهای طنزآمیز از تصویرها و قصه‌های واقعی اطراف ماست.
«آپارتمان شماره‌ی ۱۳» تصویری واقعی از ایران سال ۱۳۶۹ است؛ «ماشو» (با بازی علیرضا خمسه) کارگر تراش‌کاری نیمه‌دامادی‌ست که در کرمان سودای خرید کارگاه تراش‌کاری و شروع زندگی با نامزدش را دارد؛ تلگرافی از تهران می‌رسد و او را راهی تهران می‌کند، تا آپارتمان شماره‌ی سیزدهی را که میراث پدر است، بفروشد و خوش‌بخت شود... اما فیلم، روایت بدبختی یک لشگر آدم با هزار مشکل است، که ماشو را هم در این بازی بی‌برنده گرفتار می‌کنند. همین رخدادگاه آپارتمان، برای هزارجور خنداندن کافی‌ست؛ کشمکش رقبایی که در همسایگی هم می‌خواهند سلطه‌ی خود را بر آپارتمان افزایش دهند، با محوریت نیمه‌داماد ساده‌ای که برای خوش‌بختی شتاب زیادی دارد، یک موقعیت طنزآمیز جاری در فیلم می‌سازد. موقعیتی که بعد از هفده‌سال هنوز تازه است؛ هنوز آپارتمان‌های شهر جای کتک‌کاری‌های روحی همسایگانی هستند که می‌‌خواهند قفس‌شان را بزرگتر کنند... و اگر کار صمدی را دوست دارم، برای همین هنوزهاست.
فیلم صمدی شسته و رفته است؛ چون در روزگار حکومت فیلم‌نامه بر سینمای ایران ساخته شده. تصویرها و دیالوگ‌ها از پیش نوشته شده‌اند و غربال شده‌اند؛ سکانس‌های «جان مادرت بخند!» و مزه‌پرانی در فیلم صمدی نیست؛ همین‌گونه است که آدم‌های او واقعی می‌خندند و عاشقی می‌کنند و گریه به راه می‌اندازند. صمدی همچنین از جزئیات تمام تصویری‌ای در فیلم استفاده می‌کند، که خواننده‌ی هوشمند را بیشتر می‌خنداند؛ نگاهی به فیلم‌های کمدی امروز ایران بیندازید تا بفهمید که بسیاری از متلک‌هایی که سینما را منفجر می‌کنند، خوشمزگی همان لحظه‌ی بازیگرند. اما نسل «آپارتمان شماره‌ی ۱۳»، آن‌دسته از فیلم‌هایی‌اند که بر نوشته استوارند. شخصیت‌های پرتعداد «آپارتمان شماره‌ی ۱۳» نه یک کمدی شلوغ، که روایتی ملموس می‌سازند و پایان خوشی را نیز می‌سازند که همه‌ی ساکنان و بیننده را راضی می‌کند. ساکنان «آپارتمان شماره‌ی ۱۳»، این خط‌های داستانی متقاطع، اگرچه گاهی مسیر بلندی را طولانی و ملال‌آور طی می‌کنند، اما تعریف ساده و خنده‌آور هر شخصیت و تضادی که دعوای سلطه در تمام فیلم ایجاد می‌کند، اصلی‌ترین عامل خنده‌سازی‌ست.
سینمای طنز امروز ایران، حالش اصلا خوب نیست! به بیماری تلویزیونی دچار شده است و روایت‌های کش‌دار و کلوزآپ‌های شب جمعه‌ای و ارزانی «کمدی کلامی» باعث شده است تا فیلم‌هایی همچون «آپارتمان شماره‌ی ۱۳» کمتر تکرار شوند؛ تهیه‌کننده‌ها پول چندانی برای نگارش گروهی فیلم‌نامه و به‌ویژه «شوخی‌نویسی»‌ گروهی (نظیر آن‌چه در هالیوود وجود دارد) نمی‌دهند و فیلم‌نامه‌نویس‌ها هم مثل گذشته کسی را شریک نمی‌کنند. کاش «اجاره‌نشین‌ها» و «آپارتمان شماره‌ی ۱۳» تا سال‌ها بهترین نمونه‌ها نمانند!

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: