در هفتهای که گذشت، به دلیل تعطیلی و عید و این مسائل خوب، ستون ما منتشر نشد؛ اما همهچیز در امن و امان به سر میبرد و میبرد؛ ویراستار محترم دقت کنند که مانند دفعهی قبل یکی از «میبرد»ها را بهگمان اشتباه تایپی حذف نکنند. برویم سر اصل موضوعات و خبرهای خوش را مرور کنیم؛ بهترین تفریح ما فقرا یا خواب است، یا مرور خبرهای خوش.
یکم: صدا و سیمای ما ارشاد باید گردد؟
اقدام ذوقبرانگیز یکی از خبرنگاران رسانهی ملی عراق در پرتاب لنگهکفش بهسوی دشمن یا همان بوش، ذوق خبرنگار رسانهی ملی خودمان را برانگیخت تا از ملت شریف بخواهد که بهطرف درخت که دشمن فرضی میشود لنگه کفش پرتاب کنند. با توجه به ذوق سرشار و حس صمیمی ـ سیاسی ـ ننهقمری این خبرنگار عزیز در پوشش صمیمی اخبار مربوط به لنگهکفش و بوش، درخواست میشود ایشان را تجلیل و فورا بازنشسته کنند تا در موارد مشابه یکوقت ذوقشان بهطرف مدلسازی اتفاقات سیاسی داخلیمان نرود.
دوم: مترو هنر چندم است؟
ظاهرا موضوع مشکوک تئاتر شهر و مسالهی مهمتر توسعهی متروی شهری و با توجه به این ستون که در یک نهاد آبرومند منتشر میشود، ایجاب میکند که وزارت ارشاد از شهرداری تهران چیزهایی را بهصورت ضربالاجل درخواست کند و مسالهی تئاتر و هنر را بیان کند و بحثهای فلسفی دربارهی هنر و مترو و تلفیق آنها مطرح شود که از حوصلهی این ستون و ما و شما خارج است؛ در نهایت ما امیدواریم با افتتاح ایستگاه متروی تئاتر شهر، ملت بتوانند از تئاترهای سیثانیهای بهره ببرند و همهچیز به خوبی و خوشی تمام شود.
سوم: انتقاد شدید «امیرجلالالدین اعلم» از وضعیت ترجمههای ادبی در ایران
«امیرجلالالدین اعلم با بیان اینکه ترجمهی بسیاری از رمانهایی که اکنون منتشر میشود، مزخرف است، گفت: «شما یکبار به ضمیمهی «کتاب هفته» که نام کتابهای تازه منتشر شده را چاپ میکند، مراجعه کنید. ببینید، چقدر کتاب مهمل منتشر میشود. چقدر مترجم بد داریم. بنده به ضرس قاطع و به قطع و یقین میگویم از صد در صد این مترجمان ایرانی حدود نود درصد آنها بیسواد و حداکثر کم سواد و آدمهای فرصت طلب و اهل پول هستند»؛ وی همچنین به این نکته اشاره نکرد که خب یک مترجم بیسواد چون پول را از راه دیگری نمیتواند دربیاورد، ممکن است با ساماندهی این اوضاع از گرسنگی بمیرد.
چهارم: روند ملیسازی
با رونمایی خودروی ملی «مینیاتور» ظاهرا رقم دقیق خودروهای ملی به هجده و رقم دقیق چیزهای ملی به هفتهزار و سیصد و نه رسیده است؛ صرفنظر از این که چرا یک واژهی فرانسوی برای یک خودروی ملی انتخاب شده است، امیدواریم بتوانیم با ورود چیزهای بیشتر ملی، دائما گامهای محکمی رو به جلو برداریم. آگاهان هنوز دربارهی این که این «جلو» یا «عقب» کجاست و چطور میتوان کلا جلو نرفت، اظهار نظر نکردهاند. نگارندهی این ستون امیدواریهای دیگری هم داشت که فقط بهدلیل کمبود جا حذف شد.
پنجم: ساماندهی از بالا و پایین
در همایش افق رسانهی ملی اعلام شده است که نظام باید وبلاگها را جدی بگیرد؛ با توجه به آن که مقولهی وبلاگها هنوز تعریف نشده است و با توجه به آن که وبلاگها بهصورت پیشفرض چیزهای خوبی نیستند مگر آن که خلافش ثابت شود و با توجه به آن که معمولا وبلاگها را مثل بقیهی چیزها تا بخواهند سامان بدهند کلی طول میکشد و بهطور کلی از موضوعیت خواهد افتاد، بهتر است که بی خیال این موضوع بشویم و به ساماندهی چیزهای واجبتر برسیم.
ششم: تخیل مجاز
بهرام عظیمی، انیماتور مشهور، از حضور چند بازیگر مشهورتر در پروژهی انیمیشن سینماییاش با نام «تهران 1500» خبر داده است؛ متاسفانه در خبر منتشرشده جزئیات این حضورهای رنگارنگ و مسالهی مجوز این بازیها آورده نشده و نگرانیهایی به جامعهی سینمایی ایران تزریق شده است؛ تصور کنید که مثلا حبیب رضایی را بهخاطر مدل موی نامتعارف جمعآوری کنند؛ یا حتی خود فیلم را. نگارنده توصیه میکند دوستان انیماتور در چارچوب قانون تخیل کنند.
هفتم: محکوم میکنیم
ظاهرا فیلم جدیدی از امریکا با نام «کشتیگیر» ظاهر شده است که در آن نماهای توهینآمیزی از پرچم ایران وجود دارد؛ با توجه به آن که دوستان امریکایی کلا دربارهی ایران توجیه نیستند و فیلم سیصدشان را هم که خیلی جدی نبود، بعضی از دوستان جدی گرفتند، پیشنهاد میکنیم کلا این فیلمها را تحویل نگیرند؛ نهایتش آن است که خودمان چند فیلم با برد جهانی میسازیم و بهشدت با آنان نبرد مینماییم. البته هنوز معلوم نیست که آیا فیلم جشنوارهای ساختن خوب است یا نه و آیا کیارستمی بودن یک مزیت است یا نه و به ما چه.