در آینه، در ساعت جیبی، در شن
در ینجه، در جامه من، در ساقه
در جوهر خودكار، خدا پنهان است
*
آه
مانده روی شانهام
مصرعی بلند و كج
از قصیدهای سیاه.
*
یك معجزهی كوچك
-خیلی آسان-
افتاده درختهای گز در لیوان.
*
موسم آهوانِ نا آرام
شدهام محو آن دو چشم سیاه
در سراشیب تنگهی بادام.
*
دنبال چه می دود در این آبادی
این رود پریده رنگ
با این عجله؟
*
یك تنگ كه از ترانه خالی شده است
درباره ی من چگونه می اندیشد
این گربه ی خیس؟
*
از آن بالا
مگر چه می بیند ابر؟
می ایستد و به حال ما می گرید ...
*
پر پیچ و خم است
سنگلاخ است
كجاست؟
آن كوچه كه می برد مرا خانهی دوست ؟