خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
اخبار
17 خرداد 1388
3 خرداد 1388
31 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
30 اردیبهشت 1388
سینمای ایران
21 اسفند 1388
7 اسفند 1388
سینمای جهان
19 مهر 1388
10 مهر 1388
یادگارها
27 مرداد 1388
28 اردیبهشت 1388
22 اردیبهشت 1388
9 اردیبهشت 1388
25 فروردین 1388
فن هنرپیشگی
31 شهریور 1388
تئاتر
10 بهمن 1388
9 بهمن 1388
سعید نیكو رزم
7 بهمن 1388
6 بهمن 1388
1 اسفند 1387
«Revolutionary Road» جدیدترین فیلم سام مندز است كه یكی از بهترین بازی‌های بازیگران مطرح  خود یعنی كیت وینسلت و لئوناردو دی كاپریو را در آن شاهد هستیم. بازیگران فیلم كه هر دو كاندیدای مهمترین جوایز در آمریكا (گلدن گلوب و اسكار) شده‌اند (كه كیت وینسلت امسال موفق به دریافت گوی طلایی برای همین فیلم شده) شاید بازی خود را مدیون درام خوش پرداخت فیلم هستند كه ارزشمندترین ویژگی آن شخصیت پردازی‌اش است. «Revolutionary Road» بازگو كننده زندگی فرانك و اپریل است كه پس از آشنایی ساده و بی مقدمه، با یكدیگر ازدواج می‌كنند و بچه‌دار می‌شوند. اپریل سودای هنرپیشه شدن را در سر دارد اما در واقعیت این امر امكان پذیر نیست و در نقطه مقابل فرانك به زندگی روزمره‌اش عادت كرده است و دوست ندارد كه اپریل از قالب به دست آوردن آرزویش بیرون بیاید. اما در واقع هر دو می‌دانند كه ادامه یك زندگی ساده و تكراری امكان پذیر نیست. اپریل به فرانك پیشنهاد می‌كند كه رویای زندگی در پاریس را به واقعیت تبدیل كنند و فرانك می‌پذیرد اما پیشنهاد بالای مالی به فرانك و باردار شدن اپریل در هیاهوی سفر به پاریس این رویای آنها را نیز به هم می‌ریزد و در نهایت ماندگار می‌شوند. گره‌های فیلمنامه همگی دارای مقدمه محكم و قابل تاملی‌اند و این مقدمه‌ها در اجرای بازیگران هم دیده می‌شود. اپریل پس از مقدماتی كه برای تحقق پذیرفتن آرزوهایش چیده، شور و نشاط عجیبی پیدا می‌كند اما همین شور و نشاط به واسطه باردارشدنش بر هم می‌ریزد و گره كوری ایجاد می‌شود كه مانع از تحقق پذیرفتن آرزوهای اوست. وینسلت در نقش اپریل هم اینچنین سیر صعودی دارد. به گونه‌ای كه با بازی عادی و روزمره همیشگی‌اش ناگهان با به وجود آمدن كشمكش‌های درونی شخصیت اپریل، شروع به بازیهای ضد حسی می‌كند كه تابحال اینگونه تكنیكی به صورت بارز در بازیهای او دیده نشده است. باید گفت وینسلت پس از مقدمه‌ای عادی و بدون هیچ ویژگی خاصی ناگهان تماشاگر را غافلگیر می‌كند. هر چند وقت یك بار حالت رفتاری و حس بازیهایش را تغییر می‌دهد و فقط در یك اكت (اتفاق) سه بار و به صورت پیاپی تكنیك ضد حس را اجرا می‌كند و  ویژگی متفاوتی را به بازی خود می‌بخشد.
اولین ضد حس او در ماشین همسایه‌اش اتفاق می‌افتد، جایی كه به همسرش خیانت می‌كند. با اینكه چهره او را از پشت می‌بینیم اما بازی او در سكوتی سنگین و دست كشیدن بر روی موهایش و نفس نفس زدنش پس از اكت‌های قبلیش كه همراه با شور و هیجان بوده اولین ضد حس را به وجود می‌آورد و این در هم آمیزی مقدمه‌ای می‌شود برای انجام اكت‌های دیگر این نوع بازی توسط او. درست سكانس بعدی صحنه‌ای است كه وینسلت با در دست داشتن سیگاری سر میز ناهار با صحبت‌های شفاف پسر صاحبخانه‌اشان مواجه می‌شود و فحاشی فرانك هم نمی‌تواند از بار سنگین صحبت‌های شفاف پسر صاحبخانه درباره زندگی مشترك آن دو بكاهد. وینسلت به خود می‌لرزد، سیگار را در دستش نگاه داشته و نمی‌تواند پكی بزند و حركتی كند و وقتی صاحبخانه و پسرشان می‌روند، با شنیدن گفته‌های فرانك خنده‌اش می‌گیرد و به خنده‌اش ادامه می‌دهد (باز هم ضد حسی دیگر) و به فرانك می‌گوید تو یك شارلاتانی و بعد سریعا حالت چهره خود را تغییر می‌دهد، جدی می‌شود و او را باز هم شارلاتان خطاب می‌كند و دوباره لبخندی می‌زند و می‌گوید من از تو متنفرم! شاید تمام بازیگران مشهور سینما از این تكنیك برای بیان حالتهای متناقض درونی شخصیتها استفاده كرده باشند، اما وینسلت با تفاوتی كه در یك اكت به چهره و حالت بازیش می‌دهد این تناقض را به شكلی نو ارائه می‌كند. زیرا اگر دقت كنیم او باید عصبی باشد و عصبانیت اولین چیزی است كه یك بازیگر حتی حرفه‌ای درباره این اتفاق به ذهنش می‌رسد و برای اجرایی كردن آن در همان عصبانیتش اوج و فرودی تعیین می‌كند. اما وینسلت دست به این كار نمی‌زند. او در لحظه‌ای كه باید عصبانی باشد می‌خندد و در لحظه‌ای دیگر ما را غافلگیر می‌كند. می‌توان گفت او با خلاقیت خود تمام اتفاقها و حالتها را بر عكس اجرا می‌كند. اما تمامیشان درست منتقل می‌شوند و زیباتر از آب در می‌آیند. به بیان دیگر، این تفاوت گفته شده را می‌توان به عینه در مقایسه روند بازی وینسلت با بازیگر روبرویش دید. دی كاپریو در جایی كه باید عصبی باشد عصبانی است، فریاد می‌زند، جیغ می‌كشد و لوازم را به در و دیوار می‌كوبد و در جایی كه باید شاد و سر حال باشد همان گونه رفتار می‌كند و خرق عادتی در بازیش دیده نمی‌شود. به نظر می‌رسد كه این خرق عادت در بازی وینسلت است كه موجب دریافت جایزه گوی طلایی شده است و جالب است بدانید كه خود او هم پس از دریافت جایزه كه خیلی‌ها آن را از آن آنجلینا جولی برای بازی در بچه عوضی می‌دانستند، از جولی عذرخواهی می‌كند!
بازی كیت وینسلت جزو معدود بازیهایی است كه بُعد فیزیكی بارزی در آن وجود ندارد و از همین لحاظ است كه با نبود حتی گریمی با كمی تفاوت در چهره‌اش، او موفق شده است با بازی درونگرایانه و نه وابسته به عوامل فیزیكی كه اغلب كاندیداها و برندگان جوایز مطرح هالیوود به آن تكیه كرده‌اند و می‌كنند، موفق به این چنین نمایش خیره كننده و دریافت این جایزه مهم شود.
نظرات

در ضمن نام فیلم جاده انقلابی میشه نه جاده آشوب

15 مهر 1388 ساعت 17:19 | b* |  بدون email | بدون آدرس وب

متشكر از نق زیبای شما

15 مهر 1388 ساعت 17:18 | b* |  بدون email | بدون آدرس وب

فرانك (لئوناردو دی كاپریو) و اپریل (كیت وینزلت) زندگی به ظاهر خوبی دارند. انها هفت سال از ازدواج اشان می گذرد و دو فرزند دارند؛ اما هیچ كدام آنها زندگی ای كه روزی آرزویش را داشته اند ندارند. جاده انقلابی یكی از دقیق ترین و پیچیده ترین درام های زن و شوهری است كه هرگز كهنه نخواهد شد و بی اغراق باید گفت كه تنش ها و هیجان های این درام كوچك از هر تریلر حماسی برای آدم های روزگار ما چالش برانگیزتر است. فیلم جاده انقلابی یكی از معدود فیلمهای هالیوودیست كه حرف حساب دارد. جوایز سینمایی: نامزد دریافت اسكار سال 2009 در سه رشته: بهترین كارگردانی هنری – بهترین طراحی لباس – بهترین بازیگر نقش دوم مرد نامزد دریافت جایزه بفتا سال 2009 در رشته های : بهترین طراحی لباس – بهترین بازیگر زن – بهترین مدیریت تولید – بهترین تصویر برنده گلدن گلاب 2009 بهترین بازیگر زن برنده بهترین بازیگر زن سال 2009 انجمن منتقدین سینمایی لندن

15 مهر 1388 ساعت 17:17 | /////////////////// |  بدون email | بدون آدرس وب

فیلم "جاده آشوب" یك مثال از یه زندگیه كه زن و مرد خونه بعد از به دنیا آوردن دو بچه، روزمرگیشون به حدی رسیده كه نزدیكه زندگیشونو به باد بده ولی خانم خونه به خودش میاد. و البته با مشكلاتی كه یكی دو تا نیست. برعكس تایتانیك اینجا "كیت وینسلت" عالی بازی كرده.

4 اردیبهشت 1388 ساعت 18:56 | رایمند |  بدون email | آدرس وب

سلام با تشكر از نقد خوبتان. به نظر من Revolutionary Road فیلم خوبی نبود بلكه بازیگرانش خوب بازی كردند! بازی كیت وینسلت معركه بود. همین طور دی كاپریو. به نظر من گلدن گلوب باید هم به وینسلت تعلق می گرفت. اون بازی كه من ازش دیدم اصلا هیچ جایی حرف و سخنی نمی زاره. البته CHANGELING با كارگردانی كلینت استیوود خود شاهكاری است ولی بازی جولی به پای وینسلت نمی رسد. همون طوری كه گفتم فیلم زیاد زیبایی نبود. در مقابل بنجامین باتن به جز بازی معركه بازیگرانش چیز دیگری نداشت تا بگوید. توفیق رفیق راهتان باد یا علی

2 اسفند 1387 ساعت 00:54 | بنده ای از بندگان خدا |  AMItheWise@gmail.com | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: