خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
کلام آغازین
24 اسفند 1388
26 آبان 1388
31 شهریور 1388
3 خرداد 1388
26 فروردین 1388
10 اسفند 1387

11 بهمن 1387
25 دی 1387
خسرو آقایاری
8 دی 1387
مرجان فولاد وند
26 آذر 1387
5 آبان 1387
6 مهر 1387
9 شهریور 1387
24 تیر 1387
خسرو آقایاری
25 دی 1387

«من اراد الله به عبده خیراً قذ فسفی قلبه حب الحسین علیه‌السلام»
اگر خداوند اراده و قصد خیر برای بنده‌ای از بندگانش داشته باشد، محبت حضرت حسین علیه‌السلام را در قلب او قرار می‌دهد.
داستان آفرینش، داستان شگفتی است، رمانی به بلندای آفرینش و با ساختاری بسیار مستحكم و شخصیت‌هایی كه با قوت در این صحنه ظاهر می‌شوند و به ایفاء نقش و پیشبرد وقایع این داستان بلند كمك می‌كنند.
داستان آفرینش، مثل هر داستان دیگری با یك عدم تعادل آغاز می‌شود. ماجرای تازه‌ای كه به خاطر خلاف آمد عادت بودنش، روند عادی و عادتی زندگی را به هم می‌زند. ماجرای اغوای آدم و خوردن از میوه ممنوعه و هبوط او به همراه حوا به زمین عدم تعادلی است كه صحنه داستان را به طور كامل تغییر می‌دهد. داستان آدم در زمین داستان غم‌ها و حرمان‌های بزرگی است. اندوه بی‌پایان رانده شدن از بهشت، دور ماندن از اصل و مصیبت‌های زمینی، كه روح آسمانی او را آزرده می‌كرد. تاریكی و لكه‌ای كه در ذهن او نقش بسته بود به خاطر نافرمانی در برابر دستور آفریدگار اگرچه آن را گناه نخوانند و ترك اولی بدانند، باز هم جان او را می‌آزرد.
سالیان دراز توبه و اندوه و گریستن‌های بی‌پایان آدم كه عرصه را بر پیرامونیان او تنگ كرده بود، زندگی را با دشواری رو در رو كرده بود.
آنچنان كه در قرآن یاد شده است؛ فتلقی آدم من ربه كلمات فتاب علیه و هو الرحمان الرحیم پس از سالیان دراز ندبه و گریستن، شبی فرشته وحی بر آدم ظاهر می‌شود و به او نوید بخشش و رحمت می‌دهد اگر خداوند را با اسمایی كه به او نشان می‌دهد بخواند. به اشارت جبرئیل، آدم به ساق عرش نظر می‌انداز و پنج نام مقدس را زیارت می‌كند و خداوند را به آنها می‌خواند و مورد رحمت خداوند قرار می‌گیرد.
پس آنگاه آدم از جبرئیل می‌پرسد كه اینها كیستند كه چهار نام نخست در من بهجت و سرور ایجاد می‌كند و این نام پنجم در من حزن و اندوهی بی‌پایان را برمی‌انگیزد و جبرئیل می‌گوید اینها فرزندان پاكی از صلب تو هستند، نخست پیامبر آخرالزمان و بعد وصی او و دیگر دختر پاكش و آن دو دیگر، دو فرزند دلبند او هستند. آدم از دلیل اندوهش می‌پرسد و جبرئیل او را به واقعه كربلا می‌خواند و ماجرای عصیان پیروان پیامبر آخرالزمان و شهادت حسین را برای او روایت می‌كند و آدم به تلخی بر شهادت حسین می‌گرید و در روایت آمده است كه آدم به خاطر این مصیبت پنج روز در خلوت خود به ماتم می‌نشیند و پس از آن همواره بر ماجرای شگفت حسین (ع) می‌گرید. خلجانی در جان آدم راه یافته است كه چرا، چرا باید پیروان محمد فرزند او را به شهادت برسانند و چه شگفت عشقی كه از حسین به ظهور رسیده است آیا او هم می‌تواند در ثواب این عشق سهمی داشته باشد، نه تنها با گریستن بر حسین، بلكه به واقع!
پس از آن ماجرای هابیل و قابیل اتفاقی می‌افتد، كشمكش بزرگی كه عدم تعادل دیگری برای پیشبرد این رمان بزرگ است و پیدایش سنت نخستینی كه سرآغاز تمامی كشمكش‌های بی‌پایان فرزندان آدم است. آدم داغ فرزند را تجربه می‌كند و اندكی از مصیبت حسین را می‌چشد و به خاطر این سنت تلخ و مظلومیت فرزندانش به بلندای تاریخ می‌گرید و نخستین مرثیه سرای حسین شهید است. پیوستگی حوادث و حادثه‌های دامنه‌دار و گسترده‌ای كه ماجرای فرزندان آدم را به سرعت به پیش می‌راند همواره یادآور این واقعیت است كه كربلا رفیع‌ترین قله آفرینش، نقطه عطف تاریخ و آیینه تمام نمای انسانیت است. نقطه اوجی كه مثل و مانند ندارند و تمامی وقایع شگفت تاریخ در برابر عظمت آن رنگ می‌بازند و كربلا پررنگ‌تر از تمامی آنها همچنان بر اوج این قله می‌درخشد. اثبات این مدعا كه كربلا نقطه اوج، عطف و اثرگذارترین واقعه این زمان است كار دشواری نیست. چرا كه كربلا تنها واقعه‌ای است كه بدایت تاریخ و نهایت آن را با خود گره زده است. به روایت منابع دینی پس از آدم، انبیاء بزرگی چون نوح، موسی، زكریا، یحیی، عیسی بر حسین گریستند و با استعانت از اسم مقدس او خداوند را به مدد خواندند و از مهالك بزرگ رستند. همچنین است ابراهیم خلیل الرحمن و تقاضای منزلتی كه از خداوند دارد و اسماعیل را فدیه می‌كند و چه رندانه حافظ لسان الغیب این رشته را به نظم می‌كشد كه:
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ    چرا كه وعده تو دادی و او به جا آورد
ادعای اینكه عاشورا نقطه عطف آفرینش است و بدایت تاریخ را با نهایت پیوند زده است آنگاه تحقق می‌یابد كه در روایات می‌خوانیم كه موعد علیه‌السلام، منتغم بزرگ این خون شگفتی است كه ثارالله خوانده شده است و عاملی است برای جداسازی حق از باطل.

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: