خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
نقد
1 آذر 1386
کاوه رفاهی
22 آبان 1386
سید ایمان ضیابری
تاریخ و تمدن
2 مرداد 1386
فرهنگ
هفت خبر، هفت نظر
13 شهریور 1386
22 مرداد 1386
15 مرداد 1386
5 مرداد 1386
در شهر
18 آذر 1386
م.عباس نژاد
22 آبان 1386
واحد خبر سرویس جامعه
21 آبان 1386
واحد خبر سرویس جامعه
21 آبان 1386
واحد خبر سرویس جامعه
19 آبان 1386
واحد خبر سرویس جامعه
یادمان
11 آذر 1386
کیارش وفائی
12 شهریور 1386
سید ایمان ضیابری
2 مرداد 1386

خداوند، حضرت موسی را به نبوت برمی‌گزیند. آنگاه در باب چهارم از سفر خروج آمده است که: «موسی در جواب گفت همانا مرا تصدیق نخواهند کرد ... پس خداوند به وی گفت: آن چیست در دست تو؟ گفت: عصا. خداوند گفت: آن را بر زمین بینداز و چون آن را به زمین انداخت ماری گردید ... سپس خداوند به موسی گفت: دست خود را دراز کن و دمش را بگیر! پس دست خود را دراز کرده آن را گرفت که در دستش عصا شد تا آن که باور کنند که یهوه خدای پدران ایشان، خدای ابراهیم، خدای اسحق و خدای یعقوب بر تو ظاهر شد و خداوند دیگر بار وی را گفت دست خود را در گریبان خود بگذار چون دست به گریبان خود برد و آن را بیرون آورد اینک دست او مثل برف مبروص شد.
شرح:
عصا نماد قدرت در هر دو ساحت اهورایی و اهریمنی است (عصای موسی و عصای جادوگران) در ضمن عصا با نمادگرایی آتش مرتبط است. زیرا آتش از چوب بیرون می‌آید. آتش در نماد مینوی خود و مرتبط با عصا، نمادی از صاعقه است که قدرت باروری دارد. در ارتباط فرهنگ عبرانی و یونانی می‌توان به این گفته اشاره کرد که سلاح زئوس، صاعقه بود و به گرد عصای او، مار پیچیده بود و افزون بر آن، کردار خاص یکی از خدایان یونان، رام کردن گاوهای وحشی است. گاو نماد گیتی است. رام کردن در این رمز، آرام ساختن و به نظم درآوردن هستی ناآرام و نامنظم است. در مجسمه مشهور میکل آنژ از حضرت موسی، با نمادی بر پیشانی شبیه به کردار رام ساختن جهان نامنظم را به موسی منتقل ساخته است. در بهشت، مار باعث فریب دادن حوا و خوردن آدم از میوه درخت ممنوع شد. نام عصای حضرت موسی (حیه) است که با حوا و با حی مرتبط است. لقب حضرت موسی کلیم‌الله است یعنی هم‌کلام با خداوند، در عین حال حضرت موسی می‌گوید: «من مردی فصیح نیستم ... بلکه بطئی الکلام و کند زبان»
در اساطیر ایران باستان، زال با سیمرغ - مرغ حقیقت - هم صحبت بوده اما زبان آدمی را نمی‌داند. مقصود از هر دو رمز شاید این است که همکلامی با حقیقت محض، از زبان عادی روزمره به دور بوده و انسان همکلام با حقانیت را ناتوان از همکلامی روزمره می‌سازد.
از آنجا که سفر خروج از ادبیات پایه‌ای و اصلی جهان محسوب می‌شود، این بخش ادامه دارد و بدیهی است که دانش ناقص من از رمزها، احتیاج به تصحیح و توضیح صاحب‌نظران دارد. چه بسا که این نوشته، عاملی بشود جهت انجام یک کار گروهی.

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: