پرنده هنگام ِ مرگ، «ور می پرد».
با آب پاشی، كبریت را عقیم كردم.
مزه ی بساز بفروش، «خاك» است.
تولد، دست مرگ را هم بند می كند.
دریا بدون ِ تشنج، كف بر لب می آورد.
ریاضی ِ پرواز را 7 و 8 ها رقم می زنند.
«گل ِ قهر»، بی سر و صدا قهر می كند.
سایهام، بی سرو صداترین موجود ِ دنیاست.
مرغ ِ نور چشمی، تخم ِ دو زرده می گذارد.
«دیوار ِ حاشا» با همه ی بلندیش «پی» ندارد.
رهایی ِ پرنده، آغاز ِ زنگ ِ تفریح ِ قفس است.
با طلوع ِ صبح، خواب ِ مترسك آشفته می شود.
سوگ نوای ِ «نوار ِ » غزه را بعد ها تاریخ«پخش» خواهد كرد.
درحرم سرای ِِ «قانون»، حرف ِ اول و آخر را «ماده»ها میزنند.
برایشكستن ِ غرور ِ فولاد، از او سیم ِ ظرفشویی درست كردند.